روز گذشته «عبدالرضا دادبود» معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری مازندران در جلسه شورای اداری شهرستان نکا با اشاره به حجم سه‌هزار تنی زباله تولیدی روزانه در استان گفت: «برای دفن یک‌سوم این میزان زباله هیچ محل استانداردی وجود ندارد و ضرورت دارد تمهیدات لازم برای این معضل اندیشیده شود.»

همه مدیران و همچنین فعالان رسانه می‌دانند استان مازندران و حتی گیلان و گلستان با اَبَرچالشی به نام «زباله» که امروز در فضای رسانه، از آن با عنوان «پسماند» یاد می‌شود، دست به گریبان هستند و در همه این سال‌ها تنها یک راه برای خلاص شدن از شر آن، در دسترس داشتند و اجرایی کردند و آن دفن کردن یا دپوی زباله است که هرگز بهداشتی و امن نیست و برای منابع آب‌های سطحی، زیرزمینی و همچنین برای خاک مانند سمی کشنده، خطرناک است.
مهدی یونسی رستمی که استاندار مازندران شد نیز بارها به‌درستی تأکید کرد پسماند، مشکل مهم استان است و ضرورت دارد نگاه سنتی به آن نداشته باشیم و با شیوه‌های علمی آن را مدیریت کنیم.
امروز حدود یک‌سال از آغاز مدیریت استاندار گذشت اما در حوزه مدیریت پسماند و زباله هیچ روش جدیدی که علمی‌تر و متفاوت‌تر از روش استانداران پیشین مازندران باشد، از مهدی یونسی رستمی ندیدیم.
آنچه که معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار مازندران درخصوص تولید سه هزار تن زباله در استان مازندران گفتند، باید زنگ خطری باشد هم برای مدیران ارشد و نمایندگان، هم برای مدیران حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست و هم برای همه شهروندان که در تولید این حجم از زباله نقش دارند و باید مسئولیت‌پذیر باشند.
استان مازندران، اقلیم حساسی است و خاک آن برای کشاورزی و تولید غذا، مورد استفاده قرار می‌گیرد و رودخانه‌ها، جویبارها و آب‌بندان‌های بسیاری دارد و همچنین آب‌های زیرزمینی این منطقه نیز فاصله کمی تا سطح زمین دارند و انباشت زباله یا دفن آن، خیلی زود منابع آب و خاک و همچنین هوا را آلوده می‌کند.
از روزی که استاندار مازندران درخصوص مدیریت پسماند هشدار داد و بر روش‌های علمی تأکید کرد تا امروز، هیچ روشی به‌جز دفن و دپو و همچنین تلاش برای سوزاندان زباله در مازندران دیده نشد و آماری که درخصوص تفکیک زباله از روستاها اعلام می‌شود نیز در مواردی غیرواقعی است به‌عنوان نمونه برخی بخشداران بنر و همچنین برچسب‌هایی در روستاها نصب کردند و در گزارش خود آن روستاها را به‌عنوان روستایی که تفکیک زباله در مبدأ صورت می‌گیرد درنظر گرفتند در حالی‌که بررسی‌های دقیق میدانی ما نشان می‌دهد هیچ تفکیکی انجام نمی‌شود و زباله‌ها هفته‌ای دو تا سه بار با کامیون به همان شیوه‌ای که در شهرها مرسوم است، جمع‌آوری و برای دفن منتقل می‌شود.
طبیعت استان مازندران بسیار شکننده است و توانی برای تحمل این حجم از زباله را ندارد و همان‌گونه که معاون عمرانی استاندار گفت هیچ زمین استانداردی هم برای دفن این حجم از زباله در استان وجود ندارد و شاید به همین دلیل مدیران قبلی تصور می‌کردند چاره‌ای ندارند جز این‌که این زباله‌ها را در مناطق متعدد، دپو یا دفن کنند اما این تصور غیرعلمی و نادرست است. اگر بخواهیم این حجم از زباله را بسوزانیم نیز وضعیت آلودگی هوا وخیم‌تر می‌شود چون باید با مازوت غیراستاندارد سوزانده شود و بی‌راه نیست اگر بگوییم طرح زباله‌سوزی از ابتدا طرحی مخرّب بود.
لازم است از همه شهروندانی که در تولید این حجم از زباله نقش دارند کمک بگیریم و به آنان اطلاع دهیم اقلام پنجگانه اصلی موجود در زباله (مواد پلاستیکی، شیشه، انواع فلزات، کاغذ و عناصر سلولزی و زباله تَر) را تفکیک کنند و همچنین با کمک خواستن از دهیاران باید به جامعه روستایی استان مازندران که آمار بالایی هستند نیز بگوییم بسیاری از اقلام تَر یا زباله‌هایی که مشتمل بر باقی‌مانده غذا، پوست میوه و سبزیجات و مانند آن هستند را نیازی نیست در نایلون زباله بریزند و به خودروی حمل زباله تحویل دهند.
اگر زنان روستایی این اقلام را در باغچه و زمین زراعی خود رها کنند طبیعت خود آن‌ها را به بهترین روش تبدیل به کود زیستی می‌کند، روشی که از نظر علمی، «تجزیه هوازی» نام دارد و هیچ شیرابه‌ای هم تولید نمی‌کند. اما وقتی همین اقلام را در نایلون زباله قرار دهیم و به سمت لندفیل هدایت کنیم، «تجزیه غیرهوازی» نام دارد و تولید شیرابه می‌کند که سمی خطرناک برای انسان، محیط‌زیست و همه گونه‌های جانوری است.

برای مدیریت پسماند در استان مازندران نیازی نیست به دنبال روش خاص و ویژه باشیم، کافی است از مردم به‌ویژه زنان خانه‌دار بخواهیم اقلام موجود در زباله را از هم جدا کنند و زباله تَر را تا جایی که امکانش را دارند، بلافاصله به دامن طبیعت بدهند. به این روش «مدیریت اجتماعی پسماند» می‌گویند و همین الان برخی شهرها و روستاها، این روش توسط برخی شرکت‌ها در حال انجام است هرچند تعداد شهرها و روستاهایی که از مدیریت اجتماعی پسماند و با افزایش آگاهی و کمک خواستن از مردم در استان مازندران انجام می‌شود، بسیار کم است.