سرویس سیاسی
بردوش کشیدن تکلیفی به نام نمایندگی مجلس آن هم برای شهری چون ساری که درگیر هزار و یک مشکل در حوزههای مختلف است، افزون بر سوابق اجرایی و دانش لازم، نیاز به سطحی از جسارت و به اصطلاح خودمانی «پررویی» دارد که اگر چنین نباشد، نماینده نمیتواند از حق و حقوق موکلان خود دفاع کند و صدای مردم حوزه انتخابیه خود باشد و در «خانه ملت» بهخاطر سوءمدیریتها تذکر بدهد و فریاد بزند و مشکل «عبدالرضا بابایی خارکشی» دقیقاً در همین نقطه است.
این جوان مومن و انقلابی، بیش از کمی، ساکت و خجول دیده میشود به قول جوانان جدید، «پاستوریزه» است و برابر تحلیل کسانی که در انتخابات کار کردند، یکی از دلایل اصلی رأی پایین وی در مقایسه با «منصور علی زارعی کیاپی» در اسفند ۹۸ همین ویژگی بود و در حالیکه هردو مورد تأیید لیست جبهه متحد اصولگرایی بودند آرای وی که در جایگاه چهارم قرار گرفت، نصف آرای زارعی بود که بهعنوان منتخب اول مردم ساری و میاندورود وارد مجلس شورای اسلامی شد.
برخی از کسانی که در دانشگاه آزاد با «عبدالرضا بابایی خارکشی» کار کردند باور دارند که وی آن اندازه جسور نیست که برای نشان دادن اتوریته خود و با هدف بهبود امور، بر سر زیردستان خود هم داد بزند و بدیهی است چنین فردی برای احقاق حق مردم حوزه انتخابیه خود، نمیتواند بر سر وزیر یا فلان مدیر دولتی فریاد برآورد و تذکر بدهد. این افراد بر این باور هستند «عبدالرضا بابایی خارکشی» اگر هم برحسب تصادف، به مجلس شورای اسلامی راه یابد که امکان آن بسیار پایین است، یکی از نمایندگان ضعیف و ساکت قرن خواهد شد.
ظاهراً این کاندیدای جوان و خجالتی نیز متوجه نقطه ضعف جدی خود شده است و به جای آنکه از مسیر درست، آن را درمان کند دستِ کمک به سوی «کجکلاهخانهای اقتصادی» و شهرداران ورشکسته دراز کرد، اقدامی که با مواضع سیاسی و گفتمان اخلاقیِ جناحی که وی بدان تعلّق دارد و همان ۳۴ هزار رأی خود را مدیون جریان اصولگرایی است نیز در تعارض آشکار است و احتمال دارد برای انتخابات روز جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ وی را درون لیست خود قرار ندهند.
«حمید هاشمی» و «جواد طالبی خارکشی» دو تن از مدیران حوزه شهری و شهرداران اسبق آمل و ساری مانند دو بال خود را به «عبدالرضا بابایی» با سیریش چسباندند و به وی قول دادند مسیر را تا رفتن وی به بهارستان با پول آب و جارو میکنند.
توصیه ما به این کاندیدای جوان این است که با طناب پوسیده این دو شهردار ورشکسته که در کارنامه خود چیزی جز ناکارآمدی و عزل و استیضاح ندارند، وارد چاه نشود هرچند مردم فهیم شهرستان ساری و میاندورود بیش از کجکلاهخانهای اقتصادی، شعور سیاسی دارند و بهمجرد اینکه ببینند افرادی چون «حمید هاشمی سنگتراشانی» و «جواد طالبی خارکشی» قصد کردند نقش مشاور و مباشر انتخاباتی «عبدالرضا بابایی» را بازی کنند، از رأی دادن به وی منصرف خواهند شد.
حمید هاشمی چه در دوران مدیریت خود در شهرداری منطقه سه ساری، سازمان عمران و سازمان آتشنشانی شهرداری مرکز استان و چه در مدت کوتاه شهرداری آمل، هیچ نقشی از خود برجای نگذاشت و عامل هیچ خدمتی بهجز امور روتین و روزمره نبود و در شهرداری آمل نیز مدت کوتاهی بعد روشن شد که مرد این میدان نیست و میدان را ترک کرد.
جواد طالبی هم چه در دوران مدیریت خود بر سازمان همیاری شهرداریهای استان و چه در دوران مدیریت خود بر شهرداری ساری، خدمتی ماندگار از خود بر جای نگذاشت و همواره مورد نقد و انتقاد بود به این دلیل که تصور میشد گماشته و فرمانبَر فلان نیروی سیاسی است. نکته مهم دیگر درخصوص این دونفر این است که توان کادرسازی و ایجاد موج در ایام انتخابات به نفع هیچ کاندیدایی را ندارند و مدتها است توسط افکار عمومی نیز به فراموشی سپرده شدند و به نظر میرسد از سر فرصتطلبی عزم خود را جزم کردند که مجدداً جایی برای خود در کرسی مدیریتی باز کنند و راه چاره را در آن دیدند که از پشت یک مدیر سیاسی، سواری بگیرند و از آنجاییکه یقین دارند دیگر گزینههایی که احتمال رأیآوری آنان بالا است ازجمله دو نماینده فعلی شهرستان ساری و میاندورود، به آنها چنین میدانی نمیدهند، به درِ ستاد عبدالرضا بابایی رفتند تا درصورت پیروزی این نامزدِ پاستوریزه و «بچهمثبت» بتوانند رگ خواب وی را در دست بگیرند و به هدف خود برسند درحالیکه از این حقیقت غافل هستند که حضور آنان در ستاد انتخاباتی موجب کاهس آرای «عبدالرضا بابایی» خواهد شد.


























