قوم ابتدایی در این ناحیه آماردها بودند آماردها نام یک تبار باستانی آریایی است که در شمال ایران، بهویژه از آمل تا رودسر زندگی میکردهاند. نام امروزی آمل برمیگردد به زندگی آنان در آن گستره. همچنین آنکه دو آمل، یکی در مازندران و دیگری در گستره آمودریا، جای داشتهاند.
بر سر اینکه مازندران از آغاز همین سرزمین کنونی بوده باشد، اختلاف نظر وجود دارد. تا قرنها نام سرزمینی، که بخش بنیادین آن را استان مازندران کنونی تشکیل میداده، «تپوری» یا «تپورستان» یا «طبرستان» بوده است که برگرفته از نام قوم باستانی تپورها میباشد که در مازندران زندگی میکردند و پس از اسلام طبری نامیده شدند. این قوم پیش از آمدن آریاییها در کنار آماردها قومیت اصلی منطقه بوده است. سپس عبارت مازندران به نواحی جلگهای جنوب دریای مازندران اطلاق شد و در کنار طبرستان (برای نواحی کوهپایهای) استفاده میشود. جدید بودن نام مازندران برای این ناحیه این تردید را به وجود آورده است که مازندران در شاهنامه فردوسی به سرزمینی که اکنون مازندران نامیده میشود، اطلاق نمیگردد. صادق کیا همانند با دیدگاه ظهیرالدین مرعشی مازندران را بخشی از طبرستان میداند و به گفته وی طبرستان شامل دو ولایت مازندران و گرگان میشد و از دیناره جاری تا ملاط لنگرود بخشی از طبرستان بود و طبرستان به دو ولایت کوچکتر به نام مازندران و گرگان تقسیم میشد و از بیشه انجدان تا ملاط لنگرود بخشی از مازندران بود و از بیشه انجدان تا دیناره جاری بخشی از گرگان بود. همزمان با فتوحات مسلمانان از سلسلههای پادوسبانان، باوندیان و افراسیابیان نام برده شده است که در طبرستان یا قسمتی از آن حکومت میکردهاند و استقلال نسبی داشتهاند. مورخان درباره اولین حمله مسلمین به طبرستان وحدت نظر ندارند.
مازندران برخلاف گیلان (دیلم و طالش و ببر) در دوره اول فتوحات اعراب (۶۴۹–۶۳۷ میلادی) تحت تصرف مسلمانان قرار نگرفت و حتی در زمان بنی امیه تسخیر نشد و در زمان بنی عباس (۷۶۵ میلادی) مناطق جلگهای آن از استرآباد تا چالوس به مدت نوزده سال ضمیمه گشت ولی نواحی کوهستانی همچون کجور، سوادکوه، هزارجریب، چهار دانگه، دو دانگه و بندپی مستقل باقی ماندند. در اوایل اسلام در زمان خلافت عثمان سرزمین تالشان، بَبَر، گیلان و دیلم یکبار به وسیله براء بن عازب و بار دیگر بهوسیله ولید بن عُقبة بن اَبی مُعَیط فتح شد.
مازندران اولین پایگاه اسلامی و شیعه دوازده امامی است و خاندان مرعشی و خاندان ناصرالحق اطروش هم در مازندران به پایتختگری آمل بودهاند.
از سال ۲۲ هجری قمری ترویج دین اسلام در طبرستان آغاز شد و در ۱۴۴ هجری شهر ساری، پایتخت دابویگان به مدت نوزده به دست مسلمانان افتاد. دستگاه خلافت مسلمانان از شرق به چین و غرب به اسپانیای کنونی ختم میشد ولی با وجود این شرایط مردمان طبرستان آیین مزدیسنا را حفظ کرده بودند.
شورش طبرستان یا قیام عمومی طبرستان به آن دسته از شورشها و نبردهای مردم طبرستان و مناطق پیرامون آن اشاره دارد که به رهبری اسپهبدان این سرزمین از سال ۱۶۸ هجری قمری تا ۱۸۹ هجری، علیه عباسیان رخ دادند.
۲۵ سال پس از خودکشی اسپهبد خورشید و انقراض گاوبارگان، با بالا رفتن نارضایتیها از عمال خلیفههای عباسی، مردم به اسپهبد قارنوندیان، ونداد هرمز، رجوع کردند و از او خواستند تا رهبریشان را برای قیام بر عهده گیرد. وی پس از مشورت با دیگر اسپهبدان، از دودمانهای پادوسپانیان، باوندیان و مصمغان، این درخواست را پذیرفت. از این پس شروین باوندی چون پادشاه طبرستان بود و ونداد هرمز قارنوندی سپهسالاری او را میکرد. آنها در روزی از پیش مشخص شده، شورش بزرگی علیه خلافت عباسی برپا کردند و مردم طبرستان و رویان در این روز پادگانها را فتح نمودند و نظامیان عرب را به قتل رساندند. مورخان از این روز به عنوان «روزی که طبرستان از عمال خلیفه خالی شد» یاد میکنند و از کشته شدن ۲۰۰۰۰ نفر خبر میدهند.
