هر بار که دود سیاه از میان شاخوبرگهای کهن این جنگلها بالا میرود، تنها اکسیژن تولید شده از دست نمیرود؛ بلکه زنجیرهای از پیامدها، از خشکسالیهای شدیدتر گرفته تا سیلابهای ویرانگر در دشتها، در حال شکلگیری است. جنگل هیرکانی سپر دفاعی ما در برابر فرسایش خاک و تغییر اقلیم است و وقتی این سپر ذوب میشود، ما در برابر تمام بلایای طبیعی بیدفاع خواهیم بود.
ریشهیابی بحران
اگر نگاهی دقیقتر به علتهای تکرار این فجایع بیندازیم، متوجه میشویم که مشکل تنها در جرقه آتش نیست، بلکه در سیستم نظارتی حاکم موجود است که این حوادث رقم میخورد. نخستین ردیف از عوامل، رفتارهای غیرمسئولانه انسانی است؛ از گردشگرانی که با کوچکترین بیدقتی، جرقهای در دل جنگل میکارند تا تعارضات محلی و آسیبهای ناشی از فعالیتهای انسانی غیرقانونی. اما اینها تنها سطح ماجرا هستند. بحران اصلی در زیرساختهای مهار این آتش نهفته است. توپوگرافی دشوار و شیبهای تند مناطق جنگلی در گلستان، جبهه اصلی نبرد را برای نیروهای اطفای حریق به یک میدان مرگ تبدیل کرده است. وقتی آتش در مناطق صعبالعبور شعلهور میشود، سرعت حرکت خودروهای آتشنشانی به حداقل میرسد و در آن لحظات حساس، ما بیش از هر چیز به «قدرت هوایی» نیاز داریم. عدم استقرار دائمی و کافی پهپادهای شناسایی، بالگردها و هواپیماهای اطفای حریق با ظرفیت بالا، یعنی ما در بسیاری از موارد، مهار آتش را به مبارزهای تن به تن تبدیل کردهایم.
بحران مدیریت و تجهیزات
باید صراحتا گفت که نیروهای عملیاتی ما، از قرقبانان محلی گرفته تا نیروهای محیطزیست و امدادگران، با کمترین امکانات در خط مقدم ایستادهاند. استفاده از تجهیزات سنتی و قدیمی در برابر آتشسوزیهایی که بر اثر تغییرات اقلیمی و خشکی مفرط، رفتاری انفجاری دارند، عملاً بیثمر است. ما نیازمند یک سیستم مدیریت بحران هوشمند هستیم؛ سیستمی که با استفاده از ماهوارهها و سنسورهای حرارتی، کوچکترین تغییر دما را در اعماق جنگل گزارش دهد، پیش از آنکه شعلهها از کنترل خارج شوند. علاوه بر این، بودجههای تخصیص یافته برای حفاظت از مناطق جنگلی، با حجم عظیم ریسکهای موجود، تناسبی ندارد. حفاظت از هیرکانی نباید یک فعالیت واکنشی پس از وقوع حادثه باشد، بلکه باید یک استراتژی پیشگیرانه و مستمر باشد.
میراثی که برنمیگردد
جنگلهای هیرکانی، برخلاف جنگلهای مصنوعی، با سرعت بازسازی نمیشوند. هر درختی که در این جنگل خاکستر میشود، صدها سال تاریخ را با خود میبرد. ما با از دست دادن این جنگلها، نه تنها تنوع زیستی خود را فدا میکنیم، بلکه امنیت غذایی، آبی و اقلیمی آینده خود را نیز به آتش میسپاریم.
زمان آن رسیده است که مدیریت بحران آتشسوزی جنگلها از سطح یک اقدام اضطراری محلی به یک اولویت امنیت ملی ارتقا یابد. اگر امروز برای تجهیز ناوگان هوایی، هوشمندسازی پایشها و حمایت همهجانبه از نیروهای عملیاتی اقدام نکنیم، فردا تنها چیزی که از هیرکانی باقی خواهد ماند، عکسهای سیاه و سفید در کتابهای تاریخ خواهد بود که زیر تیتر میراثی که خودمان سوزاندیم نوشته شدهاند.
۳۴ فقره آتشسوزی در ۵ ماه نخست سال
سرهنگ عیسی گلبینیمفرد با اشاره به مخاطرات و تهدیدات عرصههای جنگلی و مرتعی استان اظهار کرد: آتشسوزی همچنان یکی از تهدیدهای جدی برای عرصههای جنگلی و مرتعی استان به شمار میرود و به همین دلیل تقویت آمادگی نیروها، توسعه تجهیزات و اجرای اقدامات پیشگیرانه در دستور کار قرار گرفته است. فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی گلستان افزود: در پنج ماه نخست امسال، ۳۴ فقره حریق در عرصههای منابع طبیعی گلستان ثبت شده است؛ این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته ۱۲۶ فقره آتشسوزی در این عرصهها رخ داده بود که بر این اساس تعداد حریقها ۷۳ درصد کاهش یافته است. وی با اشاره به میزان خسارت ناشی از این حریقها گفت: مجموع عرصههای آسیبدیده از آتشسوزی در پنج ماه نخست امسال ۲۱ هکتار و این میزان در مدت مشابه سال گذشته ۱۳۲ هکتار ثبت شده که کاهش ۸۴ درصدی سطح سوختگی را نشان میدهد. گلبینیمفرد با بیان اینکه کاهش آمار حریق بهمعنای کاهش خطر آتشسوزی در جنگلهای گلستان نیست، خاطرنشان کرد: حفاظت از عرصههای طبیعی نیازمند استمرار اقدامات مراقبتی و پیشگیرانه است و نیروهای یگان حفاظت در طول سال آمادگی خود را برای مقابله با حریق حفظ میکنند. وی افزود: بخش قابل توجهی از ارزش جنگلهای گلستان به پوشش طبیعی و تنوع زیستی آن بازمیگردد و جلوگیری از گسترش آتش در این عرصهها نیازمند همکاری دستگاههای مسئول، نیروهای حفاظتی و مشارکت مردم است. فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی گلستان گفت: تقویت تجهیزات اطفای حریق، افزایش آمادگی نیروها و مراقبت مستمر از عرصههای طبیعی از مهمترین اقداماتی است که برای کاهش خسارتهای ناشی از آتشسوزی دنبال میشود.

























