حالا در تازهترین خبرها، مدیر بیمارستان شهید بهشتی نوشهر با تایید مطالب منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر ضرب و شتم یک پزشک جراح عمومی در این مرکز درمانی گفت: ضارب متواری شده و پیگیریها از سوی نیروی انتظامی برای یافتن او ادامه دارد.
روز جمعه مطالبی با محتوای «ضرب و شتم پزشک جراح عمومی از سوی همراهان یک بیمار در بخش اورژانس بیمارستان شهید بهشتی نوشهر» در فضای مجازی منتشر شد که نگرانی بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی و افکار عمومی استان مازندران را به همراه داشت. حسین حاج منوچهری در این باره گفت: حوالی ساعت ۲۲ شب جمعه ۲۸ دی ماه با انتقال یک بیمار بدحال سرطانی به بخش اورژانس بیمارستان نوشهر، پزشک جراح پس از معاینه این بیمار دستور داد به بخش آی سی یو منتقل شود که این فرایند به سبب انجام اقدامات اولیه به طور طبیعی زمانبر شد. وی اظهار کرد: همراهان این بیمار بابت این موضوع، با الفاظ رکیک همراه با توهین و افترا با پزشک جراح نزاع کرده و او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند. این مسوول گفت: متاسفانه این پزشک از ناحیه صورت و گردن دچار آسیب جدی شد و اکنون در خانه بستری است. مدیر بیمارستان نوشهر گفت: عامل ضرب و شتم هم متواری شده و نیروهای امنیتی و انتظامی برای دستگیری وی در حال جستوجو هستند. این پزشک جراح از ۲ سال گذشته تاکنون به منظور ارائه خدمات به بیماران در بیمارستان نوشهر فعالیت دارد. اما این اتفاق، آخرین مورد از مواردی از این دست نیست. حدود ۲۳ و ۲۱ دقیقه دوشنبه شب ۲۱ آبانماه ۱۴۰۳، یک پزشک متخصص قلب و عروق در منطقه رجا شهر یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد به قتل رسید. ۲۶ اردیبهشت امسال نیز سرپرست اورژانس پیش بیمارستانی لرستان از ضرب و شتم پرسنل اورژانس بیمارستان ابن سینا دلفان شهرستان خرمآباد خبر داد. درگیری منجر به ضرب و جرح در بیمارستان هفت تیر شهرری و ضرب و شتم پرسنل اورژانس بیمارستان ابن سینا دلفان شهرستان خرمآباد موارد دیگری از حمله به کادر در ماههای اخیر است. بر اساس ماده ۶۰۸ قانون مدنی، توهین و فحاشی به پرسنل درمانی حین انجام وظیفه جرم است. همچنین در مواردی که شخص حین توهین مرتکب ضرب و جرح عمدی شود و به پرسنل صدمه بزند، اقدام وی علاوه بر مجازات ضرب و جرح عمدی موجب اخلال در نظم، صیانت و امنیت جامعه محسوب میشود. هرچند مسئولان وزارت بهداشت و سازمانهای مرتبط واکنشهای مختلفی به این موضوع داشتهاند اما این سوال مطرح است که ریشه این خشونتها از کجا نشأت میگیرد؟ و چرا تا کنون راه حل جدی برای حل این مشکل تدبیر نشده است.
ولیالله وحدانینیا، دکترای سیاستگذاری پزشکی در خصوص افزایش خشونت علیه کادر درمان، بهویژه پزشکان و پرستاران، به تحلیل ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است. وی ابتدا بر نقش برجسته رسانهها در انعکاس و گاه بزرگنمایی وقایع تأکید کرد و گفت: در دنیای امروز که عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات است، اخبار رویدادها به سرعت منتشر میشوند و گاه با بزرگنمایی همراه هستند. رسانهها و شبکههای اجتماعی میتوانند نقش بسزایی در برجسته کردن یا تغییر شکل واقعیت داشته باشند. این مسئله نه تنها در حوزه سلامت بلکه در سایر بخشها نیز قابل مشاهده است. وی افزود: به عنوان مثال، در گذشته اگر حادثهای مشابه در اورژانس بیمارستان رخ میداد، معمولاً محدود به همان محیط باقی میماند. اما امروز، با وجود گوشیهای هوشمند و اینترنت پرسرعت، افراد میتوانند بلافاصله از صحنه فیلمبرداری کنند و آن را به اشتراک بگذارند. این انتشار سریع در فضای مجازی موجب میشود که رویدادها بازتاب گستردهتری پیدا کنند و گاه واقعیت آنها دگرگون شود.
