در آمار اول نرخ طلاق ثبت شده طی شش ماهه نخست سال جاری است که گیلان از نظر بالا بودن آمار طلاق پس از تهران، البرز و مازندران در جایگاه سوم نشسته است و به ازای هر ۱۰۰ ازدواج ثبت شده، حدود ۴۵ طلاق دارد. دو استان مازندران و گیلان از نظر نسبت نرخ طلاق به ازدواج وضعیت خوبی ندارند بهویژه اگر بدانیم عمده طلاقهایی که رخ میدهد در پنج سال نخست زندگی است و زوجین، فرزند یا فرزندانی هم دارند و دامنه آسیب طلاق، به فرزندان نیز تسرّی مییابد و شاهد استمرار آسیب در فرزندان طلاق خواهیم بود. اوضاع استان گیلان در آمار دوم بهمراتب بدتر است و این استان از نظر نسبت فوت به تولد در صدر جدول است به این ترتیب که طی شش ماهه نخست سال جاری ۱۱۶ فوت در برابر ۱۰۰ تولد در این استان رخ داده است. این آمار که از یک مرکز رسمی صادر شد، تأیید میکند شهروندانی که جان خود را از دست میدهند، با موالید تازه جایگزین نمیشوند و حفره جمعیتی یعنی همین.
البته استان مازندران نیز از این نظر وضعیت خوبی ندارد و در رتبه دوم قرار دارد به این ترتیب که در همین بازه زمانی برای هر ۱۰۰ تولد، ۸۳ فوتی ثبت شده است. این آمار به خوبی گواه آن است که گیلان با شیب تند به سمت پیری و انقباض جمعیتی میرود و استان مازندران نیز همین مسیر را با سرعت کمتری طی میکند. مدیران دو استان بارها نسبت به پدیده پیری جمعیت هشدار دادند و البته بارها فقط هشدار دادند و حتی یکبار حاضر نشدند به این سوال جواب دهند که دو استانی که روزی روزگاری، به داشتن فضایی شاد در خانه و خانواده معروف بودند، امروز به جایی رسیدند که نزدیک به نیمی از ازدواجهایشان با شکست مواجه میشود و جمعیت آنان نیز در شیب تند پیری قرار گرفته است. روشن است که اوضاع اقتصادی خانوارها و مشکلات معیشتی که طی چند دهه اخیر دامنگیر خانوادهها شد، نقش مهمی در گریز جوانان از ازدواج، تمایل زوجهای جوان به داشتن یک یا دو فرزند و در نهایت آسیبهایی چون طلاق شده است. اگر مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی را بهعنوان یکی از عوامل ریشهای طلاق، گریز از ازدواج و تکفرزندی بدانیم که قطعاً چنین است، باید قبول کرد تا این عامل برقرار است نمیتوان توقع حل مسأله داشت. البته ما هم میپذیریم که آسیبهایی چون طلاق، تجرد اختیاری در میان جوانان و تمایل زوجها به تکفرزندی ریشههای فرهنگی نیز دارد اما قویاً بر این نکته تأکید داریم که سهم آن در مقایسه با مسائل اقتصادی و معیشتی ناچیز است. معمولاً در دو استان مازندران و گیلان، وقتی فردی پدر و مادر خود را از دست میدهد ضمن تسلیت به وی میگویند «اجازه نده چراخ خانه پدریات خاموش شود» اما اگر این روال استمرار یابد، چراخ خانه پدری بسیاری از اهالی گیلان طی چند دهه آینده برای همیشه خاموش خواهد شد چون کسی نیست که این چراغ را روشن نگاه دارد. مسئولان حوزههای فرهنگی نیز لازم است درخصوص آینده غمگینی که گیلان را تهدید میکند به مردم هشدار دهند چون زمان برای اصلاح هرم سنی و انقراض جمعیتی در این استان به دقایق پایانی خود نزدیک شده است.
خطر بیخ گوش گیلان
پرینتطی چند سال اخیر بارها درخصوص پیری جمعیت در استان گیلان هشدار داده شد و ما نیز در روزنامه «خبرشمال» یادداشتها و تحلیلهای بسیاری در همین موضوع انتشار دادهایم و تقریباً همه مدیران نیز از حساسیت موضوع آگاهی دارند اما طی دو روز گذشته دوسند تازه توسط سازمان ثبت احوال کشور منتشر شد که تأیید میکند خطر بیخ گوش استان گیلان است و باید افکار عمومی را از این خطر آگاه کرد.
https://khabare-shomal.com/?p=16029
برچسب ها
این مطلب بدون برچسب می باشد.
نوشته های مشابه
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


























