طی چندسال اخیر که دامنه گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی به مازندران گیلان و گلستان هم رسید، شاهد اتفاقاتی در این دو استان بودیم که بسیاری از پیرمردان هم به خاطر ندارند. افزون بر هجوم ریزگردها به استان گلستان، در سال زراعی اخیر دیدیم اراضی شالیزاری بسیاری در ساری، میاندورود و جویبار به دلیل فقدان آب کافی به حال خود رها شدند و برخی از کشاورزانی که اراضی آنان هم کوچک‌مقیاس بود و هم در حوالی کارخانه چوب و کاغذ مازندران قرار داشت از مدیریت این مجموعه تقاضا داشتند آبِ خروجی تصفیه‌خانه را در اختیار آنان قرار دهند تا بتوانند طی سه ماهه دوران کشت شالی، از آن استفاده کنند.

سرویس سیاسی
طی چندسال اخیر که دامنه گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی به مازندران گیلان و گلستان هم رسید، شاهد اتفاقاتی در این دو استان بودیم که بسیاری از پیرمردان هم به خاطر ندارند.
افزون بر هجوم ریزگردها به استان گلستان، در سال زراعی اخیر دیدیم اراضی شالیزاری بسیاری در ساری، میاندورود و جویبار به دلیل فقدان آب کافی به حال خود رها شدند و برخی از کشاورزانی که اراضی آنان هم کوچک‌مقیاس بود و هم در حوالی کارخانه چوب و کاغذ مازندران قرار داشت از مدیریت این مجموعه تقاضا داشتند آبِ خروجی تصفیه‌خانه را در اختیار آنان قرار دهند تا بتوانند طی سه ماهه دوران کشت شالی، از آن استفاده کنند.
مجموعه مطالعات جهانی و همچنین ملی درخصوص موضوع آب تأیید می‌کند بحران آب در همین چندساله آتی وارد فاز جدی خواهد شد و ضرورت دارد مدیران این حوزه ضمن آگاه کردن مردم، طرح‌ها و برنامه‌هایی متفاوت از گذشته برای این بخش درنظر بگیرند.
متأسفانه مدیران و نمایندگان هر جا که مشکل کمبود آب را می‌بینند اقدام به حفر چاه عمیق می‌کنند و قصد دارند با لوله‌کشی آب را از قعر زمین به منازل مشترکان برسانند و در پاسخ به این سوال ساده که اگر سطح آب زیرزمینی پایین‌تر از قبل برود و چاه‌های عمیق هم خشک شود چه خواهند کرد، پاسخی ندارند.
ما بارها هشدار دادیم و گفتیم ماجرای خشکسالی در کشور و ازجمله در دو استان مازندران و گلستان به حدی جدی است که همان‌گونه که طی ده ساله اخیر روستاهای زیادی در استان‌های مرکزی خالی از سکنه شد و ساکنانش ار سر ناچاری به حاشیه شهرهای بزرگ روی آوردند، بعید نیست اگر بخش‌هایی از مازندران و گلستان هم طی ده سال آینده به همین دلیل خالی از سکنه بشود. اخیراً شاهد بودیم ریزگردهایی که در یکی دو سال گذشته در شرق گلستان به راه می‌افتاد، به گرگان و از آنجا تا ساری نیز رسید و بعید نیست طی سال‌های آتی هم بر تعداد و هم بر حجم این ریزگردها افزوده شود. برای مقابله با خشکسالی و تأمین آب شرب ساکنان گلستان و مازندران، حفر چاه عمیق روش مناسبی نیست و حتی می‌تواند به پیچیدگی موضوع بیفزاید. رفتن به سمت این راهکارها که بر دامنه مسأله خواهد افزود نشانه این حقیقت تلخ است که کارشناسان در این موضوعات تصمیم نمیگیرند و نمایندگان و برخی مدیران بدون نگاه دقیق کارشناسی و بررسی تبعات این تصمیم‌ها دست به کار می‌شوند و در نهایت نیز پس از صرف اعتبارات کلان خواهیم دید نه تنها مشکل حل نمی‌شود که پیچیده‌تر هم خواهد شد.
برای حل ریشه‌ای مشکل کمبود آب، برق و گاز در مازندران در گام نخست لازم است جلوی ورود مهاجران بیشتر به این دو استان گرفته شود چون ورود مهاجران بیشتر معنایی جز افزایش جمعیت ندارد و افزایش جمعیت یعنی افزایش مصرف آب، برق، گاز و هر چیز دیگر. مهاجرانی که از تهران و استان‌های مرکزی آمدند و در اراضی روستایی و کشاورزی، خانه ساختند طی ده سال آینده سبد مصرف آب استان را تا جایی افزایش خواهند داد که با حفر چاه‌های عمیق نیز نمی‌توان آن را مدیریت کرد. نکته دوم مدیریت مصرف آب به‌ویژه در بخش کشاورزی است. برابر برخی آمار حدود ۶۰ درصد از آب در استان‌های مازندران و گلستان به حوزه کشاورزی سرازیر می‌شود و سنتی بودن کشاورزی نیز موجب می‌شود بخش اعظمی از این آب‌ها هدررفت داشته باشد. آگاهی مردم به‌ویژه کشاورزان برای رعایت اصول فنی مربوط به آبیاری وظیفه و تکلیف جهاد کشاورزی است، تکلیفی که تا به امروز به‌درستی انجام نشده است. نکته بعدی جلوگیری از ایجاد پروژه‌های انحرافی مانند سد فینسک است که مشکل کمبود آب در استان مازندران را به‌ حالت خطر می‌رساند.
خشک شدن منبعی چون تجن طی یک بازه دوساله موجب خواهد شد بسیاری از چاه‎های آب شرب و کشاورزی در مرکز و شرق مازندران خشک و کشت شالی در هزاران هکتار از اراضی همین منطقه، ناممکن شود و آن روز از دست طراحان حفر چاه عمیق هم کاری ساخته نیست. مدیران، نمایندگان و دلسوزان مردم مازندران و گلستان از امروز باید برای چنین بحرانی قدم بردارند و به جای اقداماتی چون حفر چاه، جلوی هدررفت منابع فعلی آب را سد کنند.