چند روز پیش بود که مشاهده یک ویدئو از مقایسه آب در چشمه روزیه به فاصله‌ سال‌های ۹۹ تا ۱۴۰۱، باعث شد تا فکرِ نوشتن یک گزارش در این باره به ذهنم خطور کند. در این ویدئو نشان داده شد که چگونه چشمه پرآبِ روزیه در فاصله دو سال به برهوت تبدیل شد! احمد باوند […]

چند روز پیش بود که مشاهده یک ویدئو از مقایسه آب در چشمه روزیه به فاصله‌ سال‌های ۹۹ تا ۱۴۰۱، باعث شد تا فکرِ نوشتن یک گزارش در این باره به ذهنم خطور کند.
در این ویدئو نشان داده شد که چگونه چشمه پرآبِ روزیه در فاصله دو سال به برهوت تبدیل شد!
احمد باوند سوادکوهی کسی که این فیلم را برداشته بود در همین ارتباط به «خبرشمال» گفت:« برای آنکه بدانیم چه بر سرِ چشمه روزیه آمده است ابتدا باید مقدمه‌ای از سرنوشتِ تلخِ جدایی خطیرکوه از مازندران برایتان بگویم. خطیرکوه ابتدا در تقسیمات سیاسی در حوزه مازندران قرار داشت اما در سال ۶۷، این منطقه با روستاهای کَمرود، زرشک دره، بند بن، پاقلعه، رودبار و لُرد، از مازندران منتزع و به سمنان پیوست آن هم با هدفِ دسترسی آسانِ سمنان به آب‌! به این ترتیب، این بخش از زرشک دره به سمت چاشم از سوادکوه جدا و به عنوان مرز میان سمنان و مازندران تعیین شد.»
این فعال محیط زیست و پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه من به تمام حوضه‌های آبی که وارد تِلار می‌شود آشنایی کامل دارم، اظهار کرد:« آب از چشمه‌های چِرات، اِسبه او، دِراسِله، کاکَرون، کِلِه زا (عباس آباد ورسک)، چهل چشمه سرخ آباد، خِرونَرو و… به رودخانه تلار می‌ریزد، اما در این میان، سه چشمه بسیار پرآب وجود دارد که دِبی آنها بالای ۷۰۰ تا ۸۰۰ مترمکعب بر ثانیه است؛ گَتوی ورسک، روزیه و نَرچشمه در منطقه اسبوکلا.»
به گفته‌ی باوند، امروز دیگر کاملا بر همگان واضح و مبرهن است که اِلحاقِ روستاهای خطیرکوه به سمنان با نقشه‌ی قبلی و با هدفِ برداشت آب از چشمه‌های پرآبی نظیرِ چشمه روزیه بوده است، چنانچه درست یک سال بعد از اِلحاق، آبِ چشمه روزیه را به صورت حقابه و با منت به مازندران حواله دادند، در صورتی که اصلا این چشمه، تماماً حق مازندران بوده و هست. احمد باوند می‌گوید:« فقط کافی است بروید و از نزدیک ببینید که چطور کوه را شکافتند و پمپ‌های بسیار مجهزی را در آنجا نصب کرده و به طول بیست کیلومتر هم لوله‌کشی کردند تا با هزینه‌ هنگفتی، آبِ چشمه روزیه را مالِ خود کنند.»
آنطور که باوند می‌گوید قائله احداث سد فینسک هم از اینجا ناشی می‌شود که اینان به دنبالِ برداشتِ همه‌ی آب چشمه روزیه از مازندران بودند به طوری که یک قطره آب هم به مازندران نرسد، اما به دلیلِ ترس از بالا گرفتنِ اعتراضات، سعی کردند با اسم رمزِ سد فینسک، پوششی برای طرح و نقشه شوم خود در نظر بگیرند، بعد که سیلِ اعتراض‌ها و گزارش‌های انتقادی نسبت به احداث سد فینسک به راه افتاد، به شکلِ زیرپوستی، کل آب چشمه روزیه را به سمنان انتقال دادند!
باوند می‌گوید:« امروز اگر به محلِ چشمه روزیه بروید، حتی یک قطره آب هم محض رضای خدا وجود ندارد. یک قسمت بسیار کوچک بالای دره آبشار بسیار کوچکی جاری است و ۵۰۰ متر پایین‌تر آب به کلّی محو می‌شود! همین چند روز پیش به همراهِ تعدادی گردشگر خارجی به آنجا سفری داشتم که اگر از قبل می‌دانستم قرار است با چنان صحنه رقت‌بار، غم‌انگیز و دهشتناکی روبه‌رو شوم، هرگز رنجِ سفر را بر خود و آن گردشگران خارجی هموار نمی‌کردم. تا قبل از ورود به محل، برایشان از چشمه‌ای پرآب و زلال گفته بودم اما وضعیت به گونه‌ای بود که حتی کبک و بچه‌هایش هم بی آب مانده بودند. مشاهده چنین صحنه‌ای حقیقتاً قلبِ هر انسانِ با وجدانی را به درد می‌آورد.»
