مائده مطهری زاده
اولین بار در ۵ اسفندماه در طالقان دیده و در روزهای بعد، سر و کلهاش در برخی دیگر از مناطق از جمله هفته گذشته در «پارک ملی گلستان» هم پیدا شد. این پرنده شکاری درشت جثه که این روزها توسط دوربینهای زیادی شکار میشود و اخبار و عکسهایش سر و صدای زیادی در فضای مجازی و رسانهها به پا کرده، گرچه در ادبیات به همای سعادت شهره است، اما هیبت بزرگ و عقاب گونه و ظاهر خشن او باعث شد تا فعالان مجازی سرِ شوخی را با او باز کنند.
بهنظر بسیاری از کاربرانی که پیش از این نام پرابهت همای سعادت را تنها در اشعار و ادبیات پارسی شنیده بودند، ظاهر هما و این واقعیت که مانند دیگر کرکسها لاشهخوار است و غذای اصلیاش را مغز استخوان تشکیل میدهد، متناقض بود.
هما با نام علمیِ Gypaetus barbatus، مرغ استخوانخوار یا کرکس ریشدار، گونهای پرنده شکاری بزرگجثه از تیزه بازان و راسته بازسانان است که در کوههای مرتفع آفریقا، جنوب اروپا و آسیا از جمله مناطقی از ترکیه و ایران همچون منطقه حفاظتشده گنو در شمال غربی بندرعباس زندگی میکند.
هما تنها گونه کرکس است که عمده رژیم غذاییاش را مغز استخوان تشکیل میدهد و قادر است در کمتر از ۲۴ ساعت استخوان را به صورت کامل هضم نماید زیرا اسید معده هما ۱ است. (بالاترین میزان اسیدیته)
هما استخوان را در حین پرواز از ارتفاع بالا به زمین میاندازد تا به قطعات کوچک تبدیل شود و سپس اقدام به خوردن آن میکند. همچنین هما از لاک پشت و مارمولک نیز تغذیه میکند.
مقدار بالای چربی در مغز استخوان سبب میشود که ارزش غذایی آن تقریباً به اندازه ماهیچه باشد؛ حتی اگر مقدار استخوان کمتری نسبت به ماهیچه هضم شود. آب درون اسکلتی که روی کوه قرار دارد خشک میشود و در نتیجه از آن در برابر تخریب و تجزیه بافت توسط باکتریها محافظت میشود، بنابراین هما میتواند تا ماهها پس از مصرف قسمتهای نرمتر مردار توسط دیگر جانوران، لاروها و باکتریها از آن تغذیه کند.
محل زندگی هُما بیشتر در ارتفاعات و مناطق کوهستانی است. این جانور در ارتفاعی بین ۳۰۰ تا ۴۵۰۰ متر بالاتر از سطح دریا زیست میکند و بیشتر اعضای این گونه در ارتفاعی بیش از ۲۰۰۰ متر سکونت میکنند. هُما اغلب در مناطق متروک و صخرهای یا درههای مشرف به مراتع جایی که چرندگان و شکارگران آنها زندگی میکنند لانه میگزیند؛ زیرا زیست در چنین مناطقی امکان دسترسی بالقوه جانور به اجساد جانوران شکارشده و مردار را فراهم میکند.
طول بدنی این پرنده بین ۹۴ تا ۱۲۵ سانتیمتر بوده و فاصله بین دو بال او ۲۳۱ تا ۲۸۳ سانتیمتر است. هما وزنی بین ۴٫۵ تا ۷٫۸ کیلوگرم دارد. نر و ماده همشکل و بدون تغییرات فصلی هستند. اندازه ماده کمی بزرگتر از نر است. برخلاف بیشتر کرکسها، هما سر نسبتاً کوچکتر و پردار دارد و گردنش ضخیمتر است. گردن و ساق پاها نامشخص و کاملاً پردار، دم لوزی شکل، بلند و تیرهرنگ است. این پرنده روی زمین به شیوهای اردکوار راه میرود، پاهای آن قوی و مچ پاهای آن هم نسبتاً کوتاه (حدود ۸٫۸ تا ۱۰ سانتیمتر) است. درازای دم این پرنده بین ۴۲٫۷ تا ۵۲ سانتیمتر است که این مقادیر از عرض بالهای این پرنده بیشتر میباشد.
