اگر دو تا سه دهه قبل به یک روزنامه‌نگار یا شهروند عادی می‌گفتیم چند «کارچاق‌کن» به اتهام تلاش برای نفوذ در دادگستری و تغییر مسیر پرونده‌های قضایی در شهر بندرگز که نسبتاً شهری کوچک و سنتی است، دستگیر شدند احتمالاً متوجه نمی‌شد منظور دقیق ما چیست چون نه واژه «کارچاق‌کن» را کسی شنیده بود و نه باور می‌کرد که ممکن است جز با مدرک و سند و ادله محکمه‌پسند، مسیر پرونده‌های قضایی را تغییر داد.

اگر دو تا سه دهه قبل به یک روزنامه‌نگار یا شهروند عادی می‌گفتیم چند «کارچاق‌کن» به اتهام تلاش برای نفوذ در دادگستری و تغییر مسیر پرونده‌های قضایی در شهر بندرگز که نسبتاً شهری کوچک و سنتی است، دستگیر شدند احتمالاً متوجه نمی‌شد منظور دقیق ما چیست چون نه واژه «کارچاق‌کن» را کسی شنیده بود و نه باور می‌کرد که ممکن است جز با مدرک و سند و ادله محکمه‌پسند، مسیر پرونده‌های قضایی را تغییر داد.
جای تأسف است که بگوییم هم فشار اقتصادی بر مردم و کاهش فشار خون اخلاق و وجدان عمومی در برخی سطوح جامعه و هم پدیده‌هایی چون «اکبر طبری» و دوستانِ صمیمی لواسانی‌اش موجب شد که برخی از سر ناآگاهی، برای تغییر پرونده این مسیرهای انحر افی را در پیش بگیرند و هر جا که تقاضا، باشد، عرضه هم ایجاد می‌شود و گسترش می‌یابد و پدیده «کارچاق‌کن» در چنین فضایی شکل گرفت.
کارچاق‌کن‌ها در این حوزه افرادی هستند که ادعا دارند با قاضی پرونده یا منشی یا یکی از مدیران دستگاه قضا، ارتباط دارند و با گرفتن مبالغ کلان، این‌گونه وعده می‌دهند که می‌توانند مسیر دادرسی را به مراد دل مشتری خود که درواقع شکارِ آنان است، تغییر دهند هرچند حق با آنان نباشد یا مدرک و ادله کافی برای تحقق چنین امری وجود نداشته باشد.
البته بسیار هم اتفاق افتاده که این افراد، پس از دریافت پول، گوشی خود را از دسترس خارج می‌کنند و متواری می‌شوند و قربانی علاوه بر پرونده اصلی، یک شکایت جداگانه طرح می‌کند تا با کمک مقام‌های انتظامی و قضایی حق خود را از این کلاهبرداران بگیرد. اگر تا همین چندسال پیش رد پای این پدیده را می‌توانستیم در تهران و برخی کلان‌شهرها بگیریم امروز دامنه این «فنِ ناشریف» تا شهرهای کوچک نیز کشیده شده است و این جای نگرانی دارد.
البته عمده این کارچاق‌کن‌ها در کار خود صادق نیستند و ارتباطی با قاضی، مدیر دادگستری یا مسئولان پرونده ندارند اما این‌گونه وانمود می‌کنند که با چندین نفر در دستگاه قضایی ارتباط ویژه دارند و باید حق‌السهم تک‌تک آنان را پرداخت کنند و با همین توجیه، ارقام کلانی از مشتریان خود دریافت می‌کنند. روز گذشته رییس‌کل دادگستری گلستان گفت: تیم کار‌چاق‌کن و جاعل اسناد قضایی با ادعای ارتباط با مدیران قضایی، متشکل از ۳ مرد و یک زن در شهرستان بندرگز شناسایی و بازداشت شدند.
حیدر آسیابی با اشاره به دستگیری ۴ کارچاق‌کن در بندرگز، اظهار داشت: ۲ نفر از این تیم جاعل که زوج بوده‌اند هنگامی که که با جعل نامه دادستان شهرستان بندرگز قصد رفع مسدودی یک حساب بانکی را داشتند، بازداشت شدند. وی افزود: این زوج کلاهبردار از چند ماه گذشته به‌منظور شناسایی هم‌دستان، در تور اطلاعاتی کارکنان حفاظت و اطلاعات استان قرار داشتند که در نتیجه این پایش علاوه بر این دو نفر، یک جاعل و یک کارمند بانک هم دستگیر شدند. وی گفت: مجرمین مدعی ارتباط و آشنایی با برخی مقام‌های قضایی بودند و با این ترفند اقدام به کارچاق‌کنی و فریب مردم می‌کردند. آسیابی از دستگیری این افراد خبر داد و افزود: پرونده قضایی این افراد تشکیل شده و در مرحله تحقیقات قرار دارد. آنچه که رییس‌کل دادگستری استان گلستان گفت اختصاص به مجموعه تحت مدیریت وی دارد اما افکار عمومی باید بداند کارچاق‌کنی امروز معضل بسیاری از دستگاه‌های اداری و اجرایی شده که بانک‌ها در صدر هستند. کارچاق‌کن‌های حوزه بانک به مشتریان خود وعده دریافت تسهیلات در اقلِّ زمان و با حداکثر مبلغ را می‌دهند و برای فریب آنان، ادعا می‌کنند که با رییس یا کارمند بانک رفاقت و صمیمیت دارند و به این شکل و شیوه تکراری پول قابل توجهی به جیب می‌زنند. آنچه که شهروندان در این وانفسای اقتصادی و اخلاقی باید بدانند این است که اگر یک پرونده برحق باشد و مدارک لازم را با خود داشته باشد، چه در بانک باشد یا دادگستری، به نتیجه دلخواه می‌رسد و نیازی به کارچاق‌کن ندارد و اگر برحق نباشد و قرار باشد با نفوذ چنین افرادی، به نتیجه مطلوب برسد الزاماً باید حق و حقوق یک یا چند شهروند دیگر را به زیر پا بگذارد که در هر دو صورت، هیچ کس به «کارچاق‌کن» نیازی ندارد و باید همه در آگاه‌کردن هم بکوشیم تا به این باور برسیم که «کارچاق‌کن‌ها» چه درظاهر موفق شوند و چه کلاهبردار باشند و پس از این‌که پول موردنظر خود را از مشتری دریافت کردند، گوشی خود را خاموش کنند و متواری شوند، در هرصورت کاری غیراخلاقی و غیرقانونی انجام می‌دهند و به بهشت نمی‌روند و نیازی نیست ما را هم با خود به جایی که
می‌خواهند ببرند.