دکتر هادی ابراهیمی “تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی” گفتمان کلاپ هاوسی ظریف، گفتمان خطرناکی است که طی آن ظریف با صراحت و البته با ظرافت، خواهان پایان دادن به آرمان‌ها و تسلیم شدن پیشاپیش در برابر دشمنان است.شکست هدفمند سکوت ظریف، در فرایند گشایش بسیار زودهنگام در ایام اخیر، بیش از آنکه بگوئیم دل اهالی سابق […]

دکتر هادی ابراهیمی “تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی”

گفتمان کلاپ هاوسی ظریف، گفتمان خطرناکی است که طی آن ظریف با صراحت و البته با ظرافت، خواهان پایان دادن به آرمان‌ها و تسلیم شدن پیشاپیش در برابر دشمنان است.شکست هدفمند سکوت ظریف، در فرایند گشایش بسیار زودهنگام در ایام اخیر، بیش از آنکه بگوئیم دل اهالی سابق قدرت را برای بازگشتن به قدرت و بازپس گرفتن کرسی‌های از دست رفته تنگ کرده است، باید گفت که جریان سازش، امتیازات دشت شده و در حال وصول جریان رقیب را مرگ تاریخی، اجتماعی و سیاسی خود پنداشته و نگران پایان یافتن خوشنامی کاذب خویش به عنوان فاتح مذاکرات مسقیم هسته‌ای با دولت امریکاست.

ریشه این نگرانی فراتر از دولت یازدهم و دوازدهم است و طیف گسترده غربگرایان اعم از اصلاح طلبانِ لیبرال مسلک تا هم مسلکانی که در سپهر سیاسی ایران مدت‌ها است حرفی برای گفتن ندارند را به چالش می‌کشاند و پایان رسمی بر حضور پرچمداران سازش و باج دهندگان به دشمنان این سرزمین است، دشمنانی که وقتی بوی کباب به مشامش می‌رسد، سیری ناپذیرتر از همیشه، برجام را پاره می‌کند و خواهان باج‌های بیشتر و بزرگتر از پیش می‌شود

تکمیل یک پازل برای جریان سازی

این تکاپو و دست و پازدن‌های ظریف، پیام سیاسی یک جریان به جبهه استکبار جهانی نیز است تا بگویند انعطاف پذیری احتمالی آن‌ها در برابر جریان سیاسی اصولگرا، تمام رشته‌های ما را پنبه و ذائقه عمومی جامعه را تغییر خواهد دادد و جریان سازش ناپذیر، فاتح صندوق‌های رأی اسفندماه خواهد شد

استغاثه ظریف، یک قطعه از یک پازل برای کمک غربی‌ها به این سیاست کثیف است که نه تنها هیچ افتخار سیاسی نباید بنام جریان سیاسی مقابل آن‌ها ثبت شود بلکه حتی عربستان و امارات و بحرین و … هم باید از راه رفته اخیر و پایان دادن به تنش‌های گذشته برگردند و علاوه بر آن دولت طالبان هم به جنگ با ایران ترغیب و تحریک شود و چین و روسیه و هند و اندونزی و… هم باید توسط جریان سازی‌های اجتماعی طرد شوند، تا دستاورد‌های دولت سیزدهم نادیده گرفته و نظام به نقطه‌ای هدایت شود که عذرخواهانه به بازگشت آن‌ها به قدرت اصرار ورزد یا حداقل موانع بازگشت آن‌ها به قدرت را از پیش پایشان بردارد گفتمان کلاپ هاوسی ظریف، گفتمان خطرناکیست که طی آن ظریف با صراحت و البته با ظرافت خواهان پایان دادن به آرمان‌ها و تسلیم شدن پیشاپیش در برابر دشمنان قدرتمند با توجیه ترکمنچای گریزی از دام گلستان خواهی است، یادم می‌آید که بنی صدر هم می‌گفت ما زورمان به صدام و حامیانش نمی‌رسد، پس بهتر است که با سیاست ننگین زمین می‌دهیم و زمان می‌خریم! ضمن قبول تجاوزات و تصرفات دشمن، آتش بس کرده تا ببینیم در آینده چه پیش می‌آید این سیاست که نگاه ما به سازش و سازشکار نباید منفی باشد، نهایتا منجر به راه افتادن موج رسمیت شناسی رژیم اشغالگر قدس و امضای پیمان ننگین ابراهیم موسوم به معامله قرن می‌شود و با این نگاه یمن هم باید به دامان عربستان بازگردد و توجیهی برای ادامه حیات سیاسی حزب الله و انصارالله و حماس و حشدالشعبی و… باقی نمی‌ماند و بدتر از همه اینکه تمامی مواضع انقلابی و آرمانی حاج قاسم ها، خارج از برآورد‌های واقعی مشمول همان آرزو‌های خامی است که نه تنها عهدنامه ننگین گلستان را فسخ نمی‌کند، بلکه عهدنامه ننگین‌تر ترکمنچای را هم بر ما تحمیل می‌کند

توجیهی برای سازش

چقدر این تفکر و برداشت سیاسی خطرناک است که یادآور تز مخالفان امام عزیز در جریان مبارزه با شاه بود که حتی با زبان نصیحت به معظم له می‌گفتند: مشت، حریف درفش نمی‌شود و خیلی پیش‌تر از این به امام حسین (ع) هم گفته بودند که با یزید سازش کن حتی به شکل موقت و تاکتیکی!

در تز آقای ظریف و هم مسلکان جریان چند پاره اصلاحات او، حتی می‌توان عاشورا را به نقد کشید و انقلاب اسلامی را هم از اساس زیر سؤال برد به راستی ظریف نماینده کدام جریان و طیف فکری است و مأموریت جدیدش چیست؟

تازه می‌فهمیم که چرا نظام بخاطر یکدست شدن قوا، این همه تخریب شد تازه می‌فهمیم که چرا مغز متفکرشان می‌گفت با یکدست شدن قوا و بیرون کردن این طیف از حاکمیت، خیابان‌ها رنگ خشونت به خود خواهند گرفت

البته نمی‌خواهم منکر خدمات آقای ظریف به عرصه دیپلماسی شوم، اما ما به تعبیر امام راحل (ره)، میزان را فعل افراد می‌دانیم و با این مکیال، قطعا اندیشه سیاسی ظریف، نه تنها با اندیشه‌های اسلامی و انقلابی امامین انقلاب هیچگونه همخوانی ندارد بلکه در تضاد کامل قرار می‌گیرد و با تحلیل چنین اندیشه‌هایی که کلید دیپلماسی نظام دربست به آن‌ها سپرده شده بود و حیات هسته‌ای کشور به مذاکرات ایشان گره خورده بود، تازه به این نتیجه می‌رسم که امام راحل چقدر عمیق می‌دیدند که کشور ما را امام زمان (عج) اداره می‌کند آقای ظریف که با بسترسازی‌های یک جریان سیاسی و خودی نما و حمایت چهره‌های خاص، فرصت موج سواری یافت و حتی تحلیل گران صهیونیست را