کوروش موسوی تاکامی در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۴۰۰ و در دولت سیزدهم جایگزین «حسین افضلی» در شرکت برق منطقهای مازندران و گلستان شد و امروز حدود دو سال نیم از این انتصاب گذشته است و زمان ارزیابی از عملکرد این مدیر فرا رسیده است هرچند ایشان در شمار مدیرانی است که عموماً به نقد، […]
کوروش موسوی تاکامی در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۴۰۰ و در دولت سیزدهم جایگزین «حسین افضلی» در شرکت برق منطقهای مازندران و گلستان شد و امروز حدود دو سال نیم از این انتصاب گذشته است و زمان ارزیابی از عملکرد این مدیر فرا رسیده است هرچند ایشان در شمار مدیرانی است که عموماً به نقد، پاسخی نمیدهد و مواردی نیز مشاهده شد مبنی بر اینکه از رسانه منتقد نیز چندان خوشش نمیآید و تلاش میکند در همان یک نشست خبری که هر سال یا دو سال برگزار میکند خبرنگار منتقد دعوت نشود.
بهعنوان نخستین نقد که اتفاقاً به اعتراف دوست و دشمن، امروز تبدیل به چالشی بزرگ شده که هم زندگی روزانه مردم را تهدید میکند و هم زیرساختهای صنعت و چرخ تولید را تحت فشار جدی گذاشته است موضوع ناترازی است و کوروش موسوی تاکامی در این زمینه هیچ گام مثبتی بر نداشته و کاملاً منفعل و تماشاچی است.
کاملاً واضح است که موسوی تاکامی در مواجهه با بزرگترین چالش صنعت برق کشور، که تهدیدی جدی بر توسعه و اشتغال و حتی زیست روزانه مردم است، تا این لحظه تنها یک تماشاچی بوده است و نه بیشتر. برق منطقهای درخصوص افزایش تولید و همچنین ایجاد زیرساختهای نیروگاهی وظیفه دارد و موضوع ناترازی در صنعت برق کشور به این دلیل آغاز شد که دولتهای پیشین بنا به دلایلی چون فقدان اعتبار، به سمت ایجاد نیروگاههای بزرگ نرفتند و دقیقاً در چنین شرایطی است که یک مدیرِ متفکر میتواند دست به ابتکار بزند و فرق بین یک مدیر معمولی که در چنین شرایطی دست روی دست میگذارد با یک مدیر کارآمد و وظیفهشناس در همین است.
موسوی تاکامی دست روی دست گذاشت و تلاش نکرد تا سرمایهگذاری برای ورود به نیروگاههای خورشیدی پیدا کند و هر زمان نیز خبرنگاران از وی پرسیدند چرا در مازندران و گلستان مانند گیلان، نیروگاه برق بادی نداریم یا چرا سراغ نیروگاه برق خورشیدی نمیروید با این استدلال که زاویه تابش خورشید در مازندران، مایل است از بار مسئولیت شانه خالی کرد در حالیکه در کشوری چون سوئد که مدیرعامل برق منطقهای مازندران در آن کشور تحصیل کرده است، بخش قابل توجهی از برق مصرفی توسط نیروگاههای کوچکمقیاس خانگی تأمین و به شبکه توزیع، تزریق میشود ودر نهایت با مقایسه تولید و مصرف مشترک، قبض برق برایش صادر میشود.
موسوی تاکامی از مدیرانی است که به درد شرایط آرمانی و پرپول میخورد نه شرایط امروز کشور که شاهد ناترازی در تولید و مصرف برق هستیم. در چنین شرایطی مازندران به مدیرعاملی در شرکت برق منطقهای نیاز دارد که هم مسئول باشد و هم فکور.
موسوی تاکامی در اجرای برخی مراسم مذهبی و مناسبتی همواره جلودار است و هزینههای قابلتوجهی برای اینگونه رویدادها، انجام میدهد که البته واجد ارزش است مشروط به اینکه از سر دروغ و ریاکاری نباشد اما وظیفه و تکلیف تخصصی مدیرعامل برق منطقهای در شرایط حساس کنونی، استفاده از ظرفیت فوقالعاده مازندران و گلستان در ایجاد نیروگاههای خانگی است که تنها با نصب پنلهای سولار بر سقف شیروانی منازل در شهرها و روستاها ممکن است.
تعدادی از کارکنان دلسوز برق منطقهای مازندران همچنین به مدیریت کوروش موسوی تاکامی از این منظر انتقاد شدید دارند و آن را به ما اعلام کردند که وی در اقدامی مشکوک، اقدام به فراری دادن و عزل افراد متبحر، کار بلد، مجرب، دانا، سالم با ایراد اتهام، هتاکی و ایجاد فضای ناامن روانی کرد و نیروهایی که نام آنان نزد ما محفوظ است و تعدادی از این افراد از سرمایههای صنعت برق کشور هستند، به همین خاطر ترجیح دادند عطای کار در مجموعهای که مدیرش فردی نالایق چون موسوی تاکامی است را به لقایش ببخشند و از این منظر دقیقاً روشن نیست چه میزان هزینه به این دستگاه تحمیل شد و لازم است نهادهای نظارتی این موضوع را نیز مورد بررسی دقیق قرار دهند.
نکته آخر این است که برابر برخی آمار، ناترازی تولید انرژی برق در منطقه مازندران وگلستان به میزان نزدیک به ۲۶۰۰مگاوات رسیده است و عدم توسعه شبکه تحت پوشش مطابق برنامهریزی و گرفتگی شبکه که موجب عدم امکان انتقال انرژی به شهرهای مختلف استان مانند شهرهای آمل، بابل، محمود اباد، تنکابن، فریدونکنار، ساری، بهشهر، گنبد، گرگان، کردکوی و مناطق دیگر میشود و همچنین عدم اجرای پروژههای اولویتدار در حوزه تولیدِ پراکنده در مدیریت فشل موسوی تاکامی، بسیار محتمل است که این میزان، افزایش یابد و ضرورت دارد مدیران ارشد استان وی را با فردی کارآمد و دغدغهمند جایگزین کنند.


























