مائده مطهری زاده جنگلهای زیبا و سرسبز هیرکانی از قدیمیترین جنگلهای جهان هستند و به همین دلیل به فسیل زنده نیز مشهورند. یکی از مهمترین منابع طبیعی در جهان، جنگلها هستند؛ تا جایی که کشورهای دارای سهم بیشتر از جنگلهای طبیعی را میتوان نقاط ویژه جغرافیایی در جهان دانست. جنگلها منابع اصلی برای تامین اکسیژن […]
مائده مطهری زاده
جنگلهای زیبا و سرسبز هیرکانی از قدیمیترین جنگلهای جهان هستند و به همین دلیل به فسیل زنده نیز مشهورند.
یکی از مهمترین منابع طبیعی در جهان، جنگلها هستند؛ تا جایی که کشورهای دارای سهم بیشتر از جنگلهای طبیعی را میتوان نقاط ویژه جغرافیایی در جهان دانست. جنگلها منابع اصلی برای تامین اکسیژن و هوای پاک در جهان به شمار میروند و گونههای مختلف جانداران نیز که زیستگاه اصلیشان جنگلها است، چرخه حیات را کامل میکنند.
جنگلهای هیرکانی بخش قابلتوجهی از شمال ایران و قسمت کوچکی از جمهوری آذربایجان را تشکیل میدهند. زمینشناسان و دانشمندان با تحقیق و پژوهش در حوزه خاک، قدمت جنگلهای هیرکانی را در حدود دوره سوم زمینشناسی یا ۴۰ میلیون سال پیش تخمین زدهاند. با توجه به قدمت این جنگلها، میتوان محدوده قرار گرفتن آنها را به موزه طبیعی وسیعی تشبیه کرد که نمونههایی از فسیل گیاهان چند هزار ساله در آن وجود دارند.
جنگلهای هیرکانی در شمال ایران نقش بسیار قابلتوجهی در پالایش هوای آلوده دارند. آب و هوای ناحیه جنوب دریای خزر، شرایطی بسیار مناسب برای رشد درختان این جنگلها ایجاد کرده است و بنا بر پیشبینی زمینشناسان، امکان رشد گیاهان و درختان جنگلهای هیرکانی ایران، با این قدمت بالا، در سایر نقاط جهان وجود نداشته است.
به تازگی مطلبی در فضای مجازی مازندران با عنوان «قتل عام جنگلهای هیرکانی» و واگذاری عجیب و غریب اراضی ملی بابت احداث مزرعه پرورش ماهی در گسترهای حدود ۶ هزار متر مربع و انجام عملیات بتن ریزی در روستای «لیره سر» تنکابن منتشر شد و بسیاری از کاربران هم بدون توجه به اینکه مالکیت این بنا در اختیار چه شخصی قرار دارد، ساخت مزرعه با این مساحت را باتوجه به ممنوعیت و محدودیت تغییر کاربری در مازندران ابهامبرانگیز دانستند.
موضوعی که با واکنش سرپرست اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری غرب مازندران همراه بود و وی گفته که مجری طرح مزرعه پرورش ماهی شهرستان تنکابن واقع در محدوده اراضی ملی، مجوز قانونی دریافت کرده است.
مهرداد خزایی پول به منظور تنویر افکار عمومی در گزارشی افزود: محدوده موردنظر در حاشیه رودخانه «سیوا» واقع در «لیره سر» تنکابن به گستره حدود ۲ هزار و ۵۰۰ متر مربع از طریق مجوز قانونی از سوی سازمان امور اراضی استان و به استناد کمیسیون ماده ۳۱ آیین نامه اجرایی لایحه واگذاری و احیا استان در سال ۱۳۸۵ برای ایجاد این واحد تولیدی به مجری طرح واگذار شده است.
وی اضافه کرد: نکته دیگر آنکه در اسفند ماه سال گذشته اعضای هیات نظارت اقدام به صدور رای به منظور بازدید دوباره از روند اجرای این طرح کردند و در این بازدید روند اجرای این طرح حدود پنج درصد گزارش شده و در نتیجه پس از بررسی در کمیسیون ماده ۳۳ قانون واگذاری و احیا اراضی این موضوع برای تنویر افکار عمومی اعلام خواهد شد.
این مسوول منابع طبیعی غرب مازندران ادامه داد: درختی در محدوده این طرح وجود نداشته که برچیده شود بلکه درختان در پیرامون طرح پرورش ماهی دیده شده است.
سرپرست اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری غرب مازندران با قدردانی از انتشار این مطلب و نگاه ویژه نسبت به عرصههای ملی در این خطه خاطرنشان کرد: درصورت مشاهده بروز هرگونه عوامل تهدیدکننده عرصههای ملی نظیر دستاندازی، آتش سوزی و قاچاق چوب مراتب را به شمارههای ۱۵۰۴ و ۱۳۹ مربوط به امداد جنگل و مرتع گزارش دهند و به طورحتم حافظان منابع طبیعی در پیشگیری این به موقع این عوامل تهدید کننده اقدام خواهند کرد.
