«علی کشوری» چهرهای است که شاید کمتر کسی یکسال قبل میتوانست اطمینان پیدا کند که وی در انتخابات مجلس اخیر، موفق خواهد شد به خانه ملت راه پیدا کند. فردی که نام و یاد سردار شهید خلبان «احمد کشوری» را به ذهن میآورد و از نظر شخصیتی و سابقه فعالیت نیز بسیار با دیگر سیاسیونی که میشناسیم متفاوت است. در کنار «علی کشوری» نشستیم تا ضمن گپ و گفتی دوستانه، نگاه و نظر وی را درخصوص برخی چالشها و فرصتهای استان مازندران و حوزه انتخابیهاش جویا شویم.
سوال نخست ما از شما این است که برای مخاطبان ما توضیح دهید که چگونه شد در شرایطی که افراد متنفذ و شناختهشده بسیاری در حوزه انتخابیه قائمشهر، جویبار، سیمرغ و سوادکوه وارد گود انتخابات شده بودند، شما موفق شدید به دوره دوه راه پیدا کنید و در نهایت نماینده مردم در مجلس دوازدهم شوید ؟
با سلام خدمت شما و همکاران شما در روزنامه «خبرشمال» و مردم شریف استان و سلام ویژه به مردم حوزه انتخابیه قائمشهر، جویبار، سیمرغ، سوادکوه و سوادکوه شمالی باید صادقانه بگویم که من اصلاً قصد ورود به انتخابات مجلس شورای اسلامی را نداشتم. ما در استان مازندران و بهطور خاص در حوزه انتخابیه قائمشهر، جویبار، سیمرغ، سوادکوه و سوادکوه شمالی پایگاهی داشتیم به نام بیت شهیدان کشوری که شخص حاجیه خانم کشوری -مادر شهیدان کشوری- مأمنی را برای مردم ایجاد کرده بود که هر کسی از منطقه، استان و حتی ایران خدمت ایشان میرسیدند و درِ خانه همواره به روی همه باز بود. درحقیقت آن مرحوم این فضا را ایجاد کرده بود و مردم هم با شناختی که از این مادر داشتند که دو فرزند خود را در دفاع مقدس از دست داده بود که یکی از آن دو فرزند هم پدر من بودند، این یک جایگاه معنوی قابل اتکایی ایجاد کرده بود و در همه سالهایی که حاجیه خانم کشوری در قید حیات بودند نیز از من خواسته میشد در این فضا ورودی داشته باشم اعم از مسئولیت اداری، شورای شهر یا نمایندگی مجلس، اما من همواره خودداری میکردم تا اینکه طی یازده سالی که مادربزرگ به رحمت خدا رفتند، فقر حضور ایشان در منطقه احساس میشد.
تا جاییکه ما میدانیم حاجیهخانم کشوری یکی از افراد موثر بر شهرستان شدن کیاکلا با نام جدید سیمرغ بود.
دقیقاً. اگر ایشان نبودند این اتفاق نمیافتاد. محمود احمدینژاد در سالهای آخر فعالیت خود بهعنوان رییسجمهور خدمت حاجیهخانم رسیدند و گفتند چه خواستهای دارید ؟ ایشان هم هیچوقت برای خود چیزی نخواستند و در همان جلسه به رییسجمهور وقت گفتند من دلم میخواهد اینجا شهرستان شود و من بهخاطر دارم آقای احمدینژاد از استاندار وقت پرسیدند که از نظر جمعیتی، این منطقه در چه وضعیتی است، آقای طاهایی پاسخ دادند که شرایط جمعیتی برای شهرستان شدن را ندارد و حاجیهخانم در همان لحظه گفتند اگر روستاهایی که از ما جدا و به شهرهای مجاور داده شد را برگردانید، شرایط جمعیتی ما هم متناسب خواهد شد و بعد از همان جلسه بود که دولت وقت با این ارتقا موافقت کردند.
