کارگاه آموزشی جمعیت و خانواده از صبح تا عصر پنجشنبه با حضور «صالح قاسمی» پژوهشگر حوزه جمعیت و دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت برگزار شد اما مانند بسیاری از جلسات، سمینارها و کلاس‌ها با موضوع کاهش جمعیت، خروجی خاصی نداشت و بسیار بعید است توانسته باشد آن‌گونه که هدف‌گذاری شده بود، گفتمان‌سازی کند.

در این کلاس نیز مانند همه برنامه‌های موضوع پیری جمعیت، تنها تلاش شد بر گزاره‌های سلبی تأکید شود و همچنین گفته شد نرخ رشد جمعیت در استان‌های شمالی به‌ویژه گیلان و مازندران پایین است، موضوعی که پیشتر نیز آمارها آن را تأیید کرده بودند و «خبرشمال» نیز چند گزارش در این زمینه انتشار داده بود. صالح قاسمی همچنین به شکل‌گیری گفتمان جمعیت در جامعه اشاره کرد و گفت: رشد اقتصادی به نرخ جمعیت کشور بستگی دارد و در واقع موتور اقتصاد سوختش جمعیت بوده و کشوری که نرخ رشد جمعیت مثبت است با نرخ اقتصاد مثبت مواجه خواهد شد. وی همچنین یادآور شد: در طول ۱۱ سال گذشته مقام معظم رهبری بیش از ۶۹ بار به طور علنی به موضوع جوانی جمعیت اشاره و مطالب مهمی را بیان و گوشزد کردند. قاسمی به نرخ پایین رشد جمعیت در استان‌های شمالی به ویژه گیلان و مازندران اشاره و افزود: دلایل مختلفی در کاهش بودن نرخ رشد جمعیت در این استان‌ها وجود دارد که از جمله تغییر سبک زندگی، مسأله مهاجرت جوان‌های شمالی برای یافتن شغل به استان‌های صنعتی و برعکس آن و همچنین توریستی بودن استان‌های شمالی مازندران گیلان که باعث تغییر سبک زندگی شده، است. این فعال در موضوع جوانی جمعیت با بیان مباحثی پیرامون انقلاب جنسی در غرب و فروپاشی بنیان خانواده، خاطر نشان کرد: امروزه بحث سندروم آشیانه خالی در جامعه ما مطرح می‌شود که تنهایی جوانان، اصالت من، اصالت تجرد، اصالت لذت‌جویی و رفاه طلبی است ولی وقتی جوان به سن میان‌سالی و پیری می‌رسد به دنبال جمع‌گرایی و روابط عاطفی پایدار به‌ویژه با اعضای خانواده در سن سالمندی است و زمانی که این شخص دارای خانواده نیست و نیازش برآورده نمی‌شود دچار سندروم آشیانه خالی خواهد شد.
دبیر مطالعات جوانی جمعیت کشور همچنین ادامه داد: فرزندآوری یک تصمیم شخصی و خصوصی است اما در واقع همین امر خصوصی نقش اساسی در اقتصاد، اجتماع، سیاست و بسیاری از عرصه‌ها و شئون یک ملت و کشور دارد و باید همگان به آن توجه ویژه کنند. درخصوص سخنان این مسئول چند نکته در همراهی و مخالفت با آن در ادامه می‌آید؛ نخست این‌که موضوع پیری جمعیت که محتمل است آینده کشور را تهدید کند، در کلیت خود درست است و تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر ضرورت جلوگیری از شکاف جمعیتی، بر همین اساس بوده است. روز گذشته وزیر بهداشت دولت چهاردهم نیز در این خصوص هشدار داد و گفت: تعداد ولادت‌ها در ایران در سال ۱۴۰۳ برای اولین بار به زیر یک میلیون نفر خواهد رسید و این موضوع بسیار نگران‌کننده است.
نکته بعدی این است که در مجموع می‌توان گفت این دوره یک‌روزه بیشتر بر گزاره‌های سلبی و توصیه و تبلیغ تمرکز داشت، روش‌هایی که طی چند سال گذشته، انجام شد و می‌بینیم نتیجه خاصی نداشته است گویا که نگاه و نظر قاطبه مردم با مسئولان در این بخش موافق نیست اما مدیران همچنان اصرار دارند مانند حجاب اگر در موضوعی، بین بخش اعظمی از مردم و سیاست‌سازان و قانون‌گذاران، عدم توافق مشاهده شد، این مردم هستند که باید خود را با نگاه و نظر دولت هماهنگ کنند نه برعکس.
نکته مهم بعدی این است که دبیر گفتمان جمعیت کشور بر این باور است که افزایش جمعیت موجب رشد و رونق اقتصادی است مانند آنچه که در ادوار گذشته بود که خانواده‌ها به نیروی کار نیاز داشته‌اند اما این نکته را نادیده رها می‌کند که در دوره مدرن و طی حدود سه دهه اخیر آنچه که موجب شد نرخ ازدواج و فرزندآوری و همچنین مهاجرت جوانان که برخی اصرار دارند نام آن را فرار بگذارند، نتیجه و تالی فاسد اقتصاد و معیشت ناگوار است. البته همه کسانی که درخصوص ضرورت جوانی جمعیت، ازدواج و فرزندآوری حرف می‌زنند و هشدار می‌دهند از تأثیر اقتصاد و معیشت بر میل به مهاجرت، کاهش گرایش به ازدواج و افزایش تنش‌های خانوادگی و ازدواج و در نهایت پیری جمعیت آگاهی دارند، اما نمی‌دانیم دردشان چیست که برای اصلاح اقتصاد و ترمیم معیشت هیچ طرحی ندارند، هیچ گامی برنمی‌دارند و همه تمرکز خود را بر خواندن مقالات بیهوده و توصیه و راهکارهای سلبی گذاشتند. نکته بعدی این‌که سخنان «صالح قاسمی» مبنی بر تأثیر سبک زندگی جدید برروی افراد و انتخاب تجرد قطعی، بالارفتن سن ازدواج و همچنین اکتفا کردن به تنها یک تا سه فرزند نیز درست است اما این تغییر نگاه ضرورتاً غرب‌زدگی نیست بلکه سبک جدید زندگی در جامعه ماست، همان‌گونه که ما در هزاره سوم، با درشکه و اسب و الاغ تردد نمی‌کنیم و اگر تمکن مالی داشته باشیم، از خودروهای مدرن و حتی خارجی استفاده می‌کنیم، نباید از خانواده‌ها توقع داشت امروز نیز مانند صد سال قبل، ده فرزند بیاورند. نکته آخر این‌که شکافی عمیق بین نگاه جامعه و نگاه دولت‌مردان درخصوص خانواده، فرزندآوری و ازدواج ایجاد شده است و به باور ما تبلیغات یک‌طرفه و توصیه به پرکردن این شکاف بدون تلاش برای شنیدن صدا و نظرات مخالف نسل جدید، ما را به نتیجه نمی‌رساند و کشور را از خطر پیری جمعیت دور نمی‌کند. خوب است مدیران و کارشناسانی که در این جلسات شرکت می‌کنند صادقانه به مردم بگویند سهم اقتصاد ویران و معیشت نابه‌سامان در اکتفای خانواده‌ها به داشتن یک تا دو فرزند و همچنین کاهش تمایل جوانان به ازدواج و افزایش طلاق و تنش در محیط‌های خانواده چه اندازه است شاید بتوانند با جامعه به فهم مشترکی برسند و مسیرهایی اجرایی را انتخاب کنند که نرخ ازدواج و فرزندآوری را افزایش دهد.