روز پنجشنبه 24 آبان آغاز هفته کتاب بود و مانند هر سال طی هفته جاری شاهد خواهیم بود مدیران و مسئولان فرهنگی، در تمجید از ارزش کتاب و توصیه به کتاب‌خوانی، زنگ کتاب‌خوانی را در مدارس به صدا درآورند و تلاش کنند نظر جامعه را به این واجبِ بزرگ فرهنگی جلب کنند.

همچنین مدیرکل کتابخانه‌های عمومی سه استان نیز نشست‌های خبری برگزار کرده یا خواهند کرد و طی آن آمار و عملکردی از خدماتی که برای جوانان ارائه می‌کنند، به رسانه‌ها می‌دهند. روح «عباس یمینی شریف» نویسنده و شاعر ادبیات کودکان کشور شاد که زیباترین و برازنده‌ترین لقب را برای «کتاب» انتخاب کرد و قطعه شعر «من یار مهربانم؛ دانا و خوش‌بیانم» را در فرهنگ ما به یادگار گذاشت که در ذهن و ضمیر چند نسل، ماندگار شد اما باید با خود صادق باشیم و اعتراف کنیم که ما چون سابق با یارِ مهربان، مهربان نیستیم. البته کسی منکر اهمیت کتاب‌خوانی و تفکر نیست و این‌که در تاریخ گذشته و معاصر، پایه‌های هر تمدنی بر دانش و مطالعه و کتاب قوام یافته و دوام داشته است نیز بر همه روشن است، اما جای نگرانی است که چرا نرخ مطالعه در کشور ما و همچنین در مازندران و گلستان در مقایسه با گیلان پایین‌تر است هرچند نرخ کتاب‌خوانی در گیلان هم در سطحی که توقع می‌رود نیست. درخصوص آسیب‌شناسی از این موضوع، هر کسی نگاهی دارد و نظری طرح می‌کند ازجمله برخی بر این باور هستند که اساساً وضعیت کتاب‌خوانی در جامعه ما مطلوب است چون شکل و ماهیت مطالعه در قیاس با گذشته تفاوت کرده و حتی حضور در فضای مجازی و کند و کاو در این فضا را هم مطالعه می‌دانند که باید به نرخ کتاب‌خوانی شهروندان اضافه کرد. ضمن احترام به نگاه و نظر این عده، باید گفت: این‌که در ارزیابی نرخ کتاب‌خوانی، لازم است نسخه‌های «پی‌دی‌اف»، مطالعه آنلاین، خواندن چکیده و خلاصه کتبی که در فضای مجازی ارائه می‌شود و کتاب صوتی را درنظر داشت، درست است اما کتاب‌خوانی باید همراه با تفکر و تدبر باشد و اگر قرار باشد جوانان و نوجوانان، در فضای مجازی پرسه دائم بزنند اما بدون تفکر، نباید آن را مطالعه محسوب کرد. حقیقت تلخی است که نسل قدیمی ما که روزی کتاب‌خوان بودند، این عادت مقدس خود را ترک کردند و نسل جدید و به‌ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان هیچ علاقه‌ای به کتاب‌خوانی ندارند و عمده زمان‌شان مقابل گوشی‌های هوشمند صرف «call off» و دیگر سرگرمی‌ها می‌شود و این می‌تواند خطرناک باشد. مطالعه و کتاب‌خوانی به بینش فرد، عمق و غِنا می‌دهد و بخشی از مهارت‌هایی که برای زیستن، لازم است را به انسان به‌ویژه جوانان و نوجوانان می‌آموزد. تنش‌های مختلفی که در نسل جوان و نوجوان می‌بینیم و تمایل به خودکشی یا دیگرکُشی همه حکایت از آن دارد که جامعه ما از درون دارد تهی می‌شود و نوعی از خود بیگانگی و فاصله گرفتن از نسل پیشین که به آن «generation gap» -شکاف بین‌نسلی- گفته می‌شود جامعه را تهدید می‌کند. شکاف بین‌نسلی یعنی ارزش‌ها، دیدگاه‌ها و حتی مبانی زیباشناسی بین دو نسل عمیقاً متفاوت باشد و باور ما این است که گریز از مطالعه و غوطه خوردن نسل جدید در فضای مجازی، می‌تواند یکی از دلایل و ریشه‌های آن باشد. البته بررسی دلایل دوری نسل جدید و همچنین اکثریت جامعه از کتاب و کتاب‌خوانی با برگزاری جلسه و نشست خبری و توصیه فرمانداران در این هفته، حل نخواهد شد و لازم است هم در سطح ملی و هم در سطح استانی و شهرستانی در طول سال برنامه‌های هنرمندانه‌ای برای آن در نظر گرفت. نکته مهم بعدی که در کاهش میل و رغبت به مطالعه در جامعه موثر بوده است وضعیت اقتصادی و معیشتی است که بسیاری از شهروندان، فرصت یا آرامش خاطری که برای مطالعه لازم است، ندارند ضمن این‌که گرانی قیمت کتاب نیز این امکان را از بسیارانی گرفته که کتابی که دوست دارند را تهیه کنند و بخوانند و در قفسه بگذارند و از دیدن کتابی که خوانده‌اند، لذت ببرند.
در پایان باید گفت ارزیابی‌ها نشان می‌دهد کفِ جامعه ما از یک جامعه فرهنگی با نظام شناخته‌شده اخلاقی فاصله گرفته است و یکی از دلایل ریشه‌ای آن دوری از کتاب است و ضرورت دارد نخبگان فرهنگی به‌عنوان حلقه واسط بین مردم و دولت‌مردان به موضوع ورود کنند.

  • نویسنده : ملیحه منوری _ سردبیر