روز جمعه 11 اسفندماه، روزی است که دو انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی دوره دوازدهم و مجلس خبرگان رهبری دوره ششم برگزار خواهد شد و این دو مجلس در بهار سال 1403 برای یک دوره جدید، فعالیت خود را آغاز خواهند کرد، دوره‌ای که برای مجلس شورا، 4 سال و برای خبرگان 8 سال است.

روز جمعه ۱۱ اسفندماه، روزی است که دو انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی دوره دوازدهم و مجلس خبرگان رهبری دوره ششم برگزار خواهد شد و این دو مجلس در بهار سال ۱۴۰۳ برای یک دوره جدید، فعالیت خود را آغاز خواهند کرد، دوره‌ای که برای مجلس شورا، ۴ سال و برای خبرگان ۸ سال است.
کاهش آمار مشارکت طی دو انتخابات اخیر در جمهوری اسلامی، موجب شد برخی اعلام نگرانی کنند که ممکن است در انتخابات پیشِ رو نیز همین کاهش مشارکت تکرار شود و از احزاب و رجال سیاسی خواستند حرکتی به خود بدهند و فضا را رقابتی‌تر کنند اتفاقی که تا امروز رخ نداده است و بسیاری از احزاب اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب برابر آنچه که از آنان توقع می‌رفت، عمل نکردند و از این منظر باید به احزاب سیاسی به‌ویژه احزاب منتقد کارت زرد داد که وظیفه و تکلیف اصلی خود را بر زمین گذاشتند. البته باید بگوییم در عمده انتخابات‌های قبل هم احزاب و به‌طور کلی نگرش‌های سیاسی در ۹ حوزه انتخابیه مازندران، تأثرگذاری بالایی نداشته است و در برخی مواقع بین بیست تا سی درصد و در برخی مواقع نیز کمتر از این عدد و رقم، توانست بر سرنوشت انتخابات اثرگذار باشد. به استثنای حوزه انتخابیه «نوشهر، چالوس و عباس‌آباد» که جریان سیاسی اصلاح‌طلب در انتخابات‌های بیشتری موفق شد اعتماد شهروندان را جلب و نمایندگان خود را روانه خانه ملت کند و حوزه انتخابیه بابل که از دیرباز، گرایش راست سنتی در آن بیشتر موفق عمل کرد، در سایر حوزه‌های انتخابیه مازندران، بیشتر گرایش‌های قومی، محلی و انتسابات منطقه‌ای ملاک برای رأی دادن بوده است و نگاهی به نمایندگانی که در ادوار مجلس موفق شدند حائز اکثریت آرا شوند نیز موید این نظر است.
البته یکی از نقدهایی که به احزاب سیاسی اعم از چپ و راست و میانه وارد است این است که در زمانی، لیست می‌دهند و پس از اینکه لیست موردنظر آنان، موفق شد اعتماد مردم را جلب کند و نامزدهای آنان وارد مجلس شد، احساس می‌کنند وظیفه و تکلیف‌شان تمام شده است در حالی‌که دقیقاً در همین زمان باید به بازیگری خود ادامه دهند و حلقه واسط بین نماینده و افکار عمومی و طرفداران خود باشند و نقدهایی که از نماینده می‌شود را به وی انتقال دهند و حتی لازم است موثرتر از موسم انتخابات عمل کنند و با نماینده‌ای که بخشی از آرای خود را مدیون اعتبار حزب سیاسی است، دیدار کنند و مواردی که لازم است را به وی گوشزد کنند و اگر بی‌توجهی دیدند نیز به مردم بگویند و با سکوت سعی نکنند از خود سلب تکلیف نمایند.
متأسفانه احزاب سیاسی درخصوص انتخابات، کار حرفه‌ای نمی‌کنند و تنها در ایام منتهی به انتخابات، دفتر باز می‌کنند و لیست می‌دهند اما گویا خودشان هم به لیست خود باوری ندارند و همین موضوع سبب می‌شود مردم نیز به آنان به دیده تردید نگاه کنند.
تحلیل ما این است که بسیاری از احزاب اعم از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب برای انتخابات آتی، از چشم مردم افتادند و حتی اگر بیانیه‌ای هم بدهند مردم به آنان اعتماد نمی‌کنند. در چنین شرایطی کار نامزدها، سخت‌تر می‌شود چون لازم است خودشان گام به گام در میان مردم راه بروند و حرف بزنند و اعتماد بخرند در غیراین‌صورت موفق نخواهند شد آرای لازم برای انتخابات را کسب و انتخاب خود را قطعی کنند.