او ادامه می‌دهد:« روستاهای رودبار و کَمرود، با این چشمه فقط دو تا ۴ کیلومتر فاصله دارند؛ تنها کاری که برای مردمان این دو روستا انجام دادند این بود که در رودخانه‌ی کبیر چاهی حفر کرده و از آنجا به این مردمِ بخت برگشته آب می‌دهند. این در حالی است که به فاصله دو کیلومتر بالاتر از روستا، چشمه وجود دارد و این حقابه اساسا متعلق به مازندران است! در کجای دنیا چنین چیزی امکان دارد که حقِ مسلمِ خودتان را با منت به شما بدهند؟! نکته دیگر اینجاست که وقتی شما در کفِ رودخانه چاه حفر می‌کنید آبِ تمامیِ چشمه‌های بالادست را به پایین می‌کشید، پس حقابه حیات وحش چه می‌شود؟ یعنی آنها حق حیات ندارند؟! آقایان نماینده به چه کاری مشغول‌اند؟ آقایان علیپور و مرادیان کجا هستند؟ آیا این حقِ مردمِ حوزه انتخابیه شما نیست که وقتی با رای آنها بر کرسی سبزِ بهارستان نشستید، از دردِ بی آبی آنها بگویید و به دنبالِ حقِ مسلمی که از آنان ضایع شده باشید؟! آقای یخکشی مدیرعاملِ آب منطقه‌ای مازندران کجاست؟ یعنی باور کنیم که از این وضعیت وخیم خبر ندارد؟! وقتی با نماینده صحبت می‌شود، می‌گوید، احتمالا به دلیل خشکسالی است و گویا برفِ سنگینِ سال قبل را از یاد برده که کوه‌ها چطور از برف، این رحمت الهی سرشار شده بودند. اصلا مگر می‌شود چشمه‌ای به آن پرآبی، به یکباره خشک شود؟! حقیقت آن است که آب را برده‌اند! حالا اینکه شما خبر دارید و صدایش را درنمی‌آورید بحث دیگری است! همین الان رودخانه تلار آبی ندارد!»
باوند اضافه کرد:« تازه بعد از اینهمه تاراجِ منابع آبی مازندران، در فکر احداث سد کسیلیان نیز هستند تا با این ترفند نیز ۳۵ درصد از آبِ ذخیره شده پشت سد را تقدیم استان سمنان کنند!»
این پژوهشگر تاریخ و فعال محیط زیست، در ادامه خطاب به دلتمردانِ کشور گفت:« چرا نخبگان ما به جایِ صرفِ وقت و انرژی برای تحصن و مخالفت با طرح‌های خسارت‌‎بار و مخرب محیط زیست، نباید به دنبال تحقیق و پژوهش‌های علمی خود باشند؟! اگر این نخبه کُشی نیست پس چیست؟ این شیوه مدیریت آب نیست! آب سرریز دارد. این مساله را حتی چوپانان هم می‌دانند. حیات وحش حقابه دارد. اصلا اول متعلق به حیوانات است و بعد ما انسان‌ها.
آب چشمه‌ها هم به ترتیب، از پایین‌ترین روستا به روستاهای بالادستِ چشمه تعلق پیدا می‌کند. اما این حقایق از دیدِ مسوولان، گویا مسائل پیش پا افتاده و دمِ دستی است. کار به جایی رسیده که معدن‌دارِ ما با آب چشمه شن و ماسه را می‌شویَد!»
باوند افزود:« در یک محدوده معینی حق ندارید، مجوز تاسیسِ دو مرغداری را صادر کنید، آن وقت سوال من از کارشناسان ارزیابِ وزارت نیرو این است که شما چطور در یک منطقه مشخص به فاصله ۱۰ کیلومتر مجوزِ احداثِ ۴ سدِ لفور، سنبل رود، سد خاکی برنجستانک و حالا سد کسیلیان را صادر کرده‌اید؟ تازه اگر سد شهید رجایی را نیز به این لیست بیفزاییم می‌شود ۵ سد در فاصله چند کیلومتر! اصلا چطور می‌شود به همین راحتی، مجوزِ قطعِ درختانِ جنگل‌های هیرکانی را در سطحِ وسیع برای سدهای مخرب محیط زیست صادر کرد مگر آنکه دستانی در پشت پرده (مافیای سدسازی) به شکل فراقانونی، فقط در اندیشه منافعِ شخصی خود بوده و حتی عالی‌ترین مقامات و مسوولان نیز یارایِ مقابله با آنها را نداشته باشند! خاطرم هست رهبر معظم انقلاب اسلامی در جایی فرموده بودند، اگر به اسمِ ساختِ حوزه علمیه خواستند درختی را قطع کنند اجازه ندهید. آنگاه چنین نگرشِ درستی چگونه با عملکردِ غلطِ مسوولان برایِ عطشِ ساختِ سدهای متعدد به قیمتِ نابودی جنگل‌های ارزشمند هیرکانی قابل جمع و دفاع است؟!»
به بیانِ باوند، دنیا امروز به این نتیجه رسیده است که در جایی با ارتفاع بالای ۱۵۰ متر ساخت سد از اساس اشتباه است، بنابراین آبخوان تشکیل داده و آب باران و آب‌های سطحی را از این طریق راهیِ سفره‌های زیرزمینی می‌کنند.
او ادامه داد: می‌گویند سد سلیمان تنگه، ۱۵۰ میلیون مترمکعب گنجایش آب دارد؛ اما نمی‌گویند که فقط با گذشتِ ۱۰ سال، لجن‌ها و رسوبات، تا حد زیادی جایِ آب را می‌گیرند و به این ترتیب، ظرفیتِ ذخیره‌سازی آب به ۵۰ میلیون مترمکعب کاهش می‌یابد،‌ در حالی که شما این فناوری را هم ندارید که بخواهید با لجن‌کش‌های مخصوص، رسوباتِ سطحِ سد را جمع‌آوری کنید.
احمد باوند در پایان گفت: موضوع از این قرار است که چیدمان غلط توسعه سبب شد تا منابع آبی و خاکی کشور، به ویژه در بحث منابع آبی به هدر برود و امروز شاهد هستیم که چگونه جانمایی غلطِ صنعت در استان سمنان به قیمتِ از دست رفتن آب برای کشاورزی مردم پایین دست استان مازندران تمام شد!