مائده مطهری زاده
در حالی که هواشناسی مازندران به دلیلِ هجوم هوای گرم به مازندران طی روزهای اخیر، بابتِ آتش سوزیِ جنگلها هشدار داده است، فرمانده یگان منابع طبیعی مازندران – نوشهر از پیدا شدن ردپای گنجیابها در آتش سوزیهای اخیر خبر میدهد.
فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی مازندران منطقه نوشهر در تازهترین سخنان خود، از افزایش بیش از ۵۰۰ درصدی سطح عرصههای آتش گرفته جنگلهای غرب مازندران در سال جاری خبر داد و ضمن اعلام این مطلب که عامل عمده بروز این آتش سوزیها عوامل انسانی است، گفت: اگر در گذشته پای شکارچیان غیرمجاز، افراد طبیعتگرد، گردشگران، مسافران و دامداران در میان بود اما در سالهای اخیر ردپای جویندگان گنج هم در بروز این آتش سوزیها پیدا شده که مسوولان حفاظت از میراث فرهنگی باید به میدان بیایند و در این زمینه با نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی همراهی و همکاری کنند.
مرادی توضیح داد: به عنوان نمونه در بازدیدهایی که بعد از آتش سوزیهای آذرماه امسال در مسیر جنگلی «شوراب» مرز میان حوزه منابع طبیعی نوشهر – رویان و بخش کجور رخ داد و متاسفانه به علت سرعت وزش بادهای گرم پاییزی این آتش پیشروی و به دیگر نقاط جنگلی از جمله مناطقی معروف به «آغوزک بن» و گردنههای «یال» حوالی روستاهای «کهنه ده»، «ویسر» و «کلیک» بخش کجور سرایت کرده بود، تعداد زیادی از حفاریهای غیرمجاز در قلب جنگل مشاهده شد که این آثار، خود نشانه حضور جویندگان گنج در این عرصه بوده است.
وی بیان داشت: آنچه گزارش شد متاسفانه افرادی که در پی یافتن زیرخاکی در عرصه جنگلی بودند شبها حوالی ساعت ۲۳ تا سه بامداد با بکارگیری اتباع بیگانه «افاغنه» اقدام به حفر چاله در نقاط مختلف جنگلهای این منطقه برای یافتن زیرخاکی کرده بودند و این موضوع با مسوولان یگان حفاظت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هم در میان گذاشته شد که با این چالش برخورد کنند.
سرپرست اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان نوشهر هم پیش از این علت بروز آتش سوزی هفته گذشته در جنگل معروف به «اجل» حوالی روستای «نیرنگ» از توابع این شهرستان را انسانی گزارش داد و گفته بود: حفاریهای متعدد در دل جنگل نشان از ردپای جویندگان گنج بوده است.
گرچه شاید موضوع آتش سوزی جنگلها توسط گنج یابها موضوع تازهای باشد اما مساله حضور گنج یابها در جنگلهای مازندران اتفاق جدیدی نیست و باید بگوییم متاسفانه ماههاست که این افراد با بیل و کلنگ به جانِ جنگلهای زیبای هیرکانی افتادهاند و گوشه گوشه خاک این عتیقه چهل میلیون ساله را به توبره کشیدهاند تا توشه خود را از گنجهای عهد عتیق پُر کنند!
استان مازندران بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ اثر تاریخی و فرهنگی دارد که از این تعداد کمتر از ۸۰۰ اثر در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است که بخشی از این تعداد در غرب مازندران جود دارد.
در شهرستانهای غرب مازندران آثار تاریخی و محوطههای باستانی زیادی وجود دارد که به گفته مسوولان امر نیاز به مرمت و حفاظت ویژه دارد و نکته مهمتر اینکه هجوم سودجویان برای کشف عتیقهها و سکههای طلا به این میراث فرهنگی نسبت به سایر مناطق بیشتر است چرا که این منطقه به دلیل برخورداری از مناظر کم نظیر طبیعی سالانه پذیرای میلیونها گردشگر خارجی و داخلی است و این در حالی است که قدمت جنگلهای شمال ایران نیز که از آن با عنوان فسیل زنده یاد میشود، به بیش از ۴۰ میلیون سال قبل باز میگردد و دارای ۹۰ گونه درختی و ۲۱۱ گونه درختچهای و یک هزار و ۵۵۸ گونه علفی و بوتهای است. مساحت این عرصههای جنگلی در حدود یک درصد جنگلهای اروپاست ولی تعداد گونههای آن ۱۶ درصد گونههای موجود در کل قاره اروپاست.
