مائده مطهری زاده تئاتر کمدی سیزده از ۲۳ مهرماه تا سوم آبان ماه به مدت ده شب، راس ساعت ۱۹ در سالن سلمان هراتی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به روی صحنه میرود. این تئاتر با درونمایه طنز، نوری بر زندگیِ اختلاسگران و مفسدان اقتصادی تابانده تا بر همگان معلوم شود، دنیا خیلی هم […]
مائده مطهری زاده
تئاتر کمدی سیزده از ۲۳ مهرماه تا سوم آبان ماه به مدت ده شب، راس ساعت ۱۹ در سالن سلمان هراتی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به روی صحنه میرود.
این تئاتر با درونمایه طنز، نوری بر زندگیِ اختلاسگران و مفسدان اقتصادی تابانده تا بر همگان معلوم شود، دنیا خیلی هم به کامِ کلاهبرداران و تبهکاران نیست و زندگی اینان گرچه دورنمای زیبایی دارد اما از درون پوچ، سیاه و ناامیدکننده است و البته که صدای طبل همیشه از دور خوش است.
به بهانه تماشای این تئاتر خوب، گفتوگویی داشتیم با افشین رشیدی، نویسنده، کارگردان و بازیگر این کار که در ادامه به سمع و نظر مخاطبان میرسد.
استقبال مردم از نمایش چطور بود؟
تا به اینجای کار، خوب بود، به ویژه در آخر هفته که خانوادهها اوقات فراغتِ بیشتری دارند.
ایده اصلی این نمایشنامه کمدی چه زمانی و چگونه شکل گرفت؟
جرقه نوشتن این نمایشنامه سه چهار سال پیش درست در برههای که سروصدای گرفتن وامهای میلیاردی عدهای بلند شد شکل گرفت. تاخیری هم که در اجرای این نمایشنامه رخ داد به این دلیل بود که بنده مدتی از فضای تئاتر دور بودم، اما وقتی به صحنه بازگشتم تصمیم گرفتم این تئاتر را به روی صحنه ببرم. سالهاست موضوع اختلاس در کشور به صدر اخبار آمده و فیلمهای سینمایی هم به صورت جسته و گریخته به این مساله پرداختهاند ولی من تصمیم گرفتم شخصیتی را در این نمایشنامه خلق کنم که یک مفسد اقتصادی است و با خودم میگفتم زندگی خانوادگی فردی با این ویژگیِ سیاه اجتماعی و اقتصادی چگونه میتواند باشد، آن هم در جامعهای که به لحاظ دینی و اخلاقی آوردنِ نان حرام بر سر سفره زن و بچه را گناه کبیره و مستوجبِ عذاب الهی و عاملِ تباهی میداند.
من در این نمایشنامه سعی کردم فقط یک ساعت از زندگی خانوادگی این فرد را بدون قطع نور، تعویض صحنه و به شکل یکسره به مردم نمایش دهم. کما اینکه معمولا زندگی این افراد از بیرون، برای مردم حسرت برانگیز است و گمان میکنند این افراد به دلیل ثروت فراوان و بادآورده در خوشبختی کامل روزگارشان سپری میشود و من تلاش کردم با این نمایش به مردم نشان بدهم که این افراد خیلی هم حال دلشان خوب نیست و زندگی آنها پر از انواع و اقسام ترسها و استرسها، دغدغهها و بحرانهایی است که اثر وضعیِ همان لقمههای حرام است.
وضعیت تئاتر استان را چطور میبینید؟
طبق معمول تمامِ این سالها استعدادهای فراوانی در گوشه و کنار این استان وجود دارند که روی پای خود ایستادهاند و هر ساله هم با وجود تمام کم و کاستیها، تئاترهایی را به روی صحنه میبرند، اما اینکه چقدر حمایت میشوند، بحث مفصلی است که در این مجال اندک نمیگنجد.
دقیقا چه طور حمایتهایی؟ منظورتان حمایت مالی نهادهای دولتی ذیربط است؟
بارها در مورد این موضوع صحبت شد که تا بخش خصوصی با دستور نهادهای عالی استان وارد نشود تئاتر از نظر اقتصادی همچنان زمینگیر است. گرچه که همچنان مثل گذشته سالنهای تئاتر پر نمیشود اما مردم، کم کم دارند به تماشای تئاتر عادت میکنند و همین میزان اقبال عمومی هم جای شکر دارد. ما برای همین نمایش که به روی صحنه میرود، انتظار داشتیم اداره کل ارشاد حمایت بیشتری از ما به عمل آورد و حال که بحث به اینجا کشیده شد خوب است این مساله را مطرح کنم که چنانچه گروهی نتواند برای خود اسپانسر بگیرد، آن اجرا چطور میتواند به یک قوام مناسب برسد؟ در صورتی که اگر حمایت به موقعِ بخش دولتی و پای کار بودن بخش خصوصی را داشته باشیم، تئاتر زندهتر و پویاتر از همیشه خواهد بود. من همیشه به مسوولان مربوطه خاطرنشان کردهام که حمایتها و مساعدتهای مالی بعد از اتمامِ اجرا و پایانِ استرسها و دغدغههای اعضای گروههای تئاتری حکمِ نوشدارو بعد از مرگ سهراب را دارد.
