سالهاست که کارخانههای زبالهسوز درجا میزنند و هیچ اقدامِ شایسته و بایستهای در مورد آنها انجام نمیگیرد. سایتهای دفن زباله هم به صورتِ غیراصولی اینجا و آنجا در هر گوشه از این خاک سرسبز وجود دارند و حتی این آخریها سر از استان مجاور، گلستان درآورده و موجباتِ ناراحتیِ شدیدِ مردمِ شریف و نجیبِ آققلا را فراهم آوردهاند.
مگر میشود در آستانه سالِ ۲۰۲۵ میلادی که سرعتِ پیشرفتِ علم و تکنولوژی در جهان با سرعتِ نور رقابت میکند، ما در رفعِ مشکلِ زباله چنین دست و پا بسته و منفعلانه عمل کنیم؟!
معضل پسماند مازندران با گذشت بیش از دو دهه همچنان با تلنبار شدن زبالهها در مناطق ساحلی، جنگلی و زمینهای کشاورزی و نفوذ شیرابهها به آبهای زیرزمینی حل نشده باقی مانده و روی زمین است. اقدامهای اولیه چون کاهش میزان تولید زباله، تفکیک زباله از مبدا و یا شعارهای متعدد چون ایجاد واحد کمپوست و یا فرهنگسازی برای رها نساختن زبالهها در محیط زیست شکننده استان، در واقع نتوانسته مشکلی از زباله در مازندران را حل کند و این مساله همچنان در دوری باطل میچرخد.
بیش از یک دهه است که طرحهای متعددی از جمله تفکیک زباله خانگی و صنعتی از مبدا، ساخت نیروگاههای زباله سوز و کارخانههای کمپوست به عنوان راهکارهای حل معضل پسماند توسط کارشناسان و مدیران مطرح شده ولی هر بار که نشستی با حضور رسانهها برگزار میشود مشخص میگردد که نه تنها مشکلی حل نشده، بلکه در حال بیشتر شدن است.
به نظر میرسد همچنان درک درستی از معضل زباله در استان مازندران بین مسئولان و به ویژه مردم بومی، گردشگران و مسافران در استان بوجود نیامده است، چراکه رها کردن و پراکندگی زبالهها از بالا دست گرفته تا حاشیه جادههای اصلی و فرعی،مراکز تفریحی و گردشگری طبیعی، حاشیه رودخانهها، زمینهای زراعی و باغی به وفور قابل مشاهده است.
به نظر میرسد اینکه مردم نسبت به نریختن و جمع نکردن زبالههای رها شده در استان مازندران همچنان بی توجهی میکنند، نشانه نبود درک صحیح از معضل زباله استان است. نگاهی ساده و گذرا که بارها نیز در مجالس و نشستهای خودمانی گفته و به وفور نیز هریک از ما مشاهده میکنیم؛ پرتاپ کردن و ریختن زباله از داخل خودرو به بیرون است و یا اینکه زباله پلاستیک و تهسیگار را به راحتی در طبیعت میریزیم و نسبت به تفکیک زباله از مبدا نیز بی توجهی میکنیم. از سوی دیگر خبرهایی مبنی بر اختصاص بودجه برای کارخانه کمپوست، نیروگاه زباله سوز و سایر موارد از سوی مسئولان استانی و شهرستانی هر بار مطرح میشود که تاکنون نتیجه نداده است.
مشکل زباله در مازندران در حالی است که این چالش از بلای جان طبیعت فراتر رفته و تبدیل به بلای جان ساکنان این استان شدهاست. طبق آمار همچنان میلیونها تن زباله در گوشه و کنار مناطق ساحلی و جنگلی مازندران رها شده و با گذشت زمان شیرابه این حجم زباله وارد رودخانهها و از آنجا وارد زمینها و محصولات کشاورزی و دریا میشود.