هما حلقهای قرمزرنگ در اطراف چشم دارد و نقاب روی صورت و بالهای آن سیاه است. پرهای سیاهرنگ نقاب روی صورت از زیر چشم تا امتداد نوک به سمت پایین کشیده شده و ریشمانند است. سر و سینه و پاها حنایی رنگ با رگههایی بهرنگِ کِرِم است. این رنگآمیزی در اثر استحمام در آب غنی از آهن یا مالیدن املاح آهندار به پرها ایجاد میشود لذا رنگ پر کرکسهای بزرگشده در اسارت کاملاً روشن است و چندان حناییرنگ نیست. در هنگام پرواز پر و بال و دم طرحی شبیه به صلیب دارد و پوشپرهای زیر بالها از شاهپرهای پرواز تیرهتر هستند.
پرندگان نابالغ رنگی قهوهای و خاکستری تیره دارند، پرهای ریشمانند صورت نیز کوتاهتر است. روتنه خاکستری مایل به نخودی، شکم روشنتر و سر و گردن قهوهای تیره تا سیاه است.
هما در آستانه تهدید؟
برخلاف باورِ عمومی، هما، پرنده کمیابی در ایران نیست و بیشتر بر بلندایِ کوههای البرز و زاگرس زندگی میکند اما از آنجایی که آشیانهاش را در بالای صخرهها انتخاب میکند دیدنش کمی سخت بوده و البته از لحاظ حفاظتی نیز در آستانه تهدید قرار گرفته است.
سرپرست گروه پرندگان دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش در این زمینه میگوید: ما پرنده شناسان و جانورشناسان اسم عمومی این گونه از پرنده را هما میگوئیم ولی شاید به دلیل کمیاب بودن و کمتر دیده شدن این پرنده در کشور در ادبیات باستان همای سعادت نام گرفته است. هما پرندهای از خانواده پرندگان لاشخور و کرکس است و از لحاظ پراکنش در مناطق کوهستانی و مرتفع و کمتر از عقاب و سایر پرندگان شکاری دیده میشود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا بر بدن این پرنده با توجه به کمیاب بودنشان ردیابی نصب شده یا خیر افزود: خیر به دلایل مسائل مختلف امکان نصب ردیاب نیست از طرفی هم سرشماری دقیقی در مورد این پرنده وجود ندارد و آمار بسیار دقیق از تعداد آنها نداریم.
سرپرست گروه پرندگان دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش ادامه داد: این پرنده در اطراف تهران، حوالی طالقان و قزوین مشاهده شده و من به چشم خود این پرنده را رؤیت کردهام ولی به دلایل حساسیت حفاظتی از این پرنده در برابر شکارچیان محل دقیق حضور آن را نمیتوان اعلام کرد.
الهی راد با اشاره به اینکه این پرنده در مناطق پرتگاهی با شیب تند که دور از دسترس بشر است آشیانه گذاری میکند، گفت: به همین علت همه جای دنیا و نه تنها در ایران مطالعات محدودی در مورد این پرنده صورت گرفته است.
تلاش برای استفاده از پهپاد برای حفاظت از هما
وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا با استفاده از پهپادها وضعیت این گونه از پرنده که دور از دسترس افراد است را انجام دادهاید؟ گفت: خیر پهپاد هزینه دارد و به غیر از خریداری آن مساله آموزش استفاده از دستگاه و نگهداری آن هم وجود دارد البته اکنون سازمان حفاظت محیط زیست در برخی استانها برای حفاظت از حیات وحش و پرندگان از پهپاد استفاده میکند ولی هنوز سراسری نشده و برخی استانها مجهز به پهپادهای ویژه محیط زیست نشدهاند و اگر بودجه به اندازه کافی تخصیص یابد قطعاً این اقدام صورت خواهد گرفت.
سرپرست گروه پرندگان دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش ادامه داد: این پرنده در هرم غذایی پرندگان اهمیت زیادی دارد و گونه ارزشمند هرم غذایی محسوب میشود و نیازمند حفاظت بیشتر است.
الهی راد در مورد اینکه آیا این گونه پرنده جزو پرندگان در حال انقراض است؟ خاطر نشان کرد: هما گونهای حمایت شده در کشور است و در حال حاضر نگرانی در مورد انقراض آن وجود ندارد. همچنین این گونه انواع مهاجرتی و بومی (مقیم) دارد و نوع مهاجر آن از بخشهای شمالی کشور یعنی خزر و بالاتر از آن (مناطق سرد) وارد کشور میشود.
همای سعادت در ادبیات ایران زمین
همای سعادت یا مرغ سعادت جایگاه ویژهای در ادبیات و فرهنگ ایران زمین دارد و مشهور است که سایهاش بر سرِ هر که بیفتد، به خوشبختی، سعادت و کامیابی خواهد رسید. به همین دلیل نقش هما در بسیاری از سرستونهای تخت جمشید وجود دارد و اشعار بسیاری در ادبیات پارسی سروده شدهاند که هما نقشی اساسی در آنها دارد.
