نفس تابستان به شماره افتاده است و حدود دو هفته بیشتر تا آغاز سال تحصیلی 1406-1405 نمانده است و همه خانوارهایی که دانش‌آموز دارند این روزها باید به فکر خرید نوشت‌افزار و برخی ملزومات آموزشی و تحصیلی برای فرزندان دانش‌آموز خود باشند.

همه ما بزرگ‌‌ترها در صندوق خاطرات خود اتفاقات خوشی از این ایام از راه رفتن در کوچه و خیابان‌های مرکزی شهری، خرید لوازم‌التحریر و همچنین لباس مدرسه داریم و خوب می‌دانیم یکی از بخش‌های هیجان‌انگیز آغاز سال تحصیلی برای کودکان و نوجوانان، همین ایام است، روزهایی که دستان کوچک دختر یا پسری با لب‌های خندان در دستان پدر یا مادر است و از این مغازه به آن مغازه می‌روند تا دفتر، مداد رنگی، خودکار، کیف، کفش و لباس بخرند اما این روزها، پدران و مادران به اندازه گذشته، از دیدن هیجان و شادی کودکان خود به وجد نمی‌آیند و دلیل آن گرانی بازار و درآمد پایین آنان است.
خبرنگار «خبرشمال» گشتی در بازار لوازم‌التحریر مرکز استان مازندران زد و قیمت‌های کیف و کفش را بررسی کرد، قیمت‌ها بسیار گران است به شکلی که فروشندگان نیز از این گرانی گلایه داشتند و گفتند تا امروز که نیمه شهریور است شاهد ازدحام خانواده‌ها و کودکان‌شان در واحدهای کسبی خود نبودند و این برای اقتصاد و آینده کسب و کار آنان بد است ضمن این‌که نشان می‌دهد شرایط اقتصادی خانواده‌ها خوب نیست.
بانوی فروشنده در یکی از مراکز فروش نوشت‌افزار ضمن تأیید گرانی کیف و لوازم‌التحریر گفت: برخی ممکن است با خود فکر کنند وقتی اجناس گران باشد، فروشنده که ما باشیم سود می‌کنیم در حالی که این معامله، دو سر سوخت است و ما بیشتر از شهروندان متضرر می‌شویم چون مشتریان خود را از دست می‌دهیم و این اجناس در مغازه ما می‌مانند، خاک می‌خورند و کهنه می‌شوند در حالی‌که ما پول این اقلام را پرداخت کردیم و سودِ اصلی ما در فروش در زمان کوتاه است.
اوضاع اقتصادی و معیشتی بسیاری از خانواده‌ها خوب نیست و همین وضعیت، ممکن است برخی والدین را مجاب کند که فرزندان خود را به جای مدرسه به سمت بازار کار هدایت کنند تا قبل از رسیدن به سن سربازی، فن و مهارتی بیاموزند و کسب درآمد کنند به جای رفتن به مدرسه که هزینه‌زا است.
در این میان هم هستند سازمان‌های مردم‌نهاد و همچنین نهادهایی چون کمیته امداد امام خمینی (ره) که تلاش دارند برای دانش‌آموزان مناطق محروم و خانواده‌های کم‌درآمد بسته‌های لوازم‌التحریر تهیه کنند اما حقیقت تلخ آن است که شمار خانوارهای کم‌درآمد طی سال‌های اخیر زیاد شد و مناطق محروم دیگر فلان شهر یا روستای دورافتاده نیست و امروز خانوارهای بسیاری در مرکز استان و شهرهای بزرگ هستند که درآمد آنان کفاف هزینه‌ها را نمی‌کند و ناچار هستند بر هزینه‌های ضروری تمرکز و چه بسا تلاش کنند هزینه‌های تحصیل فرزندشان را تا جایی که ممکن است کم کنند.
نکته آخر این‌که این روزها کودکان نیز نمی‌توانند مانند گذشته شادی کنند و دلیل اصلی آن این است که می‌بینند خانواده‌های آنان، درگیر انواع مشکلات مالی و معیشتی هستند و شادی و طراوت گذشته را ندارند و تحقق و نمود اصلی آن را باید در آغاز سال تحصیلی و در واحدهای فروش لوازم‌التحریر دید که رونقی ندارند.