این هفته تصاویری از تلف شدن یک راس از گاومیشهای میانکاله، غمِ عظیمی را به دلِ دوستداران حیات وحش و محیط زیست آورد. متاسفانه گاومیشهای میانکاله در گودالهای حاصل از برداشت رسوبات برای احداث دایک در شمال جزیره آشوراده گیر افتادند که این اتفاق نهایتا منجر به تلفات یک راس دام شد. حر منصوری در […]
این هفته تصاویری از تلف شدن یک راس از گاومیشهای میانکاله، غمِ عظیمی را به دلِ دوستداران حیات وحش و محیط زیست آورد.
متاسفانه گاومیشهای میانکاله در گودالهای حاصل از برداشت رسوبات برای احداث دایک در شمال جزیره آشوراده گیر افتادند که این اتفاق نهایتا منجر به تلفات یک راس دام شد.
حر منصوری در پست اینستاگرامی خود نوشته بود: «دامهای بومی برای تغذیه از علفهای شورزی در سالت مارش به ناحیه شمال آشوراده یعنی مکانی که عملیات احداث دایک در حال انجام است میآیند و متاسفانه نفوذ آب در خاکهای ریز دانه لومی که بسیار چسبنده میباشد سبب گیر کردن آنها در خاک شده و در نهایت منجر به مرگشان میشود. بر اساس گفتوگوی به عمل آمده با دامداران منطقه چنین اذعان نمودهاند که بر روی این خاکها گیاهان علوفهای متراکمی وجود دارد که مورد علاقه وافر گاومیشها برای تغذیه میباشد و دامها کیلومترها از غرب به این ناحیه میآیند که متاسفانه دچار سانحه شدند. گاومیش تلف شده مربوط به بُنهدار قدیمی میانکاله حاج کریم جهانشاهی از منطقه عرفی جهانشاهی در شرق میانکاله در نزدیکی کانال خوزینی است. گاومیش مورد نظر ۱۱ ساله و گوساله ۷ ماهه در شکم داشته و یک گاومیش دیگر نیز دست و پایش شکسته و در میان منطقه افتاده متاسفانه.»
حر منصوری تورلیدر پرندهنگری و فعال محیط زیست و عضو کمیته دیده بان میانکاله در همین باره به خبرشمال میگوید: هر نوع فعالیتِ گردشگری یا صنعتی و عمرانی، به خصوص اگر بنا باشد در یک منطقه حفاظت شده صورت گیرد، باید شرکت مشاوری مشخص شده و ارزیابی اثرات زیست محیطی آن مورد مداقه قرار گیرد. در ارزیابی اثرات زیست محیطی نیز کار به این شکل است که چالشهای احتمالی برای چندین و چند بار مورد ارزیابی و آزمون قرار میگیرند تا معلوم شود که این فعالیت چه تبعات و تهدیداتی را میتواند برای محیط پیرامون خود به دنبال داشته باشد. حتی این ارزیابی اثرات زیست محیطی، با پیوست ارزیابی اثرات اجتماعی نیز همراه است و اینکه به طور مثال چه منافعی در چه حوزههایی برای چه افرادی خواهد داشت و واکنش آنها نسبت به این مساله چه میتواند باشد.
منصوری رشته کلام را اینطور بدست گرفته و میافزاید: یکی از دامهای غالبِ میانکاله که تعداد قابل توجهی از دامهای بومی منطقه را تشکیل میدهد و سازگاری خوبی هم با منطقه دارد، گاومیش است.
این گاومیشها نظیرِ بزها نیستند که پوشش گیاهی را از بین ببرند، بلکه کاملا با شرایط منطقه سازگار بوده و قرنهاست که در این منطقه زیست میکنند، از همین رو، در میانکاله تعداد زیادی گاومیشداری وجود دارد که به واسطه قیمت بالای آن، اثراتِ اجتماعی مترتب بر آن نیز بی شمار است.
منصوری، میگوید،۲۰ سال است در این منطقه تور پرنده نگری را با پای پیاده اجرا کرده و معتقد است که شرق میانکاله، امنترین و آرامترین نقطه تالاب و همچنین از پرترددترین و متراکمترین محلهای زمستان گذرانی پرندگان مهاجر اعم از آبزی و کنار آبزی است.
وی ادامه میدهد: محیط زیست دو ماه یکبار و آن هم با اتومبیل به پایش منطقه میپردازد، اما من به واسطه شغلی که دارم، مجبورم آرام و آهسته با پای پیاده مسیر را طی کرده و برای افرادی که بسیار کنجکاوانه به دور و اطراف مینگرند، در مورد تک تک گیاهان، جنس خاک و به طور کلی همه عوارض طبیعی منطقه توضیح دهم و همین مساله باعث شده است تا اشراف بیشتری نسبت به میانکاله داشته باشم، حتی بیشتر از محیط بانانی که در آن منطقه خدمت میکنند.