پس از قتلعام عربها و نایبان خلیفه در طبرستان، خلافت عباسی سلسله نبردهایی برای بازپسگیری طبرستان آغاز کرد. خلیفه مهدی عباسی خواستار مرگ ونداد هرمز و آوردن سر او به بغداد، پایتخت خلافت، بود؛ ولی هیچکدام از سردارانش موفق به این کار نشدند.
در تاریخ ابن اسفندیار آمده است کینه مردم طبرستان از عربان به حدی بود که در سال ۱۶۰ هجری مردم امیدوار کوه (کوهستانی میان آمل و گرگان)، از ظلم کارگزاران خلیفه به ستوه آمدند. فرمانروایان آنها که ونداد هرمزد و سپهبد شروین و مسمغان ولاش بودند آنها را ضد اعراب شورانیدند و بدان سبب در اندک زمان شورش و آشوب بزرگی پدید آمد. در یک روز، مردم سراسر طبرستان بر عربان بیرون آمدند و آنها را به باد کشتار گرفتند. علاوه بر اعراب، ایرانیانی که مسلمان شده بودند نیز طعمه نفرت و کینه مردم شدند. این نفرت و کینه چنان بود که حتی زنهایی از ایرانیان که به عقد زناشویی عربان درآمده بودند، ریش شوهران خود را گرفته از خانه برمیآوردند و به دست مردان میسپردند تا آنها را بکشند. برخلاف دیگر نواحی ایران، مردم این خطه به صورت تدریجی و به خواست خود اسلام را پذیرفتند و از همان ابتدا مذهب تشیع را برگزیدند. در ابتدا وجود دشمنی مشترک، یعنی خلیفه و عوامل خلافت، موجب گرویدن مردم به نادیان قیام علوی بود ولی رفته رفته به تعداد زیدیان پتشخوارگر افزوده شد.
نخستین حکومت شیعی در ایران علویان طبرستان بود که در ۲۵ رمضان ۲۵۰ هجری قمری مطابق با ۱۴ آبان ماه به درخواست مردم محلی توسط حسن بن زید، معروف به داعی کبیر، ایجاد شد. این قوم در روز خجسته عید سعید فطر در مسجد جامع کجور نماز عید را به امامت حسن بن زید علوی برگزار کردند و با برپایی این نماز سنگ بنای نخستین حکومت شیعی در جهان را بنیان نهادند. داعی کبیر ابتدا با دودمان طاهریان، که پس از فتح طبرستان نایب خلافت در شمال کشور بودند، به مبارزه پرداخت و پس از اخراج آنان نبردهایی با سپاهیان خلیفه، یعقوب لیث صفاری و چندی از شورشیان داخلی داشت که نهایتاً از تمامی آنها جان سالم به در برد. داعیان بعدی علوی در طبرستان دچار اختلافاتی شدند که منجر به ضعف آنان شد و سامانیان توانستند طبرستان را جزئی از قلمرو خود کنند ولی مجدداً ناصرالحق اطروش به ترویج تشیع زیدی پرداخته و مردم را علیه سامانیان متحد کرد و دودمان علویان طبرستان را بازسازی کرد.
مراسم تيرماه سيزده : (روز آرش كمانگير مازني)
از ديگر مراسم سنتي و رسمي مازندران تيرماه سيزده است كه در ۱۳ آبان هر سال برگزار ميشود. البته روايات مختلف در مورد تيرماه سيزده وجود دارد.
۱۳ آبان روز فدا شدن قهرمان مازندراني آرش براي حفظ تماميت ارضي ايران است.
ميگويند كه شب تولد حضرت علي (ع) است.
ميگويند پيروزي كاوه بر ضحاك و جشن مهرگان است.
