به‌طور معمول و متعارَف از یک تا یک‌سال و نیم پیش از انتخابات نمایندگی مجلس، افراد، احزاب، شخصیت‌ها و جریانات سیاسی وارد فاز انتخابات می‌شدند و تلاش داشتند با جامعه رأی‌دهندگان ارتباط برقرار کنند و حمایت چهره‌های مهم اجتماعی را به سمت خود هدایت کنند، همچنین طی چندماه باقی‌مانده تا انتخابات مجلس، جلسات مهم با […]

به‌طور معمول و متعارَف از یک تا یک‌سال و نیم پیش از انتخابات نمایندگی مجلس، افراد، احزاب، شخصیت‌ها و جریانات سیاسی وارد فاز انتخابات می‌شدند و تلاش داشتند با جامعه رأی‌دهندگان ارتباط برقرار کنند و حمایت چهره‌های مهم اجتماعی را به سمت خود هدایت کنند، همچنین طی چندماه باقی‌مانده تا انتخابات مجلس، جلسات مهم با حضور دانشجویان و دیگر طیف‌های اجتماعی برگزار می‌شد اما در انتخابات اسفند، اوضاع کاملاً متفاوت است و گویا کسی به‌جز افرادی که در این دوره عضو خانه ملت هستند، کسی تمایلی برای ورود به این کارزار مهم را ندارد.
به‌طور قطع می‌توان ادعا کرد کمتر کسی به اندازه نمایندگان فعلی سه استان مازندران، گیلان و گلستان از این وضعیت، خشنود و خرسند نیست چون تا امروز که کمتر از ده ماه به انتخابات مجلس در اسفندماه آتی باقی مانده است، در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه سه استان، رقبای انتخاباتی قد علم نکردند و از پرده بیرون نیامدند به شکلی که نمی‌توان تحلیل سیاسی نوشت که خط اصلی مسابقه انتخابات بین کدام نامزدها خواهد بود. وظیفه و تکلیف احزاب سیاسی در چنین شرایطی، خطیر است چون به‌عنوان گروه مرجع که می‌توانند اعتماد مردم را به خود جلب کنند و آرای اکثریت را به سمت کاندیدایی خاص سوق دهند، باید ورود کنند و ضمن جلب اعتماد مردم، فضای انتخابات را گرم می‌کنند و در نهایت نیز می‌توانند آمار مشارکت را بالا ببرند و هم به مردم کمک کنند انتخاب درستی داشته باشند و هم به تشکیل مجلسی حداکثری نقش‌آفرین باشند. جای تأسف است که در شرایطی که زمان زیادی تا انتخابات نداریم، بسیاری از احزاب در سه استان مازندران، گیلان و گلستان که فعالان سیاسی و حزبی نامداری دارد و حدود ۴۰ حزب سیاسی شناسنامه‎دار نیز در این استان‌ها سابقه فعالیت دارند، در حال حاضر به لاک سکوت رفته‌اند و هیچ کاری برای گرم کردن فضای انتخابات انجام نمی‌دهند. در این زمینه یکی از نقدهای جدی به مدیران کل دفتر سیاسی و انتخابات استانداری‌های سه‌گانه مازندران، گیلان و گلستان و همچنین معاونت‌های سیاسی این سه استانداری وارد است که گویا هیچ تمایلی به افزایش مشارکت مردم در انتخابات ندارند و تا امروز ندیدیم نشستی ویژه با فعالان حزبی و کنشگران سیاسی برگزار کنند و در خصوص اهمیت انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی به روشنگری بپردازند و اگر جلساتی داشتند، محدود بود و رسانه‌ای هم نشد. حوزه معاونت سیاسی در این سه استان باید بداند در چنین شرایطی که چند ماه تا انتخابات داریم، بهتر است با همکاری اعضا و مدیران خانه احزاب استان، نشست‌های گروهی با نمایندگان احزاب سیاسی برگزار کنند و ضمن دعوت از خبرنگاران و پوشش خبری، به موضوع جایگاه مجلس بپردازند و حتی از احزاب بخواهند از هم‌اکنون اعلام کنند که در این انتخابات مشارکت خواهند کرد و در هر حوزه انتخابیه نیز کاندیدا معرفی خواهند کرد. اگر حوزه معاونت سیاسی استانداری‌ها با همین وضعیت خنثی و با همین نگرش منفعلانه به انتخابات نظر کند، شاهد خواهیم بود انتخابات مجلس آتی با مشارکت حداقلی برگزار خواهد شد و با توجه به این‌که شهروندان از مسائل اقتصادی و گرفتاری‌های معیشتی به‌شدت گلایه دارند، نمی‌توان در هفته‌های باقی‌مانده تا انتخابات اسفند، آنان را قانع کرد تا در انتخابات مشارکت کنند. نکته مهم بعدی این است که افرادی که تصمیم دارند به‌عنوان کاندیدا در انتخابات بعدی در اسفندماه شرکت کنند نیز باید از هم‌اکنون اعلام حضور خود را رسماً در مطبوعات علنی کنند، کاری که از نظر قانونی نیز جزو تبلیغات زودهنگام به حساب نمی‌آید.
امیدواریم افرادی واجد شرایط در سه استان منطقه خزری وارد کارزار انتخابات شوند و در نهایت نیز مردم منطقه، افرادی را برگزینند که از نامزدهای فعلی برتر باشند و شاهد شکل‌گیری مجمع نمایندگان مستقل و هماهنگ سه استان در خانه ملت باشیم.