لازم به توضیح است که ایرانیان باستان چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش را بسیار گرامی و مقدّس میشمردند و آنها را بهوجود آورنده هستی و گرداننده جهان میدانستند؛ تا آنجا که آیین بیشتر اقوام کهن ایرانی نیز همین عناصر طبیعت بودهاست.
برای همین مردگان خود را در خاک دفن نمیکردند چون باور داشتند، خاک نباید آلوده شود و نیاکان ما اجساد خود را در دخمهها قرار میدادند، به اعتقاد آنها، اگر هما به سراغ جسدی میرفت آن فرد در عالم جاودان سعادتمند و در دنیای بعد بهشتی میشد.
در افسانهها نیز دیدنش موجب خوش یُمنی بوده است. جالب است بدانید در ادبیات کهن پارسی هرگاه پادشاهی در میگذشت و وی را وارثی برای جانشینی نبود، مردم را در میدانی جمع و همایی را رها می کردند، هما بر سر و شانهی هر که مینشست آن فرد، پادشاه سرزمین میشد.
این پرنده نمادی از «فرّ» پادشاهی نیز بوده است، چنانکه میگویند وقتی جمشیدشاه از مسیر درستکاری و راستی خارج شد، فرّ پادشاهی او به شکل یک پرندۀ همای از او جدا شد.
کلمۀ «همای» از ریشۀ «هو» گرفته شده است که در زبان اوستایی به معنی «خوب و نیکو» است و بنابراین همای را میتوان به معنی «دارای خصلت نیکو» و یا «مبارک» دانست. همای از جهت ریشۀ لغت با کلماتی مانند «همایون» و «خجسته» همریشه و هممعنی است.
تصویر همای احتمالا زینتپخش پرچم برخی از پادشاهان باستانی ایران بوده است. اما حتی در دورۀ بعد از اسلام نیز ظاهرا این سنت پابرجا بوده است، زیرا فرخی سیستانی در یکی از قصایدی که در مدح سلطان محمد غزنوی (فرزند سلطان محمود) سروده است، اشاره میکند که پرچم او نقش «همای طلایی» را بر خود دارد و بنابراین او همیشه در «سایۀ همایون هما» قرار دارد:
همای زرین دارد نشان رایتِ خویش
که داشتهست همایونتر از همای، نشان؟
همیشه بر سر او سایۀ همای بود
تو هیچ سایه همایونتر از همای مَدان
همای مانند کرکس از لاشۀ حیوانات تغذیه میکند، اما بر خلاف سایر لاشهخواران، بیشتر از گوشت، به خوردن مغز استخوان حیوانات علاقه دارد. به همین جهت است که «استخوانخوار» بودن این پرنده در ادبیات فارسی به دفعات زیاد مورد اشاره قرار گرفته است. گاهی این ویژگی استخوانخواری به نحوی بسیار مثبت تعبیر و تفسیر شده و حتی وجههای عرفانی پیدا کرده است. برای مثال سعدی در یکی از ابیات خود استخوانخواری را نوعی پرهیز از آزار جانوران زنده برشمرده است:
همای بر همه مرغان از آن شرف دارد
که استخوان خورد و جانور نیازارد
این ویژگی قناعت کردن به استخوان در منطقالطیر عطار نیز مورد اشاره قرار گرفته و از آن تعبیری عرفانی شده است:
زان همایِ بس همایون آمد او
کز همه در همت افزون آمد او
گفت ای پرّندگان بحر و بر
من نیم مرغی چو مرغان دگر
نفسِ سگ را استخوانی میدهم
روح را زین سگ امانی میدهم
یعنی همای با خوردن استخوان دارد نفس سرکش خود را رام میکند و به جای نفس به پرورش روح میپردازد. همانگونه که عارفان با ریاضت دادن به تن به دنبال پرورش جان هستند.
همانطور که پیشتر به آن اشاره شد، این احتمال وجود دارد که خورده شدن استخوانهای یک انسان مرده، برای ایرانیان باستان نشانهای از رفتن روح به آسمان و سعادتمندی آن شخص در زندگی پس از مرگ بوده باشد (با توجه به اینکه زرتشتیان مردگان خود را دفن نمیکردند). بر همین اساس است که صائب تبریزی در یکی از اشعارش در بیان بخت و اقبال نامناسب خود میگوید:
صائب کجا رسد به هما استخوان ما
ما را چنین که آتش اندیشه میخورد
یعنی ما بخت آن را نداریم که استخوانمان بعد از مرگ غذای هما شود، زیرا تا قبل از آن، آتشِ اندوه، استخوانهای ما را سوزانده است.


























