دو روز از آغاز به کار دوره دوازدهم مجلس شورای اسلامی سپری شد و منتخبان ۱۱ اسفند و ۲۱ اردیبهشت، رسماً به‌عنوان عضو پارلمان وظایف چهارساله خود را شروع کردند و در همین راستا، روز گذشته، ۱۳ نماینده استان گیلان کنار هم نشستند و سنگ بنای مجمع نمایندگان دوره جدید استان را چیدند و «مهرداد […]

دو روز از آغاز به کار دوره دوازدهم مجلس شورای اسلامی سپری شد و منتخبان ۱۱ اسفند و ۲۱ اردیبهشت، رسماً به‌عنوان عضو پارلمان وظایف چهارساله خود را شروع کردند و در همین راستا، روز گذشته، ۱۳ نماینده استان گیلان کنار هم نشستند و سنگ بنای مجمع نمایندگان دوره جدید استان را چیدند و «مهرداد گودرزوند چگینی» نماینده مردم رودبار رییس مجمع نمایندگان این استان شد و احتمالاً طی چند روز آینده مجامع نمایندگان مازندران و گلستان نیز تشکیل و روسای آن نیز معرفی می‌شوند.

مجمع نمایندگان استان، ظرفیتی ویژه است که اگر برنامه و طرح درستی برای دوره چهارساله خود داشته باشد، در موضوع «تعامل» که اتفاقاً مورد تأکید رهبر معظم انقلاب بود در پیامی که برای مجلس جدید فرستادند،  می‌تواند بسیاری از گره‌ها را باز کند اما جای تأسف است که این مجامع -دستِ کم در سه استان مازندران، گیلان و گلستان- تا امروز در حد انتظار موثر نبودند و دلیل آن نیز به نوع نگرش اعضای این مجامع بر می‌گردد.

سه استان شمالی ۳۲ نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند و طیفی از مشکلات مشابه که نیاز به نگاه ملی و تعیین اعتبار از محل وزارتی و مجلس دارد و بسیاری از این مشکلات، مانند پسماند در سه استان شمالی، چند دهه است که به حال خود رها شده آن هم در حالی‌که مجامع نمایندگان مازندران، گیلان و گلستان می‌توانستند با باز کردن پای دولت‌ها به آن، جلوی سردرگم شدن این کلاف را بگیرند.

این سه مجمع نمایندگان با ۳۲ عضو خود هنوز هم می‌توانند دست از عادت گذشته بردارند و تبدیل به ظرفیتی ویژه شوند و با همکاری و هم‌فکری هم و همچنین ایستادن در کنار مدیران ارشد دولتی بسیاری از مشکلات را تدبیر کنند اما در همه چند دوره اخیر دیدیم تنها یک اقدام انجام می‌دهند و آن این است که هر شش ماه، به‌صورت توافقی، نوبت ریاست را به یکی از خودشان می‌دهند تا آن نماینده، در اخباری که از خود نقل می‌کند از رسانه‌ها بخواهد در کنار عنوان نمایندگی، «رییس مجمع نمایندگان گیلان، مازندران یا گلستان» را اضافه کند. امروز این سه استان با مشکلاتی در حوزه گردشگری، آب، زباله، اقتصاد دریاپایه و صنایع زیرساختی دست و پنجه نرم می‌کنند که می‌توانست با نشست‌های مشترک ۳۲ نماینده با رییس‌جمهور، معاون اول یا وزیران مربوطه، تعیین تکلیف شود اما نشد.   مجمع نمایندگان سه استان شمالی در دوره قبل، نشست مشترکی با حضور رییس‌جمهوری و استانداران انجام داده بودند و برخی مشکلات مشابه را در این جلسه طرح کردند و مرحوم آقای رییسی نیز قول و وعده‌هایی داده بود اما در عمل به جایی نرسید که اطلاع دقیقی داریم دلیل آن نه کوتاهی دولت سیزدهم که بی‌خیالی نمایندگان بود.  برای جلوگیری از تکرار این بی‌توجهی به ظرفیتی به نام مجمع نمایندگان، اعضای این سه مجمع باید با نخبگان منطقه در ارتباط مستمر باشند و همچنین با مدیران ارشد استانی، نشست‌های موضوعی برگزار کنند و دبیرخانه‌ای با سرپرستی فردی غیرنماینده که وظیفه طراحی برنامه‌ها و پیگیری مصوبات را داشته و در دفتری در مرکز استان مستقر باشد، تشکیل دهند و به‌صورت فصلی گزارش آن را به افکار عمومی اعلام کنند. پیشنهاد ما این است که با توجه به مشکلات مشترک در این سه استان، با چنین راهکار و همچنین با تعاملاتی که در پایتخت با بدنه دولت انجام خواهد شد، مسیر برای رفع و حل بسیاری از مشکلات باز خواهد شد. نکته آخر ما خطاب به نماینده رودبار در استان گیلان و همچنین دو نماینده دیگری که به‌زودی به‌عنوان روسای مجمع نمایندگان مازندران و گلستان انتخاب خواهند شد این‌ است که ریاست بر مجمعی که تنها اسمی داشته باشد و خروجی و عایدی برای مردم استان نداشته باشد، هیچ ارزشی ندارد و برعکس، اگر افکار عمومی طی چهار سال، گزارشی از چهار دستاورد مهم استانی و منطقه‌ای را از مجمع نمایندگان استانی داشته باشد، آن روز ارزش وجودی این مجمع را باور خواهد کرد.