وحدانی نیا در مورد سابقه خشونت در کادر درمان اظهار کرد: ما در بحث بهداشت و درمان همیشه با یک شرایط بحرانی مواجه هستیم یعنی همیشه در جایی که خدمت بهداشت و درمان میخواهد ارائه شود به خصوص در بخشهای اورژانس که اساساً بخشهای ارائه خدمات بحرانی هستند در یک طرف، کادر درمانی هستند که باید به بیماری که وضعیت بحرانی دارد رسیدگی کنند و کادر درمان تحت استرس زیادی هستند که باید کارشان را درست انجام بدهند و جان افراد را نجات بدهند و از آن طرف خانواده بیماری هستند که آنها هم تحت یک فشار زیادی به خاطر این شرایط بحرانی قرار دارند و خود بیمار هم در یک طرف دارای شرایط بحرانی است به همین خاطر تمام تصمیمات کادر درمان در این شرایط، تصمیمات بحرانی هستند پس باید ازاین جنبه مدیریت بحران و در واقع از پشت لنز بحرانی بودن داستان هم به موضوع توجه بکنیم. وی گفت: در چنین بافت خدمتی پدیدار شدن خشونت علیه کادر درمان، از جمله پزشکان و پرستاران، پدیدهای جدید نیست. در دهههای گذشته نیز چنین اتفاقاتی رخ داده است، اما به دلیل نبود ابزارهای رسانهای مدرن، این موارد کمتر به گوش عموم مردم میرسید. تجربههای گذشته نشان میدهد که این گونه حوادث در محیطهای بیمارستانی همواره وجود داشتهاند، اما امروزه با قدرت رسانهها، به سطح جامعه کشیده شده و بازتاب بیشتری پیدا کردهاند.
دکترای سیاستگذاری در پی حادثه تلخ از دست دادن یکی از پزشکان کشور، داوودی در یاسوج، گفت: در پی حادثه تلخی که برای این پزشک اتفاق افتاده است به همین شکل باید به موضوع نگاه کنیم که در یک شرایط بحرانی اتفاقی افتاده که در رسانهها منعکس شده و ما از جزئیات پرونده اطلاعی نداریم و چیزی هم که من اطلاعات دارم در حد همان است که در رسانهها انعکاس پیدا کرده. یک بیماری مراجعه میکند به بخش اورژانس با مشکل حمله قلبی و معمولاً حملات قلبی که در سن ۴۰ سال ۵۰ سال اتفاق میافتد حملاتی هستند که خیلی زود شروع میشوند و خیلی زود هم میتواند بیمار را به سمت مرگ ببرد و باید یک خط مراقبت سلامت حرفهای پای کار باشد با امکانات و تجهیزات و آدمهای حرفهای تا آنها بتوانند به خوبی رسیدگی کنند و نگذارند که بیمار به سمت شرایط بدتر برود. به گفته وی، ما فقط در جریان اتفاقی که افتاده است قرار داریم و از جزئیات این پرونده اطلاعی نداریم که آیا واقعاً قصوری اتفاق افتاده یا نه ولی آنچه که گفته میشود در روال طی شده ظاهراً پزشک و کادر درمان تبرئه میشوند. در آن طرف داستان خانواده بیماری است که میتوانیم بگوییم به حال خودشان رها شدند آنها بالاخره ادعایی دارند و نتوانستند قانع شوند که اینجا عدالت برقرار شده. برای ریشهیابی و کاهش این نوع خشونتها، لازم است علاوه بر توجه به تأثیر رسانهها، به عوامل اجتماعی، اقتصادی و روانی مرتبط با آن پرداخته شود. آگاهیرسانی و اتخاذ سیاستهای حمایتی مناسب میتواند در کاهش این پدیده مؤثر باشد. وی در پاسخ به این سوال که از اساس چرا چنین اتفاقاتی میافتد، یعنی فارغ از مورد خاصی که پیش آمده به صورت کلی خشونت علیه کادر درمان اساساً چه ریشههایی دارد، مطرح کرد: خشونت علیه کادر درمان یکی از مسائل جدی در سراسر جهان است و پژوهشها در دنیا نشان میدهند تا ۴۰ درصد از کارکنان درمانی تجربه خشونت را به اشکال مختلف (فیزیکی، روانی و کلامی) گزارش کردهاند. در ایران نیز این معضل بهویژه در شکل فیزیکی آن، مورد توجه قرار گرفته و نگرانیهایی جدی ایجاد کرده است.
وحدانی نیا عنوان کرد: با این حال، خشونت محدود به حوزه سلامت نیست و در سطح عمومی جامعه نیز نمودهای فراوانی دارد. نمونهای از این رفتارهای خشونتآمیز، به واقعهای در یزد بازمیگردد؛ جایی که یک زن در واکنش به مزاحمت دو مرد، با چاقو به راننده یکی از خودروها حمله کرد و وی را به قتل رساند. این حادثه که تنها از یک تنش ساده در خیابان آغاز شده بود، نشاندهنده سطح بالای خشم و عصبانیت در رفتارهای عمومی جامعه است. این وضعیت، نیازمند بررسیهای جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی عمیق است. این گونه رفتارها که فراتر از نظام سلامت در بخشهای مختلف جامعه دیده میشود، نشاندهنده لزوم توجه به ریشههای فرهنگی، اجتماعی و روانی خشونت است.
حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت نیز طی گفتوگویی به موشکافی این مساله پرداخته و میگوید:« اکثر خشونتهایی که علیه کادر درمان اتفاق میافتد در بخشهای بیمارستانی یا ارتباط به بخشهای درمان ما رخ میدهد و در بخش بهداشت خشونتها به نوعی خشونتهای کلامی و گذرا هستند اما خشونتهای فیزیکی در بخشهای درمانی و از همه مهمتر در بخش اورژانس به وقوع میپیوندد.
علت وقوع خشونت در بیمارستانها را از آمبولانسها شروع میکنیم؛ مردم با اتفاقی که برای بیمارشان افتاده، حالت اضطرار و فشار دارند و در استرس وحشتناکی هستند که فکر میکنند جان بیمارشان به زودی از دست میرود و خود را ذیحق میدانند که یک آمبولانس در کوتاهترین زمان ممکن برسد و بیمار آنها را جابهجا کند و با دیر رسیدن آمبولانس واکنش خشونتآمیزی دارند. دیر رسیدن آمبولانس به دلایلی چون کمبود آمبولانس در مسیر بیمار، مزاحم تلفنیهایی که با اورژانس تماس میگیرند و به دروغ درخواست کمک میکنند، آدرسهای اشتباه، ایجاد ترافیک در مسیر ویژه اعزام آمبولانس توسط برخی از مردم و مواردی این چنینی باعث بروز خشونت کلامی و بعد از آن درگیری فیزیکی همراهان بیمار با کادر درمان میشود و در این بین قطعا هیچ دلیل فردی و شخصی وجود ندارد.بعد از اورژانس و انتقال بیمار به بیمارستان افراد فکر میکنند هر کسی بیمار خود را آورد باید بلافاصله در بخش توسط پزشک معاینه و سپس بستری شود؛ در حالیکه در تمام بیمارستانهای دنیا بر اساس یک پروتکل جهانی بیمارها طبقهبندی شده و بعد از آن با اولویت بندی پزشکان که بر اساس وضعیت بیمار تعیین میشود، کار بستری بیمار انجام خواهد شد.
اولین موردی که بارها دیدهام عامل شروع دعوا و خشونت در اورژانس و در بیمارستانها میشود، همین مسئله کمبود تخت است که اجازه پذیرش و بستری هر بیماری را به پرستار نمیدهد.
عدهای از مردم فکر میکنند اورژانس هم مثل صف نانوایی است و چون زودتر رسیدهاند، بیمارشان هم باید زودتر پذیرش و بستری شود؛ در حالی که اصلا اینگونه نیست و باید طبق همان طبقه و اولویت بندی اقدامات لازم اجرا شود. درگیریها و خشونت علیه کادر درمان در مراحل و نقاط مختلف درمانی علل متعددی مختلفی دارد؛ جدای از بحث آستانه تحریک که مردم و همراهان بیمار نسبت به اورژانسها دارند پرسنل اورژانس و مراکز درمانی هم به دلیل شرایط جایی که در آن کار میکنند، خیلی نباید انتظار داشت که بعد از ۲۴ ساعت کار سخت، افراد آرام و متین باشند.
الان قیمت خدمات درمانی ارزان نیست و یکی از جاهایی که احتمال درگیری لفظی و خشونت وجود دارد، زمان پرداخت وجوه است؛ چه کسی که برای بیمار خود پول میدهد و چه کسی که مثل پزشک یا پرستار این پول را دریافت میکند. ممکن است خیلی از پرسنل ما هم بخاطر تامین مخارج زندگی دو-سه شیفته باشند و به دلیل خستگی گاهی با همراهان بیمار درگیر شوند. بیشترین عامل شروع خشونت تعداد زیاد همراهان بیمار هستند و اینکه در اورژانسها و بیمارستانها به این مسئله که هر بیمار تنها یک همراه داشته باشد، به دلیل جلوگیری از وقوع خشونتهای احتمالی است.» ناگفته پیداست که سطح عمومی خشونت در جامعه ایران بالاست و سال به سال هم سیر صعودی مییابد. ریشه این خشونت افسار گسیخته را نیز باید در مسائل و مشکلات عمیقِ اقتصادی، اجتماعی، بی عدالتیها و تبعیضهای موجود در جامعه و بسیاری از چالشهای حل نشده در کشور جستوجو کرد.
شاید اگر ارادههایی برای گره گشایی از این مصائب وجود داشتند، امروز آمار خشونت تا این اندازه بالا نبود و مردم گاه برای یک ناسزا به جان هم نمیافتادند و به یکدیگر آسیب نمیرسانند، آسیبهایی که در بعضی موارد به مرگ افراد منجر میشود.
- نویسنده : مائده مطهری زاده


























