استاندار مازندران نماینده دولت مردمی سیزدهم در مازندران است و درحقیقت رییسجمهورِ استان محسوب میشود و هرنوع سوءاستفاده، ناکارآمدی و بیتدبیری مدیران علاوه بر تضییع حقوق عامه، به آبرو و اعتبار «سیدمحمودحسینیپور» و دولت نیز لطمه وارد میکند و به همین جهت، این مطلب را خطاب به استاندار مازندران مینویسیم تا جلوی ناکارآمدی «رضا کاظمینیا» مدیرکل درمان تأمین اجتماعی مازندران را بگیرد و گزارش آن را به افکار عمومی بدهد.
سازمان تأمین اجتماعی بهعنوان یکی از سازمانهای مهم اداری استان محل رجوع شهروندان بسیاری ازجمله کارگران شریف است و حوزه درمان این مجموعه نیز یکی از بخشهایی است که هم رسالت مهمی دارد و خدمات مطلوبی به جامعه شریف کارگری ارائه میدهد و هم توقعات و انتظارات از این بخش در استان مازندران بالا است و به همین دلیل، نیاز است هم مدیرکل درمان، ارتباط مثمر و موثری با رسانه داشته باشند و اگر «رضا کاظمینیا» را استثنا کنیم باید شهادت بدهیم همواره اینگونه بوده است.
«حسن فلاح» مدیرکل سازمان تأمین اجتماعی مازندران تیرماه گذشته و به مناسبت هفته تأمین اجتماعی برنامه نشست خبری را بدون درنظر گرفتن سرویس ایاب و ذهاب از ساری، در دانشگاه مازندران ترتیب داد و بیش از بیست خبرنگار و عکاس با خودوری شخصی یا با خودروهای کرایه از ساری به بابلسر رفتند که گویای اهمیت این حوزه برای خبرنگاران بهعنوان نماینده افکار عمومی است.
درحالیکه بخش اصلی سوالات خبرنگاران مربوط به حوزه درمان و مشکلات این بخش بود، «دکتر سیدرضا کاظمینیا» در این نشست حاضر نشد و بهرغم قول مساعد روابطعمومی که مدیرکل درمان در زمان دیگری با خبرنگاران گفتوگو خواهد کرد، آن زمان دیگر هنوز فرانرسید.
افزون بر غیبت در تنها نشست خبری سالانه، مدیرکل درمان تأمین اجتماعی مازندران طی حدود دوسالی که به این سمت گمارده شد، تا امروز حتی یک نشست با خبرنگاران برگزار نکرد یا اگر چنین نشستی برگزار شد احتمالاً پشت درهای بسته و با طبقهبندی «خیلیمحرمانه» بوده چون بسیاری از خبرنگاران از آن اطلاع ندارند و ما نیز گزارش آن را در هیچ رسانهای ندیدیم.
در چنین فضای بسته رسانهای که گویا یکی از تاکتیکهای مدیریتی «کاظمینیا» است، یکی از فعالان شناختهشده که مدیر رسانه تخصصی کارگری است و بیش از دیگر خبرگزاریها و رسانههای مکتوب، تلاش دارد بازتابدهنده مشکلات این صنف عزیز باشد، دو نقد از مدیرکل درمان تأمین اجتماعی مازندران بهعمل آورد و در نقد نخست که به دریافت زیرمیزی توسط برخی پزشکان متخلّف، اختصاص داشت این مجموعه جوابیهای داد و در بخشی از این جوابیه، نقد را پذیرفت و مدعی شد با متخلّفان برخورد شده و خواهد شد.
نشریه مورد نظر در نقد دیگری به ضرورت نصب زیرساختهای پزشکی و تجهیز بیمارستانهای تأمین اجتماعی به دستگاههای تشخیصی ازجمله «سی. تی. اسکن» و برخی سهلانگاریهای صورت گرفته پرداخت که این گزارش به مذاق «کاظمینیا» خوش نیامد و مدیرکل درمان استان اقدام به شکایت ازاین نشریه به اتهام «نشراکاذیب» کرد و دو سه روز آینده زمان دادگاه است.
از آنجاییکه دکتر کاظمینیا در حوزه اطلاعرسانی تابع سیاست انقباضی است و در نشست با خبرنگاران حضور پیدا نمیکند و شأن خود را اجل از پاسخگویی میداند خطاب ما در این گزارش، شخص استاندار مازندران است و میخواهیم بپرسیم خبرنگاران از کجا به اخبار درست حوزه درمان سازمان تأمین اجتماعی استان دست پیدا کنند و سوالات خود را از چه کسی بپرسند که به مذاق آقای مدیرکل خوش بیاید ؟
البته نقد به مدیریت ضعیف کاظمینیا اختصاص به رسانهها ندارد و در جدیدترین نمونه آن نماینده مردم ساری و میاندورود و رییس فراکسیون کارگری مجلس و همچنین دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران به عملکرد بخش درمان تامین اجتماعی استان اعتراض کردند و مدیریت این مجموعه را ناکارآمد خواندند.
