روزنامه «خبرشمال» بارها و در گزارش‌های مختلف نوشت که بحران زباله روزی -که چندان دیر نیست- راهِ نفس را بر زندگی در استان مازندران، گیلان و گلستان خواهد بست و امروز با راهکارهایی کهنه و کهن که مدیران بر انجام آن اصرار دارند، باید تأکید کنیم آن روز نزدیک‌تر هم شده است.

روزنامه «خبرشمال» بارها و در گزارش‌های مختلف نوشت که بحران زباله روزی -که چندان دیر نیست- راهِ نفس را بر زندگی در استان مازندران، گیلان و گلستان خواهد بست و امروز با راهکارهایی کهنه و کهن که مدیران بر انجام آن اصرار دارند، باید تأکید کنیم آن روز نزدیک‌تر هم شده است.
امروز مشکل زباله در بسیاری از کشورها، با راهکارهای خردمندانه و علمی تدبیر شد و مدیران ما نیز به درستیِ این روش‌ها اعتماد دارند اما خودشان با طرح بهانه‌های واهی اصرار دارند همان مسیرهای غیرعلمی و غیرهوشمندانه را طی کنند و دردناک است که در این مسیر، هزینه‌های میلیاردی و سرمایه‌گذاری‌های اشتباهی هم انجام می‌دهند که هزینه سنگین برای احداث کارخانه کمپوست در انجیل‌سی بابل-بدون تفکیک- و کارخانه زباله‌سوز ساری و نوشهر -آن هم بدون تفکیک- یکی از این موارد است. هر کسی که اندک بهره از دانش و علوم زیستی داشته باشد می‌داند که سوزاندن یا دفن کردن زباله، با توجه به بافت‌ها و آیتم‌های نامتجانسی که دارد و عمق و وسعت آلایندگی‌اش، شلیک به زندگی طبیعت، انسان و حیوان است.
لقب زباله در همه دنیا «طلای کثیف» است و این مدیران که خود را عقل کل می‌دانند نهایت تلاش و منتهای همت آنان مصروف این شده که این طلا را دفن کنند یا بسوزانند غافل از این‌که هم در سوزاندن زباله و هم در دفن کردن آن، با دستان خود زندگی و آینده زمین و نسل‌های بعد را به مخاطره جدی می‌اندازیم.
با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت متوجه می‌شویم که سطل‌های زباله با رنگ‌های مختلف که هر کدام آیتم‌های اصلی و متفاوت در زباله را به مسیرهای مشخصی هدایت می‌کنند، یک نماد جهانی برای مدیریت پسماند هستند.
یکی از این چهار سطل برای «کاغذ و آیتم‌های سلولزی»، سطلی دیگر برای «پلاستیک»، سطلی برای «شیشه»، سطلی برای «انواع کَن‌ها و قوطی‌های فلزی» است و به هیچ عنوان این چهار آیتم از زباله‌ها را به سمت «لندفیل» یا «زباله‌سوز» هدایت کرد یا آنان را با زباله تَر مخلوط کرد، موضوعی که تقریباً در همه شهرهای استان مازندران و حتی در منازل مدیرانی که تصمیم‌گیر در این بخش هستند، رعایت نمی‌شود.
شاید برخی را خوش نیاید اما وقتی افرادی بر کرسی‌های تصمیم‌گیری سوار می‌شوند که توجهی به تجربه دیگران و همچنین حکم خرد و دانش درخصوص مدیریت پسماند ندارند، راهکارهای تاریخ‌مصرف‌گذشته را به‌عنوان دستاورد معرفی و منّت آن را بر سر مردم می‌گذارند. اگر بتوانیم بخشی از سرمایه‌هایی که برای ساختن لندفیل و انتقال زباله به آق‌قلا می‌شود را به آگاه کردن مردم اختصاص دهیم تا چهار آیتم پیش‌گفته را تفکیک کنند و دمِ در بگذارند، لطف بزرگی به طبیعت کردیم ضمن این‌که از حجم زباله‌های شهر تا ۵۰ درصد کاسته خواهد شد.