کارشناسان منابع طبیعی از جنگلهای شمال بویژه استان مازندران به عنوان ریه تنفسی کشور یاد میکنند و بر این نکته تاکید دارند که برای خروج از معضل دفع زبالهها در جنگلهای شمال باید برنامه ریزی اصولی صورت گیرد. برخی از متخصصان و فعالان عرصه مدیریت پسماند نیز معتقدند ریشه مشکلات مدیریت پسماند در کشور و به ویژه در استانهای شمالی به دلیل حساسیتهای زیست محیطی، نبودِ مشارکت شهروندی است. به اعتقاد آنان، تنبیه و تشویق، ایجاد انگیزه اقتصادی و فرهنگ سازی اخلاقی در تولید، تفکیک زباله از مبداء و رها نکردن زباله از سطوح مهم برای رسیدن به مشارکت شهروندی است و در هریک از این مراحل نهاد حاکمیتی نتوانسته به درستی عمل کند، چراکه این ماموریتها را به مردم واگذار نکرد.
مافیاهای زباله نیز در این بلبشو، اوضاع را بدست گرفته و با تمام توان میتازند. پولهای کثیفِ ناشی از حمل و جابهجایی طلای کثیف را به جیب میزنند و به ریشِ مردم و محیط زیست میخندند.
از سوی دیگر هنوز مدیریت پسماند در استانهای شمالی به تصمیم نهایی نرسیده است و هر بار با یک تصمیمگیری جدید بدون برنامه ریزی، بودجهای را اختصاص میدهند که عملیاتی نمیشود یا اینکه به راحتی هدر میرود.
مدیریت پسماند، این روزها به عنوان یک فعالیت خدماتی، پرهزینه است.
اما بی شک، تفکیک زباله از مبداء نخستین گام در مدیریت پسماند است. باید پلهپله از نمونههای کوچک مرحله تفکیک زباله از مبداء به سطلهای مجزا رسید اما این مقاومت مدیران و تمایل نداشتن به شروع روند تفکیک از مبدأ در کنار سردرگمی کلاف قانون مدیریت پسماند، باعث شده جمعآوری و تفکیک پسماند به وسیله پیمانکاران طرف قرارداد شهرداریها صورت گیرد که نه شفافیتی در کار دارند و نه امکان ردگیری یا نظارت دارند. به عبارت دیگر نهتنها شهرداریها بلکه هیچ ارگان دیگری اطلاعی از مقدار و نوع پسماند کشور ندارند در حالیکه میزان پولهای کلان جابهجاشده در این روند قابل توجه است. مصداق این موضوع در زباله مازندران است، به طوری که این مقوله به یک بنگاه اقتصادی برای گروهی که در شهرداریها قدرت داشته و مسئولیت جمع آوری، حمل و دفع زباله را انجام میدهند، تبدیل شده است.
حمل زباله ساری مرکز استان به اینجا و آنجا و پرداخت سالانه میلیاردها تومان نمونه بارزی از وضعیت جمع آوری و حمل زبالههای استان مازندران است این درحالی است که با چنین هزینههایی میتوان سالانه یک کارخانه کمپوست زباله ایجاد کرد و یا بخشی از هزینههای استفاده از فناوریهای جدید در دفع و یا بازیافت زباله را تامین کرد.
اخبارهای منتشر شده نشان میدهد که ساماندهی مراکز دفن زباله، تفکیک زباله از مبداء، تبدیل زباله به کود و انرژی و کاهش تولید زباله به عنوان برنامه حل معضل پسماند مازندران همچنان بدون خروجی عملکردی است. همچنین كارشناسان پسماند، یكی از مهمترین مراحل در زنجیره مدیریت پسماند را سوزاندن زباله و دریافت انرژی حاصل از آن میدانند و بر اساس بررسیهای انجام شده تنها راه حل و بهترین شیوه برای مدیریت پسماند شمال ایران نیز احداث نیروگاههای زباله سوز است. ساماندهی پسماند خانگی همواره مسالهای پیچیده در مدیریت شهرها بوده است و به علت دامنه گسترده مواد موجود در این پسماند مانند شیشه، فلز، كاغذ، پلاستیك، مواد آلی و… و اختلاط كامل این مواد، مشكلات متعددی در مدیریت آنها بروز میكند. پسماندهای شهری و روستایی به معضلی با پیامدهای روز افزون تبدیل شده است، گذشته از هزینههای بسیار بالایی كه جمع آوری، حمل و نقل و دفع پسماندهای شهری تحمیل كرده است، مخاطرات زیست محیطی آن نیز بسیار جدی است و نگرانیهای حاصل از ادامه این وضعیت باید همه اقشار جامعه و به ویژه مدیران شهری را به تفكر و عمل به منظور مقابله با این مخاطرات وا دارد. شهرهای شمالی كشور امروز با حجم بالای پسماند مواجهند كه به دلیل سطح بالای آبهای زیرزمینی امكان دفن آنها وجود ندارد و به همین دلیل هم با انباشت زباله بسیار مواجهند. حالا سرپرست معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری مازندران به ایرنا میگوید: اجرای طرح پسماند باید بهصورت منطقهای مورد توجه قرار گیرد تا از محدودیتهای زمین، منابع مالی و مسائل زیستمحیطی جلوگیری شود.