مادر شهیدان کشوری سهمی بزرگ در تأسیس شهرستان سیمرغ داشتند
این فعالیت ویژه حاجیهخانم کشوری در خاطر مردم باقی بود و به همین دلیل مردم طی چند سال اخیر که از مرگ ایشان میگذشت همواره به من میگفتند که جای خالی حاجیهخانم خیلی احساس میشود و از من میخواستند که ورود کنم. البته صادقانه بگویم من خودم را در آن حد و اندازه ندیدم اما احساس کردم اگر بتوانم حضوری موثر داشته باشم، شاید بتوانم شخصیت معنوی نام کشوری را به یک دستاورد حقوقی تبدیل کنم در نهایت کاری برای مردم انجام بدهم. من سالهای سال در تهران زندگی کردم و در انتخابات اخیر هم به خواسته دوستان نامنویسی کردم و تا یکی دو ماه اول، خیلی فعالیت در انتخابات مجلس را جدی نگرفتم تا اینکه با اصرار دوستان جلسات چهرهبهچهره ما شروع شد چون باور داشتند که چون من در منطقه نبودم، لازم است مردم مرا بهتر بشناسند و من هم حدود ۶ ماه فشرده برای انتخابات کار کردم. از روستاهای مختلفی دیدار کردیم و با مردم ارتباط گرفتیم و به بسیاری از روستاها نیز فرصت نشد سری بزنم اما حقیقتاً باور دارم نام شهید احمد کشوری در این اتفاق بسیار اثرگذار بود.
از همه شهروندان شریف که به من اعتماد کردند، تشکر میکنم
بسیاری از مردم که به من رأی دادند، مرا ندیده بودند و مرا نمیشناختند اما صرفاً به اعتبار شهید احمد کشوری به فرزندش رأی دادند و برخی حتی نام شهید کشوری را در کنار نام من نوشتند و در صندوق انداختند. من از این فرصت استفاده میکنم و از همه شهروندان شریف که به من اعتماد کردند، تشکر میکنم.
چه زمانی احساس کردید که نماینده مجلس خواهید شد ؟
ببینید انتخابات در حوزه انتخابیه ما به دور دوم کشیده شد، من در دوره اول امید بسیاری نداشتم یعنی شب قبل از نامنویسی بعد از سالها خواب پدرم را دیدم، من سالها بود که خواب پدرم را ندیده بودم و همواره گلایه میکردم که بابا من که شما را ندیدم، حداقل به خواب من بیا. شب آخر بود که در انتخابات نامنویسی کردم و شب قبل از آن بود که خواب پدرم را دیدم.
من خواب دیدم پدرم در پیادهروی خیابان مقابل هستند و خیابان هم بسیار شلوغ است و من اراده میکردم به سمت پدرم بروم اما امکانش نبود چون تردد خودروها در خیابان زیاد بود. در نهایت و با بدبختی خودم را به کنار پدرم رساندم و دیدم پدرم با قامت بسیار بلندی که داشت با همان لباس خلبانی، خم شد و مرا در آغوش گرفت. صحبتهایی هم داشت که درخاطرم نماند.
روز بعد این خواب را برای فردی روحانی که میشناختم و مورد اعتماد بود تعریف کردم، گفت شما قصد داری تصمیمی در زندگیات بگیری، خیر است، انجام بدهید.
دور اول انتخابات همیشه از خودم میپرسیدم از بین حدود ۷۰ نامزد چه شانسی خواهم داشت برای پیروزی و جالب است که کسی هم شانسی برای من قائل نبود. من به روستاهایی رفته بودم که دو تا سه نامزد از منطقه خود داشتند و به من میگفتند شما تاج سر مایی اما ما به بچهمحل خود رأی میدهیم و من هم از آنان قدردانی میکردم و برمیگشتم. بسیاری هم به من گفته بودند که شما برای این دوره شانسی ندارید اما این بار خودت را به مردم معرفی کن تا شاید دو دوره بعد، بتوانید موفق شوید. اما من هرگز ناامید نشدم و تلاش کردم و یک حسی هم به من میگفت این راه، راه خیر است و من انتخاب شوم یا نشوم، شکست و باختی نبود بهویژه اینکه من در این مسیر با افرادی آشنا شده بودم که خیلی برای من ارزشمند بود. در نهایت من در دوره اول با اختلاف آرای کم با دکتر مرادیان موفق شدم نفر چهارم شوم و به دور دوم راه پیدا کنم. عدد رأی من در دوره اول انتخابات ۱۸ هزار و هشت رأی بود و این دو عدد هشت که در تعداد آرای من بود موجب میشد من همواره به امام هشتم فکر میکردم و بسیاری از شهروندان در این مرحله، نام مرا شنیدند و همین موجی به نفع من به راه انداخت. همواره حسی به من میگفت این حضور در نهایت برای من خیر خواهد بود، یعنی باور قلبی داشتم که اگر موفق شدم وارد مجلس شوم که خیر است و اگر هم موفق نشوم، قطعاً خدا خیری بزرگتر بر سر راه من قرار خواهد داد.