این فعال محیط زیست میافزاید: به غیر از گاومیشها و گرازها و انواع پرندهها، یک گونه لاک پشت خشکزی آسیایی هم در تعداد قابل ملاحظهای در این منطقه زندگی میکند.
به گفته این اجراکننده تورهای پرندهنگری، متاسفانه مساله آشوراده برون سپاری شده است و همین امر نیز، کار را برای نجات بخشی و احیای میانکاله سختتر کرده است.
وی توضیح میدهد: به واسطه رفت و آمدهای آقای جهانگیری، معاون اول وقتِ رییس جمهور دولت دوازدهم، به استان گلستان و پیگیریهای متعددی که در این باره به عمل آمده است، همه کارهای پژوهشی و فعالیتهای ناظر بر پروژه نجات دهی میانکاله و خلیج گرگان به سازمان دریانوردی و کشتیرانی واگذار شده و این در حالی است که حتی ابتداییترین مسائل مربوط به ذخیرهگاه نیز رعایت نشده است.
منصوری تاکید میکند: محیط زیست هر زمان که به دلیلِ خشکسالی، تنش آبی، مجبور به ایجاد چالههایی تحت عنوان آبشخور شود، نوع، شکل، موقعیت و عمق چاله را بر اساس رفتارِ اکولوژیکِ دو گونه در نظر میگیرد. اول گراز، دوم گاومیش. زیرا این دو جانور، آسیبپذیر بوده و با گِل و با آب سر و کار دارند. گراز برای کَنه کُشی به گل و لای نیاز دارد.
دیگری گاومیش یا همان بوفالوی آبی (water buffalo) است که شباهت بسیار زیادی به گاومیشهای خوزستان دارد. این حیوان نیز برای خنک کردن بدن خود، در هر فصلی از سال نیاز شدیدی به آب دارد.
بنابراین محیط زیست مجبور است برای ایجاد چاله یا آبشخور حتما به نیازِ آبی این حیوانات توجه کند زیرا این دو برعکس پرندهها که لبِ آب مینشینند، باید برای رفعِ نیاز خود به عمقِ آب بروند.
بنا به اظهارات این فرد بومی میانکاله، برکهای در منطقه وجود دارد، که به آن در اصطلاح بومیان میانکاله «گوکلهشیوار» گفته میشود.
علت نامگذاری برکه نیز به این دلیل است که ۵۰ سال پیش برکهای به اشتباه یا بنا به هر دلیل دیگری در این منطقه ایجاد میشود، تعدادی گاومیش به درون آب رفته، سرشان بیرون مانده و غرق میشوند به این شکل چیزی شبیه مرز را ایجاد میکنند و این نام از همان زمان بر روی این برکه باقی مانده است.
منصوری میگوید: از بعد از جریانِ اعتراض به پتروشیمی میانکاله بر روی ماجرای لایروبی آشوراده متمرکز شدم و پس از انجامِ بازدیدهای متعدد به این نتیجه رسیدم که با توجه به شرایطِ تحمیل شده بر تالاب و کانال آشوراده، منطقه کاملا مستعد تبدیل شدن به کانون ریزگردهاست.
او برای توضیح بیشتر سخنِ خود را اینطور پی میگیرد: در نزدیکیهای منطقه میانکاله رودخانهای وجود ندارد و فاصله نزدیکترین رودخانه (نکارود) تا میانکاله چیزی قریب به ۸۰، ۹۰ کیلومتر است و از طرف دیگر، رسوبات زیادی در دهانه کانال آشوراده وجود دارد که از تجمیعِ رسوباتِ رودخانهها به سمت دریا تشکیل شده است. همچنین یک جریان پادساعتگرد داریم که به جریانی گفته میشود که خلافِ عقربههای ساعت عمل کرده و گویی پای شما را به سمت شرق میکشاند. همین جریان پادساعتگرد، گل و لای را از رودخانههای تلار، نکارود، تجن، در دیواره شرقی دریای خزر، (کانالهای آشوراده و چوپوقلی) دپو میکند. با توجه به اینکه رودخانه نکارود فاصله بسیار زیادی تا میانکاله دارد، نوعی از رسوب به کانال آشوراده میرسد که ریزترین و سبکترین نوع ریزگرد است. ریزگردهایی که درشتتر هستند در این فاصله ۸۰ کیلومتر، ته نشین میشوند. اما ریزگردی به آشوراده میرسد وزن بسیار کمی دارد و در آب همچنان غوطهور است و تحقیقات متعددی نیز نشان داده است که رسوبی که در شرق دریای خزر یا محدوده کانال آشوراده نفوذ کرده است، ریزترین نوع ریزگرد به شمار میرود.
