سازمان ثبت احوال کشور چند ماه قبل طی گزارشی آماری تأیید کرد که استان گیلان در صدر استان‌هایی است که مرگ، گوی سبقت از تولد ربوده است و این استان طی چند سال آینده با مشکلی به نام پیری جمعیت و سالمندی مواجه خواهد بود و دومین رتبه نیز در دست استان همسایه، مازندران است.

روز گذشته اداره‌کل ثبت احوال استان گیلان نیز آمار موالید و مرگ در بهار سال جاری را اعلام و ضمن مقایسه آن با مدت‌زمان مشابه تأیید کرد که کاهش جمعیت در این استان همچنان ادامه دارد.
مدیرکل ثبت احوال استان از تولد سه هزار و ۵۹۶ نوزاد در بهار امسال خبر داد و گفت: این میزان تولد نسبت به مدت مشابه پارسال ۴.۸ درصد کاهش داشته است.
امیر حسن‌زاد افزود: میانگین سن مادران در تولدهای ثبت شده در بهار امسال ۳۱.۴۸ سال بوده است در حالی که این شاخص برای کشور ۳۰.۲۲ سال است.
آنچه که روشن است این است که برابر برخی پیمایش‌های آماری دو استان مازندران از نظر ازدواج در مقایسه با نرخ کشوری، پایین‌تر هستند و در طلاق و برخی آسیب‌های مربوط به زندگی خانوادگی، باز هم در مقایسه با نرخ کشوری، وضع نامطلوب‌تری دارند و همچنین در آستانه افتادن در تله جمعیتی قرار دارند و سالمندی که تهدیدی جدی برای تنظیم و تعادل در هر جامعه‌ای است، در وضعیت قرمز قرار دارند و طی چند سال آینده این مشکل خود را به شکل یک بحران نشان خواهد داد و بسیار بعید است جلوی این مشکل گرفته شود.
نکته‌ای که لازم است مورد توجه افکار عمومی باشد این است که عموماً مشکلات اقتصادی را عامل تشدید چالش‌هایی چون بالا رفتن سن ازدواج، افزایش طلاق و همچنین تمایل پایین زوج‌ها به فرزندآوری معرفی می‌کنند در حالی که دو استان مازندران و گیلان از نظر درآمدی از بسیاری از استان‌های کشور و همچنین استان گلستان وضعیت بهتری دارند اما شاهد هستیم که گلستان با درآمد پایین خود، با مشکل سالمندی مواجه نیست و موضوع به تغییر ذائقه فرهنگی جامعه مربوط است.
این روزها گرایش به تنهایی، دوری از تشکیل خانواده و تجرد قطعی در میان برخی خانواده‌های مرفه یا آن دسته از خانوارهایی که با مشکلات شدید معیشتی دست به گریبان نیستند و به تعبیری دست‌شان به دهان‌شان می‌رسد، شایع شده است و این تغییر نگاه‌ها نه ریشه اقتصادی که ریشه‌های فکری و فرهنگی دارند و مشکل آنجاست که به دشواری می‌توان آنان را متقاعد کرد که مانند دهه شصت بیندیشند، صله رحم کنند و زندگی را چنان سخت نگیرند. نسل منبری و مذهبی ما نیز آن‌قدر بر ظواهر پافشاری کرده که جوانان جدید هیچ وجه مشترک فکری و فرهنگی بین خود و آنان احساس نمی‌کنند و توجهی به توصیه‌های این دسته درخصوص اهمیت و ارزش ازدواج و تشکیل خانواده و همچنین فرزندآوری ندارند.
صدا و سیما به‌عنوان یک رسانه رسمی هم گاه که خواست کار فرهنگی در این زمینه انجام دهد، فردی را جلوی دوربین نشاند که با ۴۰ سال سن ۱۲ فرزند دارد و با توجه به واقعیت‌های تلخ اقتصادی جامعه، چنین فردی نه تنها الگویی برای جوانان نمی‌شود که مایه‌ی طنز است.
بنا به مجموعه موارد گفته شده باید تأکید کنیم شرایط نامطلوب اقتصادی جامعه و تغییر ذائقه فرهنگی دو دلیل مهم کاهش ازدواج، افزایش طلاق، تمایل پایین زوج‌ها به فرزندآوری و بحران پیری جمعیت در استانی چون گیلان است اما مدیران و چهره‌های شاخص برای هیچ کدام از این دو مشکل، راهکاری ندارند و بر این اساس بی‌راه نیست اگر بگوییم بحران پیری جمعیت در گیلان نه تنها حل نخواهد شد چه بسا تشدید شود.
نکته آخر این‌که سالمندی برای هر جامعه‌ای افزون بر این‌که یک چالش اجتماعی است، می‌تواند یک تهدید امنیتی باشد و لازم است اتاق‌های فکر مردمی متشکل از استادان دانشگاه یا همراهی مدیران اقتصادی و فرهنگی در این زمینه فعال شوند و ضمن انعکاس نگرانی‌ها به تهران، جوانان را از خطری که آینده آنان را تهدید می‌کند آگاه سازند.