موضوع فعالیت سیاسی و انتخاباتی در قالب تشکلّهای حزبی، هرچند پدیدهای است که از غرب آمد و سابقهای حدود یک سده بیشتر ندارد اما در پیشینه تاریخی جامعه ما نیز روشهای مشابه وجود داشته و حتی واژه «حزب» در ترکیباتی چون «حزبالله» در قرآن بهکار رفته است و مانند بسیاری از مولّفههای دموکراسیهای نوین مانند شورا، اگر چه نه دقیقاً به شکل ساختاری و سازمانی اما به شکل محتوایی در تاریخ شرقی ما و در همچنین در تاریخ اسلام بیسابقه و ناشناخته نیست.
جذابیت حزب سیاسی که در دموکراسیهای نوظهور غربی شکل گرفت و پای آن به جوامع اسلامی ازجمله ایران باز شد این بود که از ساختارهای قانونی و قاعدهمند برخوردار است و مانند یک اورگانیسم زنده عمل میکند و در برخی مقاطعِ زمانی ازجمله در ماههای منتهی به رأیگیری و در رقابتهای انتخاباتی مانند یک ماشین عمل میکند، فضا را گرم و رقابتها را واقعی میکند و در نهایت در افزایش مشارکت مردم، تثبیت نتیجه انتخابات و پذیرش آن توسط افکار عمومی نقشی
مهم دارد.
نقطه ضعفی که درخصوص احزاب در کشورهایی چون ایران وارد است این است که مانند بسیاری از مظاهر تمدن جدید، یا ناقص وارد کشور شدند و یا نیمهتمام به اجرا درآمدند.
امروز حقیقتاً نمیتوان قبول کرد که احزاب پرتعدادی که برای فعالیت سیاسی در استان مازندران، گیلان و گلستان مجوز دارند، به تکالیف قانونی و مرسوم خود عمل میکنند یا خیر !
اگر به افتتاح دفاتر احزاب و همچنین فعال شدن شاخه دانشجویی، زنان و جوانان احزاب سیاسی نظری کوتاه بیندازیم تأیید میکنیم که احزاب سیاسی به هر دلیلی از کارکرد ذاتی خود فاصله گرفتند و از ریل خارج شدند و درصورت ادامه این مسیر، تأثیرگذاری خود را که بخش عمده آن به اعتماد و همراهی مردم وابسته است، از دست خواهند داد.
همین پنج سال قبل که خانه احزاب استان مازندران افتتاح شده بود، ادعا میشد حدود ۴۰ حزب از مجموعه دو گرایش اصلاحطلب و اصولگرا و همچنین خط مستقل و اعتدال در استان حضور دارند اما در انتخابات مجلس شورای اسلامی که روز جمعه دوم اسفند ۹۸ برگزار شد، شاهد جریانسازی و تحرک خاصی از این احزاب نبودیم و همین بیحالی و انفعال را در ۱۴۰۰ و دو انتخابات ریاستجمهوری و شوراهای شهر و روستا در مازندران، گیلان و گلستان بودیم که در شمار کمرونقترین انتخاباتها طی ۴۴ سال اخیر بود و ادامه این روند، به اعتبار تحزّب و جایگاه دبیرانکل احزاب آسیب جدی وارد خواهد کرد.
اگر قرار باشد احزاب سیاسی فعالیت خود را موسمی کنند و تنها در چند هفته و ماه نزدیک به انتخابات دفاتر نمایندگی خود را بازگشایی و مردم را دعوت به مشارکت کنند، نباید نام آنان را حزب سیاسی گذاشت یا آنان را طلایهدار بهداشتی کردن فعالیت سیاسی جامعه قلمداد کرد. احزاب در چنین کنشی و با چنین کارکردی در حقیقت «مسافرکش سیاسی» هستند نه بیشتر و فعالان حزبی که به این سیاق عمل میکنند مسافرکشان سیاسی محسوب میشوند.
براین اساس وظیفه و تکلیف مهم احزاب سیاسی حرکت دادن مردم بدون اندیشه برای شرکت در انتخابات و پرکردن صندوق آرا به نفع این یا آن جریان سیاسی است و این روند در نهایت چیزی به دانش سیاسی جامعه بهویژه جوانان کمک نمیکند.
اینگونه فعالیت سیاسی و حزبی را نمیتوان و نباید «تحزّب» نامید که تحزب و فعالیت حزبی برای خود پروتکل و راه و رسم خاصی دارد.
یکی از مشکلاتی که موجب شد احزاب در سه استان شمالی و همچنین اعضای هیأت مرکزی آن در تهران به این روز بیفتند این است که عمدتاً احزاب سیاسی به دنبال سهم خود از قدرت هستند و در شرایطی که نتوانند به این هدف خود برسند، ترجیح میدهند میدان را خالی کنند.
آسیب مهم احزاب سیاسی در این است که هم استقلال جناحی و سیاسی و هم استقلال مالی خود را از دست دادند و به همین دلیل، ناچار هستند از سوی برخی بزگان به کار گرفته شوند یا سفارش بپذیرند، موضوعی که برای یک حزب سیاسی، نه قانونی است و نه اخلاقی.


