زباله به عنوان ابرچالش در مازندران هنوز باوجود همه اقدامات انجام شده به جایی نرسیده چراکه برای برونرفت از مشکل پسماند اقداماتی از جمله راهاندازی نیروگاه زبالهسوز، بحث کمپوست و تفکیک زباله از مبدأ و بازیافت در دستور کار قرار گرفت اما تاکنون هیچیک از این راهکارها نتوانست به حل این مشکل مهم کمک کند. موضوعی که مشکل پسماند در مازندران را نگرانکنندهتر کرده، بحث شرایط جغرافیایی شمال کشور و وجود دریا، جنگل و سایر جذابیتهای گردشگری است که انباشت و یا استقرار کارخانه زبالهسوز و کمپوست و سایر هم عوارض خود را به همراه خواهد داشت. در این پیوند عبدالرضا دادبود سرپرست معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری مازندران درباره آخرین وضعیت مدیریت پسماند در استان، اظهار کرد: سه هزار میلیارد تومان برای مدیریت پسماند استان اعتبار نیاز است. وی با بیان اینکه، ۱۴ گروه سرمایهگذار توانمند در راستای اجرای صفر تا ۱۰۰ کارخانه کمپوست و زباله اعلام آمادگی کردند، گفت: باید با بهرهگیری از طرحهای نو به سمت بازیافت پسماند حرکت کنیم.
دادبود با تأکید بر اینکه رفع معضل پسماند یک چالش استانی است و شهرستانی نیست، تصریح کرد: طرح پسماند باید منطقهای اجرا شود، محدودیت زمین، منابع مالی، زیستمحیطی، مانع از طرح هر شهر یک پسماند میشود. وی گفت: بر اساس دستورالعمل جدید تخصیص اعتبارات ملی در جهت هزینه انتقال خروج زباله از استان صورت نمیگیرد و هزینه انتقال را شهرداریها از منابع داخلی متقبل میشوند.
زبالههای تولید شده مازندران در ۲۷ نقطه از مناطق جنگلی، ساحلی و حاشیه رودخانهها دفن میشود و این وضعیت عامل تهدیدکننده بهداشت عمومی، سلامت مردم و خسارتهای جبرانناپذیری به محیط زیست وارد میکند به گونهای که این وضعیت نگرانی خیلی از حامیان محیط زیست این خطه شمالی را برانگیخته است. حدود ۷۵ درصد زبالههای تولیدی در شمال کشور بویژه خطه مازندران تر و بقیه خشک است و در این میان حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد آن غیرارزشمند و یا به عبارتی پسماند است و تنها نقش کلیدی نیروگاه زباله سوز امحای این زبالههای آسیبرسان است.
هم اکنون روزانه به طور میانگین چهار هزار تن و در فصول گردشگری ۲ برابر این مقدار زباله در مازندران تولید میشود به طوری که سرانه تولید زباله استاندارد مقدار ۳۵۰ گرم است و این میزان در مازندران حدود ۸۰۰ گرم است.
- نویسنده : مائده مطهری زاده


