این چهار آیتم، قابل بازیافت و برگشت به چرخه مصرف هستند. با استفاده مجدد از انواع شیشه و فلزات، از فشار و بار بر معادن شیشه و انواع فلزات کاسته می‌شود و این معادن که «غیرقابل تجدید» هستند، سال‌های بیشتری برای نسل‌های بعدی باقی می‌مانند و با بازگرداندن انواع پلاستیک مصرف‌شده و دورریختنی به صورت گرانول پلی‌اتیلن و پروپیلن به چرخه مصرف نیز از فشار بر کارخانجات پتروشیمی و مصرف نفت خام و گاز کاسته می‌شود که این فقره نیز جزء منابع تجدیدناشدنی است.
انواع فلزات و مشخصاً قوطی‌های فلزی کمپوت و کنسرو -کَن‌ها- نیز همین وضعیت را دارند و به راحتی به چرخه مصرف باز می‌گردند و از بار اضافی بر معادن این فلزات جلوگیری می‌شود.
آیتم قابل‌بازیافت بعدی موجود در زباله، انواع کاغذ و الیاف سلولزی است که با انتقال آن به کارخانه خمیر کاغذ، می‌توان آن را تبدیل به انواع کارتن و مقوا کرد و در صنایع بسته‌بندی مجدداً به کار گرفت و از قطع بی‌شمار درختان دیگر جلوگیری کرد.
آیتم نهایی در زباله‌های خانگی، زباله تَر است که عموماً شامل باقی‌مانده غذا، پوست انواع میوه و انواع نان است که درصورت وجود سایت‌های مناسب می‌توان آن را تبدیل به کود آلی کرد یا آن را پس از خشک کردن و آب‌گیری کامل دفن کرد یا سوراند که این دو گزینه اخیر، خیلی سازگار با محیط‌زیست نیست.
آنچه که نوشته شد، الفبای مدیریت پسماند است که تقریباً در همه دنیا به‌ویژه کشورهای درحال توسعه، روش‌هایی شناخته شده است اما مدیران شهری ما که درکی از دنیای جدید ندارند و با این اصول و قواعد کاملاً علمی، بیگانه هستند، مسیرهای اشتباهی را دستاوردهای طلایی می‌دانند.
روز گذشته و به‌مناسبت هفته دولت، سایت تصفیه‌خانه بیولوژیکی شهرداری ساری با ظرفیت ۴۰ مترمکعب به بهره‌برداری رسید. برابر ادعای مطروحه، در این طرح، فرآیند تصفیه‌خانه به‌صورت بیولوژیکی ترکیبی (هوازی – بی‌هوازی) شیمیایی است که ضمن تصفیه شیرابه آن را جهت مصارف کشاورزی مطابق با استانداردهای زیست‌محیطی آماده می‌کند. همچنین در این طرح، شیرابه‌های تصفیه‌شده برای شستشوی ماشین‌آلات حمل زباله، آبیاری فضای سبز و محیط‌های درخت‌کاری شده مورداستفاده قرار می‌گیرد.
این اقدام شهرداری ساری البته گام خوبی است اما حقیقتاً کسی نمی‌داند چرا اعضای شورای شهر ساری و همچنین شهردار و مدیرکل دفتر شهری و شوراهای استانداری که در این مراسم حضور داشتند، چیزی از تفکیک زباله در منازل و توجه به آیتم‌های قابل‌بازیافت نمی‌گویند ؟ پرویز شعبانی رییس شورای اسلامی شهر ساری از زباله به‌عنوان معضل اصلی مرکز استان نام برد و گفت: ماهیانه ۱۰ میلیارد تومان برای حمل زباله مرکز استان هزینه می‌شود. سوال ما از رییس شورای اسلامی شهر ساری این است که با تفکیک آیتم‌های قابل مصرف مجدد مانند انواع کاغذ، شیشه، پلاستیک و فلزات چه اندازه از این زباله‌ها که باید تا سایت آق‌قلا حمل شوند و به‌تَبَع از این هزینه ده میلیارد تومانی کم می‌شود ؟ چرا امروز که مرکز استان مازندران، فاقد سایت مستقل برای دفن زباله است، شهرداری و شورا دست به یک اقدام مبتکرانه نمی‌زنند و با کمک گرفتن از این حجم نیروی انسانی بیکاری که در اتاق‌های شهرداری حضور دارند، تفکیک را به خانه‌های مردم نمی‌کشانند ؟چرا اصرار دارند مسیرهای اشتباهی را بروند این آدم‌های اشتباهی ؟!