جنگلهای هیرکانی با گستره حدود ۱.۹ میلیون هکتار از آستارا در شمال استان گیلان آغاز میشود و تا گُلی داغی در شرق استان گلستان به طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر و عرض ۲۰ تا ۷۰ کیلومتر پراکنش دارد بخشی کوچکی از جنگلهای هیرکانی هم معادل ۲۰ هزار هکتار در کشور آذربایجان قرار دارد.
برای آنکه با اهمیتِ بیش از پیشِ این جنگلها آشنا شویم، به بخشهایی از سخنانِ مرتضی جمالی (محقق دانشگاه اکس مارسی فرانسه) اشاره میکنیم.
مرتضی جمالی طی گفتگویی درباره دلایل اهمیت جنگلهای هیرکانی به عنوان عظیمترین فسیل زنده دنیا که از عصر یخبندان بهجای مانده گفت: جنگلهای هیرکانی اکوسیستمی هستند که بسیاری از گونههای منقرض شده در اروپا را در دل خود جای داده، از اینرو اروپاییان میتوانند با رجوع به آن، به نوعی رفرنس دسترسی داشته باشند.
اهمیت جنگلهای هیرکانی که از جمله میراث جهانی ایران است که در یونسکو به ثبت رسیده، به این دلیل است که این جنگلها از دورههای یخبندان متعددی که در بیش از ۷۰۰ هزار سال گذشته به شدت حیات گیاهی در نیمکره شمالی را تحت تاثیر قرار داده، در امان ماندهاند و به نوعی ویترین و کلکسیونی ارزشمند از گیاهان و درختان بسیار بسیار کهن کره زمین به شمار میآیند.
جمالی میگوید: بسیاری از درختان همانند درخت انجیلی طی ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار سال گذشته در اروپا از بین رفتهاند این در حالی است که جنگلهای شمال ایران مملو از این درخت بینهایت زیبا هستند. دلیل ماندگاری این درختان در منطقه شمال ایران، آن است که این منطقه یک «پناهگاه زیستی» است. دارای شرایط اقلیمی خاص است که یخبندان و سرما و خشکی آن دوره، بر آن اثر نداشته است. دلیل آن است که منطقه شمال ایران یک جلگه بسیار کم ارتفاع بوده است. هر چه ارتفاع کاهش پیدا میکند، گرمتر میشود. در عین حال وجود دریای خزر که امروز ثابت شده است همیشه وجود داشته، رطوبت و شرایطی را در منطقه ایجاد کرد که به آن اقلیم ملایم دریایی میگوییم. اختلاف دما در این شرایط بین شب و روز و تابستان و زمستان بسیار کم میشود. این در حالی است که اگر به مناطق کویری برویم با دمای قارهای روبهرو میشویم و اختلاف بیشینه و حداقل دمای تابستان و زمستان حتی ممکن است به ۵۰ تا ۶۰ درجه برسد. حتی گاهی دمای شب و روز نیز تا حدود ۳۵ درجه تفاوت دارد. در جنگلهای جلگهای شمال درختان حساسی مانند انجیلی، حفظ شدند اما در مناطق اروپایی به طور کامل از بین رفتند. چندین درخت بسیار معروف از جمله درخت آزاد و درخت لرگ نیز در شمال ایران وجود دارد که در عصر یخبندان حفظ شدند. بنابراین شمال ایران منطقهای در دنیا به حساب میآید که گیاهان و جانوران از اثر سرما و خشکی و انقراضهایی که در دورانهای یخبندان اتفاق افتاد، در امان ماندهاند و تبدیل به پناهگاهی طبیعی برای حفظ گیاهان و جانوران شده است.
