تردیدی نیست که یکی از بزرگترین فایده نظامهای مردمسالار ازجمله جمهوری اسلامی ایران همین است که دولتها هر چهار سال یا هشت سال تغییر میکنند و همین تغییر بهترین فرصت برای تغییرات بنیادین در چرخه مدیریت کشور، استفاده از نیروهای تازهنفس و نخبگانِ حاشیهنشین است. این فرصت همچنین امکانی فراهم میکند تا مدیرانی که به […]
تردیدی نیست که یکی از بزرگترین فایده نظامهای مردمسالار ازجمله جمهوری اسلامی ایران همین است که دولتها هر چهار سال یا هشت سال تغییر میکنند و همین تغییر بهترین فرصت برای تغییرات بنیادین در چرخه مدیریت کشور، استفاده از نیروهای تازهنفس و نخبگانِ حاشیهنشین است. این فرصت همچنین امکانی فراهم میکند تا مدیرانی که به شائبههای سیاسی و نزدیکبودن و همسویی با دولت قبل، کرسی تخصصی را اشغال کردند، در دولت جدید زدوده و پاکسازی شوند و به جایگاههای کارشناسی بروند تا فضا برای نیروهای شایسته فراهم شود.
جای تأسف است که برخی افراد با لابیهای مختلف پیدا و پنهان به نحوی ظریف تلاش دارند در دوران مدیریت خود به جای تمرکز بر وظایف سازمانی خود و خدمت به مردم، به لابیگران خود سود و انتفاع برسانند و همین موضوع موجب شد برخی از این دست مدیران، با دست به دست شدن دولتهای مختلف از چپ و راست، همچنان بر کرسی خود استوار میمانند و هیچ مدیر بالادستی نیز به نقد رسانهها و افکار عمومی درخصوص ناکارآمدی آنان پاسخی نمیدهد.
در همین استان مازندران افرادی بودند که در سه دولت، مدیریت داشتند درحالیکه ما بهعنوان فعالان رسانه هیچ سود و ثمری از آنان در توسعه استان نه دیدیم نه شنیدیم و آقای «حسن خیریانپور» معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری مازندران یکی از آنان است.
«حسن خیریانپور» معاون برنامهریزی و بودجه استانداری همدان در آبان سال ۹۲ بهعنوان معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی استانداری مازندران منصوب شد.
در مورد سن قانونی فعالیت اداری و سازمانی «حسن خیریانپور» کسی خبری وثیق ندارد اما برخی گمانهزنیها آن را بالغ بر ۴۰ سال میداند.
خیریانپور در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه همدان، در آبان ۹۲ اینگونه توضیح داده بود: پنج سال ابتدای خدمتم در نظام جمهوری اسلامی را در سمتهای مختلف در استانداری مازندران گذراندم.
وی با اشاره به مسوولیت شش ساله بهعنوان فرماندار رامسر، گفت: ۱۱ سال از عمر خدمتیام را در استان مازندران گذراندم و حالا پس از گذشت ۱۷ سال خدمت در غرب کشور به استان زادگاهم بازمی گردم.
خیریانپور در همین مصاحبه با بیان اینکه بخش زیادی از عمر کاریاش را در استان همدان گذراند و خودش را همدانی میداند، گفت: ۳۲ سال در نظام خدمت کرد.
اگر به این خبر که در خبرگزاری ایسنا قابل مشاهده است مراجعه کنیم متوجه خواهیم شد «حسن خیریانپور» در سال ۹۲، ۳۲ سال خدمت را پر کرده بود در شرایطی که سن بازنشسنگی برای هر کارمندی، ۳۰ سال است و از آن روز حدود ده سال سپری شد و امروز شما با یک فردی مواجه هستید که در نظام اداری و مدیریتی کشور ۴۲ سال خدمت کرده است و همین امر غیرقانونی است ضمن اینکه میتواند جایی در کتاب رکورها نیز به خود اختصاص دهد.
ما با «حسن خیریانپور» مسأله شخصی نداریم و تنها مشکل ما دیدن مدیرانی مثل ایشان است که بودنشان با نبودنشان برابر است آن هم در استانی که به آمار بالای نخبگان خود مینازد و فرزندان متخصص این استان در همه شهرها و استانهای کشور حضوری موثر دارند اما کرسی کلیدی مدیریتی در معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری مازندران باید در دست خیریانپور فریز شود و با رفتن و آمدن استانداران مختلف، گردی به دامن این مدیر ناکارآمد ننشیند.
از آنجاییکه در این ده سال حضور «حسن خیریانپور» در جایگاه معاون هماهنگی امور اقتصادی، چیزی جز ادعاهای بزرگ و وعدههای بیپشتوانه در جلسات ستاد تسهیل و سایر نشستهای رده بالای استانی ندیدیم از این برادر بزرگوار استدعا داریم خودشا بفرمایند در سایر استانها در غرب کشور ازجمله همدان که حضور داشتند، یکی از دستاوردهای ماندگار مدیریتی خود را توضیح دهند تا دهان بدگویان و منتقدان بسته شود.
اگر جناب «خیریانپور» پاسخ روشنی به پرسش ما ندارند -که یقین داریم ندارند- از «سید محمود حسینیپور» استاندار مازندران توصیه برادرانه داریم یک روز سر فرصت به سامانه اداره تحت مدیریت خود برود و وظایف معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری را بررسی کند و از ۴۱ مورد، ۴۰ مورد را به سن بالای «حسن خیریانپور» ببخشد و همان اولین وظیفه را از وی بپرسد که در حوزه «سرمایهگذاری در استان» در این قریب ده سالی که معاون بودی و چهار استاندار آمدند و رفتند و تو همچنان که هستی، چه کردی ؟ اگر پاسخ قانعکننده شنید، برای «حسن» حکم ابقا صادر کند و اگر پاسخی نشنید جز همان سخنان تکراری و داستانهای شندرغاز که معاون هماهنگی امور اقتصادی در جلسات ستاد اقتصادی میدهد، در حق مردم و همچنین در حق خانواده خیریانپور بزرگواری کند و اجازه بدهد «حسن» در این چند صباح باقیمانده از عمر خود، کمی به معنویات بپردازد و در خدمت خانواده و فرزندان و نوهها و نتیجه و نبیرههایش باشد.
نکته آخر اینکه اگر اقتصاد و توسعه در مازندران چنین وضعیتی دارد و اگر در شرق استان اوضاع به گونهای است که استاندار مازندران هشدار میدهد که در برخی شهرستانها مانند گلوگاه، نرخ بیکاری ۳۵ درصد است و اگر برخی شهروندان غرب استان از بیتوجهی مدیران استانی شکایت دارند و هر از گاهی تقاضای استقلال و تأسیس استان مازندران غربی میکنند، یکی از دلایل ریشهای آن همین امثال «خیریانپور» هستند که تا دم مرگ نمیتوانند از کرسی مدیریت دل بکنند اما در کارنامه خود نیز هیچ نقطه روشنی جز ادعا و گندهگویی ندارند.


























