هر سال با آغاز برداشت شالی در تیر و مرداد، یکی از نگرانی‌های عمومی، ابر کبودرنگی از دود است که بر فراز مناطق وسیعی از شالیزارها مشاهده می‌شود، دودی که ناشی از به آتش کشیدن کاه و کلش است.

این روزها و با افزایش دما برداشت کشت دوم در مزارع برنج مازندران به‌ویژه در شهرهای بابل و آمل اوج گرفت و به‌موازات آن، سوزاندن کاه و کلش که در زبان تبری به آن «کَمِل» می‌گویند نیز افزایش می‌یابد. مشکلی که طی سال‌های اخیر زیاد شد و به‌رغم این‌که همه مردم از مضرات آن آگاهی دارند و مسئولان نیز نسبت به این کار هشدار می‌دهند و حتی دستگاه قضایی نیز با توجه به برخی قوانین زیست‌محیطی این کار را جرم می‌داند، همچنان ادامه دارد.
روز پنجشنبه خبرنگار «خبرشمال» به یکی از روستاهای بخش دابودشت آمل رفت، جایی که قطعاتی از اراضی شالیزاری کشت دوم برداشت شده بود و قطعاتی نیز آماده برداشت بود.
از یکی از معتمدان روستا پرسیدیم کشاورزان با «کَمِل» چه می‌کنند که در نهایت صداقت و صراحت پاسخ داد آتش می‌زنند. مشکلات تنفسی این اقدام و همچنین زیان‌هایی که برای سلامت انسان و محیط‌زیست دارد را به این فرد که خود نیز کشاورز است یادآور شدیم. وی تاکید کرد که آنچه شما می‌دانید و کاملاً علمی است را کشاورزان نیز می‌دانند. هشدارهایی که جهاد کشاورزی شهرستان، بخشداری و دهیاران می‌دهند هم درست است اما از کشاورز بپرسید چرا این کار را انجام می‌دهد؟ من به شما می‌گویم: چون راهی ندارند. این کشاورز ۷۰ ساله ادامه داد: در گذشته قبل از این‌که شالی را برداشت کنیم، مشتریان «کَمِل» برای پیش‌خرید می‌آمدند اما کمل پیدا نمی‌شد، چرا ؟ چون بیشتر روستاییان در منازل خود طویله داشتند و در طویله چند گاو و چند گوسفند پرورش می‌دادند و این کمل برای نیاز خودشان بود. وی گفت: کشاورزان در آن روزها کمل‌ها را اطراف سقف و دیوار طویله با ظرافت می‌چیدند تا در زمستان از نفوذ هوای سرد به داخل طویله جلوگیری کند و دام‌ها سردشان نشود و اضافی کمل را در گوشه‌ای دورتر بر روی هم با نظم خاصی می‌چیدند و به آن «کمل‌کوپا» می‌گفتند و برای کشاورز روستایی دارایی محسوب می‌شد چون خوراک اصلی دام در فصل زمستان بود حالا مسئولان باید از خود بپرسند چرا از آن نقطه که کمل یک سرمایه ارزشمند برای خانواده تلقی می‌شد به جایی رسیدیم که کشاورز نمی‌داند با این عنصر مزاحم چه بکند ؟ ضمن تایید نکته‌ای که این کشاورز گفت باید تاکید کنیم امروز سبک زندگی روستاییان تغییر کرده و زندگی بسیاری از روستانشینان ازنظر رفاه و مصرف‌گرایی با زندگی شهرنشینان پهلو می‌زند و هم‌زمان دامداری نیز به فعالیتی پرهزینه و کم‌درآمد تبدیل شد و در نتیجه آن بسیاری از روستاییان طی سه چهار دهه اخیر دام‌های خود را فروختند و در همین روستاهای بخش مرکزی ساری اگر بگردید یک خانه نیست که در آن طویله و گاو وجود داشته باشد.
نابود شدن دامداری کوچک‌مقیاس که هم ریشه‌های اقتصادی دارد و هم به تغییر سبک زندگی مربوط است و ریشه‌های فرهنگی دارد، در به آتش کشیدن کاه و کلش کاملاً مشهود است.
از طرف دیگر به‌خاطر تنش‌های آب و هوایی و این‌که ممکن است امروز هوا آفتابی و دو روز بعد بارندگی باشد، کشاورز وقتی شالی خود را برداشت کرد باید در کوتاهترین زمان، کاه و کلش را از شالیزار پاک کند به این دلیل که اگر این کار را انجام ندهد و باران بیاید این کاه و کلش به زمین می‌چسبد و به این زودی هم تجزیه نمی‌شود و کشت را در بهار دشوار می‌کند ضمن این‌که اگر کشاورزی بخواهد در پاییز شبدر بکارد، این کاه و کلش مانع بزرگی هستند و باید هرچه زودتر از شر آن رها شود. دولت و مدیران جهاد کشاورزی یا این بدیهیات را نمی‌دانند یا طرحی در ذهن خود ندارند و تنها به کشاورزان هشدار می‌دهند که آتش زدن کاه و کلش جرم است و به زمین و هوا آسیب می‌رساند که البته سخن درستی است. پیشنهاد ما این است که جهاد کشاورزی قرارداد و تفاهم‌نامه‌ای بین بخشداران و دهیاران با اتحادیه‌های دامداران شهرهای مختلف به امضا برساند تا اعضای این اتحادیه که در مناطق بالادست و دور از اراضی شالیزاری استقرار دارند، در فاصله بین تیر تا شهریور و مهر که زمان برداشت اول و دوم در شالیزارهای استان است اقدام به جمع‌آوری کمل کند مشروط به این‌که هزینه جمع‌آوری و حمل و نقل با خودشان باشد و کشاورزان هم از شر این مزاحم راحت شوند مشروط به این‌که پولی بابت کمل از اتحادیه‌های دامداری دریافت نکنند. این کار ضمن این‌که جلوی آلودگی هوا و تخریب خاک را می‌گیرد کاه و کلش را از یک موجود مزاحم که باید سوزانده شود به موجودی مولد، مفید و مُثمر تبدیل خواهد کرد و در نهایت موجب تولید ثروت خواهد شد. به نظر جز این راهی برای مدیریت کاه و کلش وجود ندارد و ادامه کمل‌سوزی برای سلامت انسان و محیط‌زیست به یک فاجعه منجر خواهد شد و حتی تهدیدی جدی برای مواد آلی موجود در اراضی شالیزاری است و موجب خواهد شد کشاورز در سال‌های بعد برای جبران آن حجم کود شیمیایی مصرفی خود را افزایش دهد که اثرات تخریبی این کار هم برای طبیعت و هم برای سلامت غذایی بالا است.