این استاد دانشگاه میافزاید: به جز آنکه در جنگلهای هیرکانی شاهد حفظ گونههای مختلف گیاهی و جانوری هستیم که در سایر نقاط دنیا از بین رفتهاند و یک ذخیرهگاه ژنتیکی بسیار مهم در نیمکره شمالی به حساب میآید که باید حفظ شود، همچنین شاهد ترکیب عجیب و خاص در جنگلهای شمال کشور هستیم. شمال کشور، یک منطقه تقریبا گرم و مرطوب است، در اروپا به فراوانی شاهد رویش درختان سوزنی برگی چون کاج و صنوبر هستیم که در کنار درختان پهن برگ رشد کردهاند، این در حالی است که در شمال کشور تقریبا میتوان گفت تمام درختان پهن برگ هستند. این امر بسیار عجیب است و هنوز نتوانستهایم پاسخی برای این سوال پیدا کنیم که چرا درختان سوزنی برگ در شمال کشور نداریم. با این وجود گیاهان عجیبی در شمال کشور رشد پیدا کردهاند که با اقلیم منطقه سنخیتی ندارند. از آن جمله میتوان به درخت سرو و درختچه مورد (سرده) اشاره کرد که عناصر گیاهی مدیترانهای هستند اما در قالب جمعیتهای کوچک در شمال کشور حفظ شدهاند.
وی تصریح میکند: وقتی از غرب به شرق در جنگلهای هیرکانی حرکت میکنیم، شاهد تغییر ترکیب گیاهان هستیم. رطوبت پسندترین و حساسترین درختان جنگلهای شمال در منطقه غرب و استان گیلان رشد کردهاند. از آن جمله میتوان به شمشاد بومی ایران اشاره کرد. با توجه به کاهش رطوبت از غرب به شرق، شاهد ترکیبهای جدید در پوشش گیاهی هستیم چنانکه در استان گلستان شاهد وجود جنگلهای طبیعی و یکدست درخت سرخدار هستیم. این درخت در اروپا نیز وجود دارد اما به صورت تک درخت در برخی از مناطق مانند کنار دیرها و مکانهای مذهبی باقی مانده است.
به گفته جمالی، اروپاییها از آن جهت به جنگلهای شمال ایران توجه دارند چراکه بر اثر تغییرات طبیعی که در دورههای یخبندان و بین یخبندان در اروپا اتفاق افتاده و همچنین تغییرات انسانی سبب شدهاند بسیاری از گونههای گیاهیشان منقرض شود. از این رو اکنون که میخواهند بازسازی انجام دهند و به دنبال اکوسیستم هایی هستند که بتوانند به آن رجوع کنند. جنگلهای هیرکانی اکوسیستمی هستند که بسیاری از گونههای منقرض شده در اروپا را در دل خود جای داده از این رو منطقهای است که اروپاییان بتوانند به آن رجوع کنند و به نوعی رفرنس برای آنها به حساب میآیند. در واقع فهم و شناخت این اکوسیستم برایشان اهمیت دارد برای اینکه بتوانند سیستم منطقه خود را بشناسند. از این رو جنگلهای هیرکانی در میان اروپاییان بسیار شناخته شده است. شاید در هزاران سال بعد آب و هوای زمین گرم شود و با تغییر اقلیم و آب و هوا شرایط به وجود آید تا گونههای گیاهی که در جنگلهای هیرکانی حفظ شدهاند به مناطق اروپایی بروند.
حالا که تا حدی پی به ارزش و جایگاه جنگلهای هیرکانی بردیم، اندوهمان بیشتر میشود از حجم فراوانِ بلا و مصیبتی که ویلاسازان و قاچاقچیان چوب از یک سو و طبیعتگردها و گنج یابهای آتش افروز از سویی دیگر بر سرِ این گنجینه سبز میلیونها ساله آوار کردهاند. میراثی که با توجه به تغییرات اقلیمی و گرمایش بدون توقف زمین اصلا معلوم نیست چند سال دیگر دوام بیاورند و شاید در آینده نه چندان دور، جز خاطرهای از آنها در اذهان باقی نمانَد!


