پس از رفتن به مجلس تا چه اندازه مشکلات مردم در حوزه انتخابیه توجه شما را به خود جلب کرد ؟
من از قبل با بسیاری از مشکلاتی که مردم با آن درگیر هستند آشنایی داشتم اما امروز که نماینده مردم در خانه ملت هستم با چشم خودم دیدم یکی از افرادی که مردم بعد از خدا برای حل مشکلات خود به آن فکر میکنند وجود نمایندگان مجلس است.
مازندران بالاترین آمار سرطان معده و روده را در کشور دارد
در حوزه انتخابیه ما هر کسی از بیرون نگاه کند، ممکن است با خود فکر کند مشکلی ندارند اما حقیقت این است که بسیاری از شهرستانها و روستاهای حوزه انتخابیه من کمبرخوردار هستند و من به هر جایی که میروم از وزرا و مسئولان، به آنان گوشزد میکنم که من چیزی برای خودم نمیخواهم و تمام این سالها هم چیزی برای خودم نخواستم و زندگی و کار و رفت و آمد من مشخص است، اما در فلان موضوع از شما میخواهم برای مردم گام بردارید. امروز که بهعنوان نماینده مردم هستم و به این شکل که مردم به من اعتماد کردند، آبروی خانواده و آبروی پدرم را کف دست گرفتم و هرگز به این سرمایه، خدشه وارد نمیکنم. مردم وقتی مشکلات خود را به من میگویند و از من میخواهند آن را حل کنم، به من میگویند نظام اگر از تو حرفشنوی نداشته باشد، از چه کسی میخواهد حرفشنوی داشته باشد ؟ این یعنی یک امید دوچندان و من همه تلاش و همت خود را به کار میگیرم تا مشکلات را حل کنم.
یکی از مشکلات استان زباله است و اخیراً هم شنیدیم گلستان قصد دارد حمل زباله از مازندران به سایت آققلا را ممنوع کند، در این موضوع چه تدبیری کردید و آیا مذاکراتی با مدیران ارشد استان و همچنین با اعضای مجمع نمایندگان مازندران داشتید ؟
ما چند جلسه بهطور خاص راجع به مشکلات استان با استاندار صحبت کردیم و همه ۱۲ نماینده به استاندار گفتیم که اگر شما تنها یک مشکل استان را بتوانید حل کنید، مردم تا ابد خاطرهای خوش از شما خواهند داشت و آن مشکل هم زباله است. برخی شهرستانها زبالهسوز را در دستور کار دارند و استاندار مازندران نیز برنامهای جامع در این خصوص ارائه کردند که موضوع پسماند را یکبار برای همیشه حل کنند.
معضل زباله در مازندران دفعتاً حل نخواهد شد
باور ما این است که این معضل دفعتاً حل نخواهد شد و لازم است مسیری طی شود چون سالهای سال و بهویژه در سوادکوه این انباشد زباله را داشتیم و در دل جنگل و کو
ه، انباشت زباله داریم که شیرابه وارد رودخانه و اراضی کشاورزی میشود و منطقه مازندران بالاترین آمار سرطان معده و روده را در مقایسه با کشور دارد و باید اقدامی شود.
برنامه جامع استاندار که تحویل معاون هماهنگی امور عمرانی شد این است کسانی که در حوزه زبالهسوز فعالیت جدی دارند و برخی با مشارکت چینیها و برخی با مشارکت آلمانیها، فعالیتهایی انجام دادند، رصد شود و تا این لحظه هنوز این جمعبندی تکمیل نشد اما برنامه این شد که در شهرستانهایی که امکان احداث زبالهسوز را دارند اما هنوز اقدامی صورت نگرفتهاست، تصمیمی گرفته شود و ما هم منتظر هستیم.
