رهبر معظم انقلاب در چندین فراز تاریخی بر اجرای کرسی آزاداندیشی در مدارس و دانشگاه‌ها تأکید کردند و بارها گفتند «جوان امروزی به برکت انقلاب اسلامی اهل تحلیل است» و این روزها نیز برپا کردن این تریبون‌ها امری در راستای جهاد تبیین توصیف می‌شود اما آیا تا امروز مدارس و دانشگاه‌ها این سرفصل را جدی گرفتند و چه اندازه می‌توانند ادعا کنند در مدارس یا دانشگاه‌ها گامی در این مسیر برداشتند؟

رهبر معظم انقلاب در چندین فراز تاریخی بر اجرای کرسی آزاداندیشی در مدارس و دانشگاه‌ها تأکید کردند و بارها گفتند «جوان امروزی به برکت انقلاب اسلامی اهل تحلیل است» و این روزها نیز برپا کردن این تریبون‌ها امری در راستای جهاد تبیین توصیف می‌شود اما آیا تا امروز مدارس و دانشگاه‌ها این سرفصل را جدی گرفتند و چه اندازه می‌توانند ادعا کنند در مدارس یا دانشگاه‌ها گامی در این مسیر برداشتند؟
روز گذشته و یکی از مدارس دخترانه گرگان، اقدام به برگزاری کرسی آزاداندیشی کرد و بخشی از فیلم آن در خبرگزاری‌های رسمی استان گلستان به نمایش درآمد و وعده داده شد که این طرح ادامه‌دار خواهد بود.
ما ضمن این‌که از اجرای این برنامه در مدارس متوسطه دوم و همچنین دانشگاه‌ها و در سطح جامعه دفاع می‌کنیم و آن را به‌ویژه در سالی که دو انتخابات مهم در اسفندماه دارد، ضروری می‌دانیم و از آموزش و پرورش استان گلستان و مدیریت دبیرستان دخترانه صدرا گرگان، قدردانی می‌کنیم و البته چند نکته انتقادی را نیز لازم به طرح می‌‍‌دانیم.
برابر نمایی که در این فیلم به نمایش درآمد فضای کرسی آزاداندیشی همگانی نبوده و در مکانی مسقّف با حضور تعداد معدودی از دختران دانش‌آموزان و عوامل مدرسه برگزار شد در حالی‌که بهتر است چنین برنامه‌هایی در حیاط مدرسه و با حضور حداکثری دانش‌آموزان باشد و بی‌راه نیست اگر بگوییم این برنامه نه یک کرسی آزاداندیشی که شوخی با تریبون آزاد بود.
نکته دیگر این است که به‌نظر می‌آید افرادی که در این برنامه حضور دارند همه از یک سبک فکری هستند و همه پوشش کامل با چادر دارند و با توجه به نکته قبلی، یعنی برگزاری این برنامه در مکان بسته، بیشتر شاهد آکواریومی از کرسی آزاداندیشی هستیم که شاید برای گزارش عملکرد برای مدیران بالادستی، اقدامی پسندیده و امتیازآور باشد اما قطعاً اثرگذاری مورد نظر رهبری را ندارد.
نکته مهم بعدی این است که منطقاً باید در این برنامه‌ها افرادی با طرز فکرهای متفاوت نیز حاضر باشند و شرکت‌کنندگان در فضایی توأم با احترام، همدیگر را به چالش بکشند و یاد بگیرند به نگاه و نظر مخالف خود نیز توجه و گوش خود را برای شنیدن صدای مخالف، رام کنند.
یکی از بیماری‌هایی که در جامعه دیده می‌شود و آموزش و پرورش به‌عنوان دستگاه فرهنگ‌ساز می‌تواند برای درمان آن پیش‌قدم شود فقدان فرهنگِ تحمل مخالف و مدارا با صاحبان نگاه متفاوت است.
ریشه این بیماری را البته در بستر جامعه باید جست‌وجو کرد و یکی از پایه‌های اصلی درمان آن نیز می‌تواند آموزش و پرورش باشد اما کانون‌هایی چون شوراهای شهر به محل تبلور این حقیقت تلخ تبدیل شده که اعضای این شورای که وظیفه دارند شور و مشورت کنند و در نهایت به روش رأی‌گیری تصمیم بگیرند، گاه با دعوا و درگیری و پرت کردن قندان به سمت همدیگر، نشان می‌دهند چه اندازه در تحمل نظر مخالف، علیل هستند.
متأسفانه دستگاه تعلیم و تربیت و مدیران مراکز آموزش عالی نیز از برگزاری تریبون آزاد یا کرسی آزاداندیشی واهمه دارند چون باوری به طرح نظرات مختلف و دیدگاه‌های مخالف با درگاه رسمی دانش‌آموزان و دانشجویان ندارند و یکی از دلایل این‌که این طرح در مدارس و دانشگاه‌ها اجرایی نمی‌شود و احتمالاً به‌صورت موردی، مدیریت‌شده و همچنین در بزنگاه‌هایی چون انتخابات مورد توجه قرار می‌گیرد، همین است.
نکته آخر ما به مدیران دستگاه‌های آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی این است که آحاد جامعه به‌ویژه جوانان نیاز به طرح دیدگاه‌های خود دارند تا متوجه برخی اشتباهات و خطاهای تحلیلی خود بشوند و اگر چنین فرصتی به آنان داده نشود، آنان نیز گوشی بدهکار به سخنان یک‌طرفه مدیران مدارس در مراسم صبحگاهی نخواهند داشت.
اتفاقی که در مدرسه دخترانه صدرای گرگان افتاد هم باید اصلاح شود و بهبود یابد و هم باید تکثیر گردد و در همه مدارس در استان‌های مازندران و گیلان نیز به راه بیفتد.
روحیه جوانان در به اشتراک‌گذاری دانسته‌های جدید با روحیه افراد میان‌سال تفاوت دارد و آنان هر آنچه که در چنین برنامه‌های گفت‌وگومحور یاد بگیرند، به اعضای خانواده و والدین خود منتقل خواهند کرد و در کوتاه‌مدت شاهد نتیجه حقیقی برگزاری چنین تریبون‌های آزاد در سطح جامعه خواهیم بود.