علی بابایی کارنامی در این زمینه گفت: در مجموع از عملکرد معاونت درمان سازمان تامین اجتماعی در کشور و مدیران بخش درمان استان در یکی دو سال گذشته رضایت نداریم و توقع داشتیم عملکرد این بخش در استان چند صد برابر باشد.
وی درباره کمبود برخی تجهیزات پزشکی از جمله دستگاه «سیتیاسکن» در برخی بیمارستانهای تامین اجتماعی گفت: با وجود مجوزهای لازم و تخصیص بودجه از سال ۱۳۹۹ هرگونه توجیهی از سوی مجریان برای عدم تهیه و نصب دستگاههای تشخیصی در برخی بیمارستانهای تامین اجتماعی غیرقابل قبول است.
نصرالله دریابیگی نماینده کارگران استان مازندران هم در این زمینه گفت: بخش بزرگی از جامعه کارگری و بیش از ۷۵ درصد بازنشستگان استان حداقل بگیرند از این رو به اجبار به مراکز درمانی و بیمارستان تامین اجتماعی مراجعه میکنند و متاسفانه خدمات مطلوبی دریافت نمیکنند.
این فعال کارگری از تغییرات مدیریتی تامین اجتماعی استان ابراز نارضایتی کرد و گفت: به شخصیت حقیقی مدیرکل درمان تامین اجتماعی احترام میگذاریم لیکن جایگاه حقوقی ایشان و عملکرد وی به شدت مورد انتقاد است و از مسئولان تامین اجتماعی کشور انتظار داریم به اوضاع نابسامان بخش درمان استان سامان دهند.
البته دامنه این ناکارآمدی و اقدام به شکایت «کاظمینیا» به تهران کشیده شد و بهنوعی اتوریته، اعتبار و اشراف مدیریتی شخص «سید محمود حسینیپور» مورد تخریب برخی قرار گرفته است و به همین دلیل به استاندار مازندران توصیه داریم یا به مدیرکل درمان سازمان تأمین اجتماعی مازندران تذکر بدهد که دست از این رویههای خودمحور، بردارد و اقدام به شکایت از علی بابایی کارنامی و جناب دریابیگی نکند و در روز دادگاهی که علیه هفتهنامه دسترنج شکایت کرد، شخصاً حضور داشته باشد تا چند خبرنگار دیگر که در این زمینه ابهام و سوال بسیاری دارند نیز در ساعت مقرر، در راهروی دادگاه حاضر شوند و همانجا نقداً و بهصورت سرپایی، یک نشست خبری از کاظمینیا بگیرند.
نکته بعدی اینکه نه اخلاقی است و نه عقلانی که مدیری، پیوست رسانهایاش مانند «رضا کاظمینیا» باشد که از فعالان رسانه، فاصله میگیرد و به قول یکی از افراد مورد وثوق، اساساً چشم دیدن خبرنگاران و فعالان رسانه استان را ندارد اما رسانهای که برابر وظایف و تکالیف قانونی خود عمل کرده را متهم به نشر اکاذیب کند و وی را به دادگاه میکشاند.
این گزارش را به این دلیل خطاب به استاندار مازندران نوشتیم که میدانیم به رسانه و کارکردهای پیچیدهاش باور دارد و همواره به مدیران خود توصیه به استفاده از ظرفیت رسانه دارد که آخرین نمونه آن، در نشست با فرمانداران بود که «سید محمود حسینیپور» با اشاره به نقش موثر رسانهها در برگزاری انتخابات پیشِ رو، گفت: سازوکار برنامههای رسانهها قبل، حین و بعد انتخابات توسط ستاد رسانهای انتخابات دیده شد تا با هدف حفظ امنیت بهویژه در فضای مجازی شاهد کمک رسانهها، نظارت و نقد هوشمندانه آنان با هدف مشارکت حداکثری باشیم. اما گویا رضا کاظمینیا در این زمینه با استاندار همنظر نیست و ضمن اینکه بهایی به رسانه نمیدهد که اقدام به شکایت از «محمد درخشنده» مدیرمسئول رسانه «دسترنج» رسانه تخصصی صنف شریف کارگر نیز کرده و با این اقدام، این پالس و پیام را به جامعه رسانهای استان داد که خوش ندارد کسی به پر و پایش بپیچد، از وی سوال بپرسد و عملکرد ضعیف وی را نقد کند.


