پس با این حساب، میفرمایید وضعِ درآمد و معیشتِ اهالی تئاتر چندان خوب نیست!
بله. متاسفانه اقتصاد تئاتر بسیار ضعیف است و شاید تنها در پایتخت است که هنر تئاتر، همچنان سرپا و زنده است. در تهران، معمولا تئاترها بلیطهای بسیار گرانی دارند، تهیهکنندگان بسیار قدرتمندی پشت صحنه حمایت میکنند، از سلبریتیها برای تبلیغِ بیشتر، دعوت میشود و اطمینان دارند بلیطهایشان همگی به فروش میرسد؛ اما در شهرستانها تئاتر در اولویت نیست و اگر از دعوتیها فاکتور بگیریم، به طور مشخص تعداد کمی از مردم برای تماشای تئاتر میآیند.
آیا این کمبود انگیزه عمومی، در مورد تئاتر کودک و نوجوان نیز صدق میکند؟
بله. در گذشته وقتی تئاتر کودک و نوجوان اجرا میشد، سالنها از تماشاچیان پر بود و جا برای سوزن انداختن نبود اما وقتی در این حوزه هم تئاتر چندان پویایی ندارد، معلوم است که اوضاع تئاتر در سطح شهرستانها چندان خوب نیست و نیازمند حما
یتهای بیشتری است.
به غیر از کمبودِ مخاطبِ پروپاقرص، مهمترین معضل و مشکلِ تئاتر به ویژه در شهرستانها چیست؟
ببینید. هزینههای تئاتر بسیار بالاست؛ از هزینه لباس اعضای گروه بگیرید تا دکور و طراحی صحنه و سایر وسایل و لوازم. شما حتی برای خریدِ یک چوب معمولی هم باید چند میلیون هزینه کنید.
به طور مثال، گروهی که قرار است تئاتر کودک را روی صحنه ببرد، از آنجایی که اغلب شخصیتها، حیوانات هستند، برای طراحی و دوخت لباس حیوانات، کلی هزینه باید بشود و برخی از تئاترها تا صد میلیون تومان نیز هزینه کرده و میکنند.
پیام شما به نوجوانان و جوانانی که دل در گروِ تئاتر دارند چیست؟
به نظر من، کسی که وارد تئاتر میشود، اگر عاشق و دلبسته این هنر است و استعداد خوبی هم در این زمینه دارد، باید زودتر بار و بندیلاش را جمع کند و به تهران برود. من از همین جا به همه عزیزان هنرمند، به ویژه جوانانی که در همان مقاطعِ ابتداییِ ورود به این هنر، متوجه ظرفیتهای بازیگری خود شدهاند، توصیه میکنم هر چه سریعتر مقدمات عزیمت به تهران و حضور در گروههای تئاتری تهران را فراهم کنند تا استعدادشان در استان سوخت نشود و به هدر نرود.
کلام پایانی
من این کار را برای مردم ساختم و امیدوارم تا سوم آبان ماه که این اجرا به روی صحنه است، مردم به دیدنِ این نمایش بیایند. از فرصت این گفتگو بهره میبرم و به مردم عزیز استان و شهروندان شریف و نجیبِ خودم اعلام میکنم: بدانند و آگاه باشند که ما هنرمندان حواسمان به اتفاقاتِ ریز و درشتی که در مملکت میافتد هست و الحمدالله با سعه صدر مسوولان امر، فضا، آنقدرها هم محدود و بسته نیست که نتوانیم هیچگونه انتقادی نسبت به وضع موجود داشته باشیم. ما هنرمندان درخصوص بازنمایی و انعکاسِ مسائل، معضلات و مشکلات روز جامعه مسوولیم و نباید نسبت به دردها و دغدغههای جامعهمان بی توجه باشیم. البته در به سرانجام رساندنِ این وظیفه سترگ، نیازمند حمایتهای دولت و بخش خصوصی نیز هستیم.
نمایش سیزده از ۲۳ مهر لغایت ۳ ابان ۱۴۰۳ هر شب، ساعت ۱۹ در سالن آمفی تئاتر سلمان هراتی به روی صحنه میرود .
در این نمایش بازیگرانی چون: بُرنا وفائی نژاد، هادی ساداتی، الهام عارف پور، امیرگلستانی، محدثه ساداتی، فهمیه بابایی، مدیا عباسی و افشین رشیدی به ایفای نقش پرداختند .
دیگر عوامل این پروژه عبارتند از: طراح گریم: مهرناز مشرفی، طراح صحنه: چشمه رشیدی، مدیر صحنه: ترانه مزینانی، منشی صحنه: ثنا ستایش، موسیقی: سعید سنبلیان، نور و صدا: حمید محمدی و قاسم رجبی. اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، شرکت فرهنگی هنری مهرآوا، سامانه اختصاصی فروش بلیطهای فرهنگی هنری (ایران اجرا)، مجتمع فرهنگی و ورزشی کاسپین آبی و تولیدی مبل شورمست، حمایتهای مادی و معنوی این نمایش را برعهده داشتند.


