بیکاری یکی از مشکلات شهرستانهای مازندران است و یکی از دلایل آن این است که در مازندران، صنایع بزرگ و ابرپروژه نداریم که بار اشتغال را بر دوش بکشد و همین موجب شد بسیاری از جوانان متخصص و حتی کارگران نیمهماهر ناچار هستند از مازندران مهاجرت کنند و به استانهای مجاور مانند سمنان بروند. یکی از ابرپروژههایی که برای استان تعریف شد پتروشیمی میانکاله است که برای شرق استان که اتفاقاً آمار بیکاری بالایی دارد، تعریف شد. نظر شما بهعنوان یکی از اعضای مجمع نمایندگان مازندران درخصوص پتروشیمی مازندران چیست و آیا شما موافق با چنین پروژهای هستید یا خیر ؟
ببینید اگر ما به گذشته نگاه کنیم میبینیم صنعتی که بسیار به چشم میآمد صنایع تبدیلی بود. اگر ما نساجی در مازندران داشتیم، کشتزارهای پنبه هم داشتیم که مواد اولیه را تأمین میکرد و کارگرهایی هم بودند که از همه کشور میآمدند و از تولید تا مصرف را در همین استان داشتیم. اینکه چه بر سر این صنعت در استان آمد بماند برای زمان بعد. ما در مازندران به صنعتی نیاز داریم که مربوط به منطقه باشد. درخصوص پالایشگاه هم شاید جناب شریعتی بهدنبال این باشند که این اتفاق بیفتد و ما هم به دنبال همین هستیم و اگر صنعتی باشد که به محیطزیست آسیبی وارد نکند، حمایت میکنیم.
بیکاری در مازندران از مسیر کارآفرینی حل خواهد شد
حرف من این است که صنایع اصلی منطقه باید مربوط به کشاورزی باشد، باید به مرکبات و برنج مربوط باشد اما نظر شخصی من این است که مشکل اشتغال جوانان باید در خانواده حل شود. خانوادهها باید فرزندان خود را در گام نخست تشویق کنند که به فکر کارآفرینی باشند و مکانیسمهایی وجود دارد که از آنان حمایت میکند. در کنار این خوداشتغالی، چند نفر دیگر هم به کار گرفته میشوند. بیکاری در مازندران از این مسیر حل خواهد شد.
سوال بعدی من درخصوص تیم فوتبال نساجی است که طرفداران بسیاری دارد و استان مازندران هم استعدادهای فوتبالی کم ندارد، برای تیم نساجی مازندران و حمایت از مدیر این مجموعه جناب حدادیان چه برنامهای دارید و آیا جلسهای برای این تیم برگزار کردید ؟ مدتی قبل بحث واگذاری تیم نساجی مطرح شد و مردم مازندران را بسیار نگران کرد، در خصوص تیم نساجی چه اقدامی تاکنون انجام دادید و چه برنامهای برای آینده دارید ؟
من خودم فوتبالی هستم و تیم نساجی علاقه اول فوتبالی خود من است از قبل از نمایندگی. من با باخت نساجی ناراحت شدم و با برد این تیم خوشحال شدم. یک روزی در صدا و سیما بودم و اعلام شد که تیم نساجی قهرمان جام حذفی شد و به آسیا صعود کرد، من در شبکه خبر بودم و به همه افراد حاضر در شبکه شیرینی دادم.
به نظر من دغدغههای آقای حدادیان را باید تأمین کرد
علاقه من به تیم نساجی متعصبانه است اما طرفداران هم باید بدانند با بود و نبود یک بازیکن، یک مربی و حتی مالک، تیم نساجی همواره زنده است مگر اینکه ما در مدیریتمان ضعیف عمل کنیم. ما برای رفع دغدغههای آقای حدادیان چندین جلسه برگزار کردیم که در جلسه آخر سه نماینده مجلس، استاندار و مسئولان ورزش استان حاضر بودند و قرار شد مسائل مربوط به باشگاه را تدبیر کنیم ازجمله استاندار مازندران گفتند تیم نیاز به یک زمین تمرینی دارد و با این مورد هم موافقت شد. به نظر من دغدغههای آقای حدادیان را باید تأمین کرد اما اینکه هر زمان که انتهای فصل فرارسید شروع کنیم به سخنان اعتراضی، هوادار نگران میشود. شما باید درنظر داشته باشید که من و دکتر عباسی تازه کار خود را در مجلس آغاز کردیم و برای حل مشکلات نساجی، ورود کردیم. در همین مدت چند صد پیام برای من و دکتر عباسی آمد که نساجی را نجات دهید، شما چه نمایندههایی هستید که به فکر نساجی نیستید!
میخواهم به مردم و همچنین به هواداران تیم نساجی اطمینان بدهم ما نه در پایان فصل بلکه در طول فصل هر زمان که جناب حدادیان موضوعی را مطرح کردند، آمادگی داریم و همواره کنار نساجی، کنار هواداران و کنار مالک تیم هستیم.
