سرویس سیاسی
سال گذشته برای شرکت در جلسهای به تنکابن رفته بودم و با توجه به اینکه شروع مراسم ساعت ۸ صبح بود و من ساعت ۶ به مقصد رسیده بودم، تصمیم گرفتم مانند نسیم صبحگاهی، سری به ساحل بزنم و با توجه به اینکه با آلودگیهای مشکوک شناگاهها، امکان لذت بردن آز آب دریا برایم وجود نداشت، خواستم از صدای امواج لذت ببرم.
هنوز به دیواره سنگی لب ساحل نرسیده بودم که صدای چند سگ توجه مرا به خود جلب کرد، چند ثانیه در جای خود ایستادم و تلاش کردم خوشبین باشم اما دیدم یکی از سگها که گویا رییس گله و بهنظر خیلی عصبانی بود با سروصدای بسیار، شروع به حرکت به سمت من کرد و بقیه هم از رییس خود تقلید کردند و من هم که در آن وقت صبح کنار ساحل کاملاً تنها بودم، به توصیه غریزه عمل کردم و به سمت خیابان اصلی فرار کردم. بعدها در شبکههای اجتماعی فیلمها و اخباری از تردد سگها در خیابانهای تنکابن و آمل و دیگر شهرها را که میدیدم تجربه شخصی من در ذهنم زنده میشد و اینکه اگر یک نوجوان یا یک زن سالمند در چنین مواجههای قرار بگیرد و توان فرار نداشته باشد چه اتفاقی ممکن است رخ دهد ؟ خرداد گذشته بود که مردی در بابل براثر حمله یک شغال، جان خود را از دست داد. معاون دانشگاه علوم پزشکی بابل در توضیح علت مرگ گفته بود گاز شغال موجب بیماری هاری شد و ظرف دو روز به مرگ این شهروند انجامید. دکتر جلاهی همچنین با هشدار این نکته که آمار وحشتناک سگگزیدگی در بابل بسیار افزایش یافته، گفت: «در سالهای قبل تعداد گزش حیواناتی مانند سگ در این شهرستان حداکثر ۲۵۰ مورد در سال بود، که امروز این عدد به بیش از ۳ هزار مورد در سال رسیده است». روز گذشته مدیرکل پزشکی قانونی مازندران نیز با اشاره به افزایش این آمار در سطح استان گفت: «طی هفت ماه امسال ۷۵ مصدوم ناشی از گازگرفتگی سگ برای معاینه و تعیین خسارت به مراکز پزشکی قانونی استان مراجعه کردندکه این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل ۹ درصد افزایش داشت.
دکتر علی عباسی با بیان اینکه که از این موارد ۵۵ نفر مرد و مابقی زن هستند، افزود: خطر گاز گرفتن سگ بسیار جدی است و تأکید کرد اگر این اتفاق برای هر شهروندی پیش آمد، حتماً به پزشک مراجعه کند.
مدیرکل پزشکی قانونی استان تصریح کرد: بر اساس آمار ارجاعی از مراکز استان بیشترین آمار گاز گرفتگی سگ مربوط به شهرستانهای ساری، رامسر، و بابل است». اگر منصفانه به این موضوع نگاه کنیم باید بگوییم هم مردم و هم مسئولان در افزایش جمعیت سگ مقصر هستند. حقیقت این است که شهروندان با رها کردن زباله در هر کوی و برزن و حاشیه شهر و روستا، ناخواسته به ازدیاد نسل سگ و شغال کمک میکنند و این افزایش جمعیت، علاوه بر خطر حمله و گازگرفته شدن افراد بهویژه کودکان، نوجوانان و زنان توسط سگ و شغال، همچنین موجب افزایش انواع آلودگی محیطی و ابتلا به اقسام بیماریهای نادر خواهد شد.
مدیران دولتی و دستگاههای مسئول، شهرداران، اعضای شوراهای شهری و روستاها و دهیاران نیز گویا به «ناکارآمدی اَبَدی» مبتلا هستند و در هیچ موضوعی ورود موفقی ندارند و صبر میکنند تا زمانی که فردی جان یا سلامتش به خطر افتاد، اقدام میکنند و فرد مصدوم را به مرکز درمانی میرسانند تا جلوی مرگ وی را بگیرند.
درحقیقت مدیران، یاد نگرفتهاند با علت مبارزه کنند و در آرامش و بیعملی میمانند تا معلول را نجات دهندو همچنین مدیران ناکارآمد هنوز یاد نگرفتند که مشکلات هم مانند هر ارگانیسم زندهای، رشد میکنند و بزرگ میشوند و اگر زمانی که یک آسیب، کوچک است، به سراغش نروند و اجازه دهند رشد کند و بزرگ شود، بعدها یا نمیتوانند مشکل را حل کنند یا لازم است چند برابر هزینه و توان بگذارند تا آن را چاره کنند.
این نحوه مدیریت و مبارزه با معلول به جای علت و رها کردن مشکل را در بسیاری موارد دیگر نیز شاهد هستیم و بهعنوان نمونه اقدام به بازکردن مسیلها و لایروبی بستر رودخانهها نمیکنند و تنها پس از وقوع سیل در قالب ستاد مدیریت بحران وارد عمل میشوند و تلاش میکنند خود را کارآمد و شیوه مدیریت خود را موجّه جلوه دهند.
امروز یکی از چالشهای مردم در در هر شهر و روستایی، دستههای پرتعداد سگ هستند که در هر منطقهای حضور دارند و هر از گاهی نیز حملاتی به شهروندان انجام میدهند اما مدیران مسئول هیچ اقدامی انجام نمیدهند و هرگاه هم که بخواهند اقدامی انجام دهند، جمعیتها و گروههای فعال حقوق حیوانات، اعتراض میکنند که با این حیوانات زبانبسته چه کار دارید ! ادامه این روند و بیتوجهی مردم و مدیران میتواند به سطحی برسد که هیچ کس در امان نباشد و هر روز شاهد مصدومیت جدی شهروندان توسط سگ و شغال باشیم. توصیه ما به مردم این است که دست از عادتِ ناپسند رها کردن زباله در هر نقطه، بردارند و مدیران نیز طرح عقیمسازی سگهای بدون صاحب را از شهرداری که خود ناکارآمد و از نظر کارکردی عقیم است، بگیرند و به دستگاه دیگر یا انجمنهای شناخته شده و سمنها در این بخش بسپارند تا کار از کار نگذشته و سگها و شغالان با کمک هم، زندگی انسانها را به مخاطره جدی نینداختند.


