منصوری ادامه میدهد: حالا آقایان در نظر دارند تا همین رسوبات را به پشتهای تبدیل کرده و به این منظور میخواهند این رسوبات را به بیرون از کانال هدایت و روی زمین، دپو کرده و به ارتفاع یک و نیم متر از سطح دریا بالا بکشند، به گونهای که روی پوشش گیاهی طبیعی منطقه را پوشانده و یک پشته ۱۰۰ هکتاری از این رسوبات ایجاد کنند. حالا با این کار چه اتفاقی میافتد؟ در ماههای اولیه آرام آرام، این رسوبات که ریزدانه هستند، رطوبت خود را از دست داده و گیاهانی که به واسطه این رطوبت حیات داشتهاند از بین رفته و منطقه به همین راحتی به جولانگاه ریزگردها تبدیل خواهد شد.
به گفتهی منصوری، حالا مشاور و مسوولان که اساسا به این موضوع مهم توجهی نداشتهاند با رسانهای شدن این مطلب توسط من و سایر فعالان محیط زیست، میگویند: ما این موضوع را بررسی میکنیم و ادعا کردهاند که میخواهند بر روی این پشته گیاه بکارند.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که شما پوشش گیاهی سازگار و طبیعی منطقه را فدای منافع اقتصادی زودگذر خود میکنید و بعد میخواهید گیاهی را در آنجا بکارید که از دید من، خود، منشاء مشکلات فراوانی خواهد شد.
منصوری میافزاید: گیاهِ طبیعی آن منطقه سالیکورنیا است. سالکورنیا گیاهی است که بر روی تپه ماهورها رشد نمیکند، اما بستر اصلی که جلوی پدید آمدن ریزگردها را میگیرد، همین گیاه سالیکورنیاست. سالیکورنیا باید با رطوبت عجین باشد اما با توجه به ایجادِ این پشته رسوبی ارتباط این گیاه با رطوبت قطع شده و در پیِ این اتفاق، قطعا ریزگردها تنها نتیجه نامطلوب خواهند بود.
وی در ادامه از فراهم بودن شرایط لایروبی برای کانال چوپوقلی میگوید و میافزاید: اما با فاصله بسیار کمی از کانال آشوراده، که کانال بسیار حساسی بوده و رفت و آمد در آن بسیار کم است، کانالِ چوپوقلی در شرقیترین نقطه میانکاله قرار دارد که بسیار بزرگتر از کانال آشوراده نیز میباشد.
کانال چوپوقلی اولا به عنوانِ منطقه امن شناخته نمیشود زیرا همین حالا هم روزانه ۱۰۰ قایق در تردد هستند و پرندهها به این سر و صداها عادت دارند و فرصت دیگر آنکه، دیواره شرقی کانال چوپوقلی در بیرون محدوده قرار دارد، بنابراین شما میتوانید رسوبات را بعد از لایروبی، ببرید در بندر ترکمن بفروشید، یا به زمینهای کشاورزی و صنایع هدایت کنید؛ ولی در کانال آشوراده از آنجا که قادر به تخلیه رسوبات نیستید مجبور به ایجاد پشته میشوید؛ چون تا بیرون از محوطه، فاصله زیادی دارد و نمیشود به همین راحتی، ریزگردها و رسوبات را از منطقه بیرون برد. اگر چوپوقلی را لایروبی کنیم، یک مزیت دیگر هم به وجود میآید و آن اینکه به این ترتیب به واسطه لایروبی، یک مرز طبیعی ایجاد و تا حد زیادی جلوی ورود افراد متفرقه به ویژه شکارچیان گرفته میشود.
منصوری تصریح کرد: در قسمتهای شرقی، بستر تالاب در حال خشک شدن است. در این صورت هرچه کانال بکشیم، با توجه به اینکه تا مناطق عمیق تالاب فاصله بسیاری وجود دارد، این حد فاصل بین شان خشک میشود و عملا به نتیجهگیری مطلوب نخواهیم رسید. بنابراین حتی اگر بخواهیم یک راه و مسیر اکولوژیک بین دریا و تالاب بکشیم، باید در منطقه عمیق تالاب ایجاد کنیم. منطقهای که دو سال دیگر خشک نشود.
وی در پایان تاکید کرد که با توجه به اشرافِ نسبی نسبت به منطقه و اطلاعات بدست آمده از پروژه، به ضرس قاطع میتوان گفت که هدف از لایروبی کانال آشوراده نجات بخشی و ایجاد ارتباط حیاتی بین خلیج گرگان، تالاب میانکاله و دریا نیست، بلکه هدف چیز دیگری است که بعدها مشخص خواهد شد و دود آن به چشمِ تالاب و خلیج گرگان، محیط زیست و مردم خواهد رفت.


