اختلاف بین دو نماینده موجب آسیب به مردم است و این با سوگند نمایندگی ما در تعارض است
این را هم اضافه کنم برای بخشی از مشکلات زیرساختی تیم نساجی با جناب دنیامالی وزیر ورزش و جوانان صحبت کردم و به من قول دادند که بیاین
د و از باشگاه بازدید کنند.
یکی از دغدغههای مردم مازندران بهویژه مردم شهرهای ساری، قائمشهر و بابل موضوع دو نمایندهبودن و اختلاف نظرهایی است که ممکن است بین دو نماینده پیش بیاید است. متأسفانه در همه این سالها کمتر دیدیم دو نماینده با هم همنظر و همقدم باشند و از ناحیه همین اختلافات، خسارتهایی هم به مردم حوزه انتخابیه رسید، موضوع دوم مطالبات مردم از شماست. شما هم برای پیگیری مطالبات موکلان خود اتفاقاً به این همراهی نیاز دارید. آیا این قول را به مردم میدهید که در کنار دکتر عباسی تا پایان دوره برای احقاق حق مردم متحد بمانید؟
من ندیدیم دو نماینده در یک حوزه انتخابیه به اندازه من و دکتر عباسی با هم همراه و همنظر باشند. این همراهی از همان ابتدا آغاز شد و ما با هم عهدی بستیم و این عهد را نخواهیم شکست چون این عهد را هم با هم و هم با مردم بستیم. در ایام تبلیغات همواره یکی از انتقادات مردم همین موضوع بود و گاه دو نماینده از یک طیف سیاسی با هم اختلاف داشتند. من و دکتر عباسی قرار گذاشتیم در کنار هم و به نفع مردم قدم برداریم و متحد بمانیم. ما میدانیم اختلاف بین دو نماینده از یک حوزه انتخابیه موجب آسیب به مردم است و این با سوگند نمایندگی ما در تعارض است.
استان مازندران طی چند سال اخیر و مشخصاً بعد از مهندس اسلامی استانداری که واجدالشرایط باشد، به مسائل استان اشراف و برای رفع آن دغدغه داشته باشد نداشته است و این روزها هم قرار است استاندار مازندران در دولت چهاردهم انتخاب شود. شما بهعنوان یکی از اعضای مجمع نمایندگان مازندران در این زمینه آیا نظر مشورتی یا توصیهای داشتید یا قدمی برداشتید یا خیر ؟ توقع مردم این است که فردی انتخاب شود که استان و نیروهای استان و ظرفیتهای استان را بشناسد و به دنبال توسعه باشد. ما میدانیم در برخی مواقع استاندارانی آمدند که استان را بیست سال به عقب راندند. استانی که میتواند خرج کشور را بدهد در خرج خودش مانده است. جادههای استان جاده نیستند و در بسیاری موارد دیگر که شما از آن آگاهی دارید. مردم میگویند ما هیچوقت استانداری نداشتیم که بتواند درد مردم را درک کند و در فکر درمان درد باشد آیا شما در این بخش ورودی داشتید؟
مردم میدانند وظیفه نماینده مردم، انتخاب استاندار و فرماندار نیست هرچند ممکن است از نمایندگان مشورتی گرفته شود. مسیر انتخاب استاندار از معرفی وزیر کشور است و وزیر کشور هم تیمی دارد و برابر ملاکهای خود عمل میکند.
مهندس اسلامی استاندار بومی نبود اما همه از ایشان راضی بودند.
در این خصوص دو نگاه وجود دارد؛ اینکه استاندار بومی باشد یا غیربومی. من نظرم این است که استاندار باید کارآمد باشد و بتواند گرهای از مشکلات مردم بردارد. شما مهندس اسلامی را نام بردید، مهندس اسلامی استاندار بومی نبود اما همه از ایشان راضی بودند. من نظرم این است که استانداری انتخاب شود که به مسائل استان اشراف داشته باشد و کارآمد باشد. ما ممکن است بهعنوان نماینده گزینههای مشورتی را به جناب مومنی بدهیم اما در نهایت ملاک ما، کارآمدی است و برنامه هفتم هم بسیاری از مسائل را مشخص کرده است و امیدواریم استاندار جدید در راستای برنامه هفتم عمل کند.


