در اين شب همه خانواده كنار هم جمع ميشوند و تا پاسي از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانههاي بزرگترها سپري ميكنند جوانان هم با در دست داشتن تركهاي بلند كه كيسهاي به انتهاي آن بسته شده است. همراه كودكان به در خانهها رفته و با سر و صدا و كوبيدن چوب به درخانهها و لال بازي از صاحب خانه تقاضاي هديه ميكنند به آنها پول، ميوه، شيريني داده ميشود. هنگامي كه لال به همراه گروه خود در كوچهها شروع به حركت ميكند اين اشعار را ميخواند:
لال بيمو، لال بيمو، پارسال و پيرار بيمو، چل بزن ديگه بزن، لال انه لالك انه، پيسه گنده خوانه، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالك انه، پاربورده امسال انه ، لال آمده ، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ريسي را حركت بده، به ديگ بزرم، لال آيد، لال كوچك ميآيد، كسي كه شيريني پيس كنده ميخواهد ميآيد ، سال و ماه ارزان نميشود، لال بزرگ رسوا نميشود، لال ميآيد، لال كوچك ميآيد ، پارسال رفته امسال ميآيد.
مشاهیر مازندران
از مشاهیر این دیار میتوان از محمد بن جریر طبری – مورخ، مفسر و فیلسوف برجسته ایران، فخر رازی – فیلسوف و مفسر مشهور ایرانی، ابوسهل کوهی دانشمند و منجم ایرانی، ابن فرخان طبری – منجم و معمار ایرانی، طالب آملی – شاعر بزرگ ایرانی، نیما یوشیج – پدر شعر نو فارسی، میرحیدر آملی – صوفی و عارف ایرانی، حسن حسنزاده آملی – فیلسوف متأله، عارف، منجم و فقیه، عبدالله جوادی آملی – فقیه، فیلسوف و متکلم، ملا محمدصالح مازندرانی – فقیه و متکلم، ذبیحالله صفا – نویسنده و استاد دانشگاه، ابن شهرآشوب – مفسر، محدث و فقیه، ابن اسفندیار – مورخ و مولف، ظهیرالدین مرعشی – مورخ و سردار، صادق کیا – زبانشناس ایرانی، میرزا حسین نوری – محدث و فقیه، شیخ فضلالله نوری – از مجتهدان متنفذ شیعه، ملا علی کنی – فقیه شیعه و مجتهد متنفذ، میرزا هاشم آملی – استاد فقه و اصول، عبدالکریم هاشمینژاد – روحانی و خطیب، امامعلی حبیبی – کشتیگیر ایرانی مشهور به ببر مازندران، عبدالله موحد – کشتیگیر ایرانی و مشهور جهان، بهداد سلیمی – وزنهبردار ایرانی و قویترین مرد سابق جهان، حسن یزدانی – کشتیگیر مدالدار ایران، داوود رشیدی – بازیگر، جمشید مشایخی – بازیگر، شهاب حسینی – بازیگر برنده جایزه بهترین بازیگر کن، مصطفی زمانی – بازیگر، پریناز ایزدیار – بازیگر، رؤیا نونهالی – بازیگر، غلامحسین بنان – خواننده موسیقی ایرانی، خسرو سینایی – کارگردان، محمدعلی سجادی – کارگردان، فرهنگ شریف – آهنگساز و نوازنده تار، حبیبالله بدیعی – موسیقیدان و نوازنده ویلن، محمدتقی دانشپژوه – نویسنده و استاد دانشگاه، پرویز ناتل خانلری – زبانشناس و نویسنده، بیبیخانم استرآبادی – نویسنده، طلعت بصاری – پژوهشگر و نویسنده ، ابوطیب طبری – قاضی و حقوقدان، پیروز مجتهدزاده – مورخ و ایرانشناس، عبدالحسین مختاباد – خواننده و آهنگساز، امیر پازواری – شاعر، ابوالحسن خوشرو خواننده و نوازنده موسیقی مازندرانی، شاهرخ مسکوب – پژوهشگر، شاهنامهپژوه، مترجم و نویسنده، احمد کشوری – سرلشکر هوانیروز ارتش ایران، علیاکبر شیرودی – سرلشکر هوانیروز ارتش ایران، مسعود منفرد نیاکی – سرلشکر نیروی زمینی ارتش ایران، حسین خلعتبری – خلبان نیروی هوایی ارتش ایران، عبدالباقی درویش – خلبان نیروی هوایی ارتش ایران، عبدالله هدایت – ارتشبد نیروی زمینی شاهنشاهی، علی یخکشی – نویسنده و استاد محیط زیست، ایرج ملکپور – منجم و استاد دانشگاه، بهروز برومند – پزشک و محقق، مسلم بهادری – پزشک و محقق، عبدالله احمدیه – پزشک و مترجم و فرشید موسوی – معمار ایرانی نام برد.
- نویسنده : مائده مطهری زاده


























