حدود ده سال است که سیاست‌گذاران متوجه احتمال پیری جمعیت ایران طی چند دهه آینده شده‌اند، موضوعی که درحقیقت می‌تواند یک تهدید ملی باشد و تلاش دارند جوانان را به سمت ازدواج و زوج‌ها را به سمت فرزندآوری بیشتر سوق دهند.

اما بخش قابل‌توجهی از اقدامات آنان، ملال‌آور است گویا که با خود صداقت ندارند و با جامعه هم صادق نیستند و بهتر از مردم می‌دانند راهکارهایی که در دست گرفتند و قوانینی که به تصویب رساندند نیز قابلیت اجرایی ندارد. مدیران و نمایندگان در کارگروه‌های خود بر شیوه‌های سلبی تأکید دارند، غربال‌گری جنین را ممنوع و وسایل پیشگیری را از داروخانه‌ها جمع کردند و متصل هم در بلندگوهای خود بر این نکته اصرار دارند که کاهش تمایل جوانان به ازدواج و فرزندآوری، دسیسه دشمن است و برخی از آنان که نگاه بسته و تنگی دارند، ادعا می‌کنند که اشتغال زنان موجب کاهش تمایل خانواده‌ها به فرزندآوری شده است. همچنین صدا و سیما و برخی شبکه‌های اجتماعی زوج‌های جوانی را به برنامه‌هایی با موضوعیت خانواده دعوت می‌کنند که ۹ تا ۱۲ فرزند دارند و آنان در حالی‌که در کنار فرزندان خود، می‌خندند و اظهار خوشبختی می‌کنند، ادعا دارند تربیت فررزند چندان دشوار نیست و هزینه اقتصادی خانواده کم‌فرزند با خانواده‌ای با فرزندان زیاد، چندان تفاوتی نمی‌کند! این برخی از این برنامه‌ها، شعور جامعه را به سُخره می‌گیرد. این‌ها در شرایطی است که وضعیت اقتصاد و مشاغل وحشتناک است و درآمدها کفاف هزینه را نمی‌دهد و اجاره مسکن سر به فلک کشیده است و جوانان تحصیل‌کرده و آمار جویای کار در همین سه استان مازندران، گیلان و گلستان بسیار بالا است و نرخ رشد جمعیت نیز در مازندران و گیلان بسیار پایین.
مدیران و نمایندگان و همچنین سلبریتی‌های دینی و مذهبی چشم خود را بر این واقعیات بسته‌اند و فکر می‌کنند می‌توانند با وعده و حرف‌هایی بی‌مبنا و بیگانه با زندگی واقعی، جوانان را به ازدواج ترغیب کنند و زوج‌های امروز را به داشتن فرزندانی بسیار تشویق. اگر می‌بینیم به‌رغم گذشت حدود یک دهه از هشدار رهبر معظم انقلاب و فعال شدن کارگروه جوانی جمعیت و چند سال از ابلاغ قانون جوانی جمعیت، همچنان در درو کُند فرزندآوری قرار داریم، دلیل آن را باید در این نحوه تبلیغات جُست که تلاش دارد واقعیات را انکار کند.
جوانان امروز شغلی پیدا نمی‌کنند، اگر پیدا کنند درآمد مُکفی ندارند و پدران و مادرانِ بازنشسته‌ی خود را می‌بینند که افزایش سالانه حقوق آنان حدود ۲۰ درصد است و تورم سالانه بالغ بر ۴۰ درصد و انگیزه‌ای برای زندگی ندارند چه رسد به این‌که ازدواج کنند و ۹ فرزند بیاورند. طی این چند سال عموم مدیران و نمایندگان که درخصوص کاهش جمعیت و پیری جمعیت هشدار میدادند و البته این هشدار کاملاً منطقی است، ابداً توجهی به ریشه مشکل که مشکلات اقتصادی و تنگنای معیشتی و ناکارآمدی دولت‌ها است، نداشتند و همین موجب شد مردم نیز همراهی با آنان ندارند و اساساً بخشی از جوانان می‌گویند امروز که ۸۵ میلیون جمعیت هستیم با کاهش منابع آبی و غذایی مواجه هستیم، پس بهتر است کمتر شویم شاید این ناترازی جبران گردد. روز گذشته استاندار گیلان برای نخستین بار به موضوع جمعیت ورود کرد اما با بیانی که بوی صداقت می‌داد. «هادی حق‌شناس» در همایش تجلیل از مادران و زنان نخبه ورزش گیلان در رشت با بیان این‌که نرخ باروری پایین ارتباطی به اشتغال بانوان ندارد، اظهار کرد: اشتغال مانع ازدواج و باروری نیست بر اساس تحقیقات عکس این موضوع صدق می‌کند. استاندار گیلان صادقانه گفت: اشتغال مساله نخست جوانی جمعیت در گیلان و نیز در کشور است، بیکاری و انتقال ازدواج از سن ۲۰ تا ۲۹ سال به ۳۰ تا ۳۹ سال منجر به کاهش نرخ باروری شده و می‌شود.
وی با اشاره به کار و تلاش مادران گیلانی در گذشته در شالیزارها با وجود چند فرزند اظهار کرد: اشتغال در افزایش نرخ ازدواج و باروری موثر است و امروز باید فضای جامعه برای اشتغال جوانان فراهم شود.
تا جایی‌که به‌خاطر داریم این سخن صادقانه‌ترین سخن درخصوص پیری جمعیت است که بر اساس آن، نه مردم و نه دشمن که مدیران و مسئولانی مقصر هستند که اقتصاد و معیشت را به این فلاکت رسانده‌اند. به‌عنوان نتیجه نهایی باید گفت: مشکل پیری جمعیت را نه مردم که کارگزاران، سیاست‌سازان و نمایندگان باید حل کنند و کلید آن نیز درمان دردهای اقتصاد ملی و ترمیم معیشت مردم است نه اعمال قوانین سخت‌گیرانه‌ای که اساساً قابلیت اجرا ندارد.