سرویس سیاسی بسیاری از رسانههای استان تلاش میکنند به نقد از برخی دستگاههای اجرایی بپردازند، نقدی که مشفقانه و براساس اطلاعاتی است که از منابع خود دریافت میکنند و اگر به این نقدها، توجه شود، ریشه و رگههای ترک فعل مدیران، با سهولت بیشتری شناسایی میشود. نکتهای که لازم است بر آن تأکید کنیم این […]
سرویس سیاسی
بسیاری از رسانههای استان تلاش میکنند به نقد از برخی دستگاههای اجرایی بپردازند، نقدی که مشفقانه و براساس اطلاعاتی است که از منابع خود دریافت میکنند و اگر به این نقدها، توجه شود، ریشه و رگههای ترک فعل مدیران، با سهولت بیشتری شناسایی میشود.
نکتهای که لازم است بر آن تأکید کنیم این است که برخی مدیران، نسبت به این نقدها، آشکارا بیاعتنایی میکنند گویا قصد دارند این نقدها را بیارزش تلقی کنند در حالیکه بسیاری از این نقدها، با رویکردِ اصلاح، طرح میشود، نویسنده ابداً انگیزه «مچگیری» ندارد و گاه رسانه منتقد، میداند با انتشار گزارش انتقادی، ممکن است از برخی امتیازات مانند دریافت آگهی، دعوت به نشستهای خبری و دریافت رپرتاژ محروم گردد و به درآمد خود، لطمه بزند اما به رسالت خود عمل میکند. از استاندار مازندران و معاون سیاسی توقع داریم در جلسات شورای اداری، نسبت به این موضوع، تذکر دهند و مدیران را موظف کنند از کنار نقدهای رسانه، بیتفاوت رد نشوند و به آن بیمحلی نکنند بهویژه اینکه برابر قانون مطبوعات، رسانه موظف است جوابیه را در همان صفحه انتشار دهد.
زمانی که پل کمربندی فریدونکنار تنها چند روز پیش از افتتاح، از پهلو شکاف برداشت در صفحه دو روزنامه یک مرداد «خبرشمال» مطلبی با تیتر «پل مدیریت فروریخت» نوشتیم و خواستار پاسخگویی ادارهکل موردنظر و فرمانداری شهرستان بهعنوان ناظر و صاحب پروژه شدیم. از نظر ما کاملاً روشن بود که ترک فعل بزرگی صورت گرفته اما مسئول ادارهکل مورد نظر هیچ پاسخی به نقد «خبرشمال» نداد و به نوعی با بیاعتنایی از کنار مطلب انتقادی ما، عبور کرد و مدیران ارشد اجرایی استان نیز نسبت به این ترک فعل سکوت کردند تا روزیکه نهادهای امنیتی و قضایی، به دلیل تخلّفات ترکیبی این مدیرکل، ورود و وی را بازداشت کردند و رییسکل دستگاه قضایی استان نیز تخلفات ترکیبی را تأیید کرد.
چند روز قبل از «معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار مازندران» خبری نقل شد که وعده داد با ترک فعل مدیران برخورد شود، خبری که موجب خرسندی ما و احتمالاً مردم شد هرچند برخی از شهروندان، چندان آن را جدی نمیگیرند. اگر مدیران ارشد استان بهویژه شخص استاندار مازندران، درخصوص ترک فعلها، مماشات کنند و عکسالعمل جدی نشان ندهند، باید در آینده منتظر باشند مدیران بیشتری به دلیل تخلّفات متعدد، در دام مأموران بیفتند و دستگیری چنین مدیرانی، ضمن اینکه اتفاق مبارکی است، ممکن است به اعتماد بخشهایی از افکار عمومی نیز لطمه بزند و با خود بیندیشند همه مدیران، مشغول سوءاستفاده و ویژهخواری هستند و تنها تعداد کمی از آنان، در دام قانون میافتند و پروندهشان قضایی و رسانهای میشود.
برخی مدیران، نسبت به مشکلات حوزه کاری خود و همچنین نسبت به دردسرها و شکایات شهروندان، دچار نوعی مقاومت شدند و نه درد مردم را میفهمند و نه برای درمان آن دغدغه دارند و نتیجه این شد که شماری از گرههای کور در مدیریت، سالها است همچنان گره کور میماند و هیچ مدیری برای باز کردن آن، قدم برنمیدارد و معنای چنین رویکردی، «ترک فعل» است.
روزنامه «خبرشمال» در صفحه دو ۷ دیماه جاری، مطلبی با تیتر «شهرداری ساری و دهقان فداکار» نوشت و در آن نسبت به تصادفات مرگبار متعدد در یکی از محورهای داخل حریم شهر هشدار داد و از شهرداری ساری خواست اگر بودجه و اعتبار توسعه و ترمیم همه مسیرِ حدوداً دو کیلومتری را که وضعیتی اسفبار دارد، ندارد میتواند با تدابیری ساده مانند گذاشتن گاردریل یا تابلوی خطر، جلوی وقوع تصادفات مرگبار در دو نقطه خطرخیز این محور را بگیرد و توضیح دادیم که در یکی از همین دو نقطه، طی سه ماهه اخیر، چند تصادف و سقوط خودرو به داخل کانال و مرگ رخ داده است اما شهرداری ساری هیچ پاسخی به این نقد نداد.
روز بعد یکی از مدیران مرکز استان را دیدیم و نسبت به گزارشی که در «خبرشمال» منتشر شد و خطر این مسیر، تذکر دادیم در کمال خونسردی گفت من این محور را دیدم و گزارش شما را نیز تأیید میکنم اما توسعه و ترمیم آن، به اعتبار کلانی نیاز دارد که شهرداری ساری با این وضعیت، نمیتواند کاری انجام دهد. از ایشان خواستیم دستِ کم از شهردار بخواهد نسبت به مناسبسازی دو نقطه خطرخیز، اقدامی کند، قول داد و حتی گفت ما از قبل پیگیر بودیم و قرار است این دو نقطه خطرزدایی شود.
امروز چند روز از آن گزارش سپری شد و اگر چند روز دیگر هم بگذرد، خودِ ما نیز به دلیل کثرت کارها، آن گزارش را فراموش میکنیم اما این دو نقطه خطرخیز در ابتدای محور جاده گلما، حدفاصل پل تجن تا پل سردار شهید حسین بهرامی همچنان جان شهروندان را تهدید میکند و لازم است مدیران ارشد استان، ورود کنند و با اقدام مناسب جلوی سقوط خودروهای بیشتر به داخل کانال و مرگ شهروندان را بگیرند.
در پایان لازم است توضیح دهیم «سندرِم مدیریت بیعار» یک اصطلاح مندرآوردی است که برای توصیف رفتار خودخواهانه و مغایر با اخلاق مدیریتی برخی ساختیم، مدیرانی که یا از سوی نهادهای نظارتی و دستگاههای ارشد اجرایی ارشد، بهخوبی رصد نمیشوند تا «ترک فعلهای» آنان شناسایی شود و تذکر بگیرند یا تنها زمانی مورد برخورد قانونی قرار میگیرند که کار از ترک فعل گذشته و مانند نمونه اخیر، به تخلّفاتِ ترکیبی از مالی و اخلاقی تا میگُساری رسید.


