فارغ از اینکه بنا به قول سرپرست اداره کل منابع طبیعی غرب مازندران – نوشهر مجوزات لازم جهت احداثِ پرورش ماهی در میان جنگلهای هیرکانی دریافت شده است یا خیر؛ پرسش اصلی این است که اساسا ایجاد مزرعه پرورش ماهی آن هم در دلِ جنگلهای هیرکانی با این درجه از ارزش و اهمیتِ اکولوژیک چه لزوم و ضرورتی دارد؟! مشکل اصلی از قضا همین جاست که قانون با لحاظ کردن کدام تدابیر زیست محیطی و منابع طبیعی، رای به احداث مزرعه پرورش ماهی در قلبِ حیاتیترین و قدیمیترین شریانهای زمین داده است؟! چگونه است که سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور موضوعِ کاشت یک میلیارد درخت را کلید زده و در بوق و کرنا کرده است اما از پسِ حفظ و صیانت از جنگلهای هیرکانی بر نمیآید؟!
آیا بهتر نیست به جای جدیت در کاشت درختان جدید، بر حفاظت و پاسداری از این جنگلهای کهن جهان اهتمام ورزد و این میراث طبیعی تاریخی که به ثبت جهانی نیز رسیده است را برای نسلهای آینده حفظ کند؟
این روزها جمله بسیار درستی در میانِ فعالان و دوستداران منابع طبیعی رایج شده و آن اینکه حفاظت و نگهداری از درختان بسیار با اهمیتتر از کاشت درخت است و چه خوب است اکنون از همین میزان جنگل باقی مانده در کشور به ویژه شمال ایران حفاظت کنیم.
قدمت جنگلهای شمال ایران به حدود ۳۰ الی ۴۰ میلیون سال قبل بازمیگردد و دارای ۹۰ گونه درختی و ۲۱۱ گونه درختچهای و هزار و ۵۵۸ گونه علفی و بوتهای است، مساحت این عرصهها در حدود یک درصد جنگلهای اروپا است ولی تعداد گونههای آن ۱۶ درصد گونههای موجود در کل قاره اروپاست.
گفتنی است، بیشترین سهم از این جنگلها به استان مازندران با رقم تقریبی ۵۳ درصد، تعلق دارند. مساحت عرصه جنگلی مازندران به حدود یک میلیون هکتار میرسد. رتبه بعدی متعلق به استان گیلان است که ۲۶ درصد از این جنگلها را شامل میشود. ۲۱ درصد جنگلهای هیرکانی ایران نیز در استان گلستان قرار گرفتهاند. با این حساب تنها بخشهای محدودی از این جنگلها در استانهای آذربایجان شرقی، اردبیل، سمنان و خراسان شمالی قرار گرفتهاند.
سایتهای بولا در ساری، الیمستان آمل، واز چمستان، کجور نوشهر، خشکه داران تنکابن، چهار باغ چالوس، لیسار تالش، پارک ملی گلستان، پلنگ دره و جنگل ابر شاهرود، از معروفترین بخشهای جنگلهای هیرکانی در شمال ایران هستند. در ۲۱ تیر ۱۳۸۵ جمهوری آذربایجان درخواستی را برای ثبت جهانی جنگلهای کاسپی-هیرکانی به سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) ارائه کرد. با بررسی کارشناسان این سازمان اعلام شد به دلیل اینکه سهم جمهوری آذربایجان تنها ۲۰ هزار هکتار در مقابل سهم ۲ میلیون هکتاری ایران از این جنگل است ثبت جهانی این اثر به تنهایی به نام آذربایجان ممکن نیست. پس از آن مقامات فرهنگی ایران پیشنهادی را برای ثبت مشترک این اثر طبیعی به آذربایجان ارائه دادند. این امر به دلیل اختلافات موجود به بنبست خورد. از جمله موارد، اختلافی این بود که با وجود قوانین یونسکو برای ثبت نام کشورهای دارای آثار تاریخی و طبیعی مشترک به ترتیب حروف الفبا در اسناد مکتوب خود، ایران مخالف ثبت نام آذربایجان پیش از نام ایران بود. استدلال ایران این بود که سهم اندک آذربایجان از این جنگل همارز سهم ایران نیست که بتوان صرفاً بر اساس حروف الفبا چیدمان متن سند را مشخص کرد.
بنا بر اعلام دبیرکل کنونی کمیسیون ملی یونسکو در ایران، در چهل و سومین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان، جنگلهای هیرکانی که از جنگل فندقلو در شهرستان نمین در استان اردبیل تا گلیداغ در شرق استان گلستان کشیده شدهاست، با نظر موافق اعضای کمیته در ۱۴ تیر ۱۳۹۸ در فهرست میراث جهانی قرار گرفت.


























