سرویس سیاسی روز ۳۱ شهریور ۴۴ سال پیش و در شرایطی که یک‌سال و چندماه قبل از آن مردم ایران در یک انقلاب پیروز شده بودند و نظام سیاسی را برانداختند و هنوز نظام نوپای سیاسی که نام خود را «جمهوری اسلامی ایران» گذاشته بود، با مشکلات سیاسی و امنیتی بسیاری در داخل دست به […]

سرویس سیاسی

روز ۳۱ شهریور ۴۴ سال پیش و در شرایطی که یک‌سال و چندماه قبل از آن مردم ایران در یک انقلاب پیروز شده بودند و نظام سیاسی را برانداختند و هنوز نظام نوپای سیاسی که نام خود را «جمهوری اسلامی ایران» گذاشته بود، با مشکلات سیاسی و امنیتی بسیاری در داخل دست به گریبان بود، «صدام حسین معدوم» به خیال خود فرصت را غنیمت شمرد و با یک ارتش زرهی حریم مرزهای جنوب و غرب کشور را شکست و از چند نقطه به ایران حمله کرد.
شرایط خاص در تهران و هرج و مرج در استان‌های مرزی غرب و جنوب کشور موجب شد اقدامات تدافعی دربرابر این تجاوز با تأخیر و به کندی صورت بگیرد اما این تأخیر مانع از این نشد که مردم و شهروندان عادی احساس تکلیف نکنند و در اقدامی تاریخ‌ساز به دفاع از کیان کشور برنخیزند.
محاسبه دیکتاتور سابق عراق که خود پس از تجاوز آمریکا به خاک عراق دستگیر و به دار مجازات آویخته شد این بود که انقلاب ایران موجبات بی‌ثباتی کشور را فراهم کرده است و این بی‌ثباتی در کنار حمایت غرب و برخی کشورهای همسایه که از انقلاب ایران ناخشنود بودند، به وی دست بالا خواهد داد و عراق در کوتاه‌زمانی در این نبرد پیروز می‌شود.
این تصور ابلهانه تا اندازه‌ای بر ذهن صدام حسین سیطره داشت که در گفت‌وگوی رسانه‌ای به خبرنگاران گفته بود تا چند روز دیگر آنان را در تهران ملاقات خواهد کرد. البته نباید تصور کرد که عراق در آن زمان ازنظر نظامی ضعیف بود بلکه برعکس، بسیاری از کارشناسان بر این باور بودند که صدام حسین تا زمان حمله آمریکا به عراق، قوی‌ترین ارتش خاور میانه را در اختیار داشت و حتی در برخی فواصل زمانی تلاش کرد تا به بمب اتم هم دسترسی پیدا کند که ناکام ماند. نبرد بین ایران و عراق یک نبرد نابرابر بود هم از این منظر که عراق از نظر سیاسی در شرایط نسبتاً باثبات قرار داشت و ایران به‌خاطر وقوع انقلاب و در شرایطی که هنوز نظام نوپا، رشته امور را در دست نگرفته بود، در شرایط نسبتاً بی‌ثبات قرار داشت و هم حمایت همه‌جانبه غرب و حتی شوروی آن روز از عراق، موقعیت صدام را تقویت می‌کرد، امتیازی که در مورد ایران وجود نداشت.
نکته‌ای که در محاسبات صدام حسین معدوم و ژنرال‌های حزب بعث نیامده بود ریشه‌های مردمی انقلابی بود که در تهران رخ داده بود. شاید صدام حسین و نظامیان اطراف وی تصور داشتند آنچه که در تهران رخ داده، شبیه همان کودتایی است که چند سال قبل در عراق رخ داده بود به این شکل که سرکردگان یک گرایش بر سرکردگان یک گرایش دیگر، پیروز شدند بدون آن‌که مردم عادی و شهروندان کوچه و بازار محلی از اعراب داشته باشند و دیده شوند.
اما حقیقت این است که چنین تحلیلی از انقلاب ایران کاملاً غلط بود و این انقلاب تقریباً یک ریشه صدساله مردمی داشت با یک سرمایه غنی دینی و فرهنگی و مقایسه این انقلاب با دیگر انقلاب‌های قرن بیستم به معنای قیاس مع‌الفارق بود. رهبران نظام سیاسی جدید در تهران نیز چندان از جنگ و دفاع چیزی نمی‌دانستند و بنیانگذار انقلاب و افراد نزدیک به وی عموماً طلبه بودند اما سرمایه مردمی عظیمی داشتند و همین سرمایه به کمک آنان آمد و در دفاع مقدس، با یک اشاره مقتدا همه مردم از همه مناطق کشور به جبهه‌ها می‌رفتند و شکست صدام حسین دقیقاً در همین نقطه رقم خورد. صف چندلایه بسیج عمومی و حضور مردم از معلم و نانوا و کشاورز تا ماست‌فروش و کارگر در جبهه‌ها موجب شد ارتش زرهی صدام که از سوی غرب حمایت لجستیکی ویژه می‌شد، کم‌تر از چند ماه در مدار پیشروی باشد و پس از آن دائماً عقب‌نشینی می‌کرد یا درجا می‌زد و پس از سوم خرداد و بازپس‌گیری خرمشهر بود که دریافت این لقمه برای دهان وی بزرگ است و حتماً گلوگیر خواهد شد. امروز و ۴۴ سال پس از آغاز دفاع مقدس که هشت سال به طول انجامید ضمن تکریم همه مجاهدان اعم از شهدا و جانبازان بر این نکته تأکید داریم که اگر ولایت‌مداری آگاهانه و مشارکت مردم در جنگ نبود، چه بسا صدام موفق می‌شد به طمع خام خود برسد اما حضور مردم و شکل‌گیری دفاعی مردمی موجب شد در نهایت جمهوری اسلامی ایران پیروز شود و صدام برای همیشه بمیرد. ما باور داریم صدام در ساعت ۶ بامداد ۹ دیماه ۱۳۸۵ تسلیم مرگ نشد بلکه در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ روزی که به لشگر چهارم زرهی دستور حمله به خاک ایران را داد تسلیم مرگ شد و روز سوم خرداد ۱۳۶۱ و زمانی که خبر ورود نیروهای ایرانی به خرمشهر و اسارت بیش از سه هزار نیروی نظامی خود را شنید، حقیقتاً مُرد اما ناچار بود جنازه خود را به دوش بکشد تا روزی که به چوبه دار سپرده شد.