بارها در نقد سیاست‌های نادرست زیست‌محیطی مدیران در سه استان مازندران، گیلان و گلستان نوشتیم و هشدار دادیم که نگرش مدیران ارشد این سه استان به موضوع پسماند و محیط‌زیست، هیچ نسبتی با دانش و تجربه بشر امروز ندارد و اصرار دارند مسیرهایی را بروند که در همه دنیا، منسوخ شده و پیاده‌کردن برخی از این روش‌ها در کشورهای درحال توسعه‌ موجی از انتقادات رسانه‌ای و خشم و اعتراض مردمی را به دنبال خواهد داشت.

بارها در نقد سیاست‌های نادرست زیست‌محیطی مدیران در سه استان مازندران، گیلان و گلستان نوشتیم و هشدار دادیم که نگرش مدیران ارشد این سه استان به موضوع پسماند و محیط‌زیست، هیچ نسبتی با دانش و تجربه بشر امروز ندارد و اصرار دارند مسیرهایی را بروند که در همه دنیا، منسوخ شده و پیاده‌کردن برخی از این روش‌ها در کشورهای درحال توسعه‌ موجی از انتقادات رسانه‌ای و خشم و اعتراض مردمی را به دنبال خواهد داشت.
اقلیم سه استان منطقه خزری، به دلیل کشاورزی بودن خاک و به‌نوعی محصور بودن هوا و منابع متعدد آب‌های سطحی و بالا بودن آب‌های زیرسطحی، بیش از سایر اقلیم‌های کشور حساس است و لازم است نگاه ویژه به آن داشت اما مدیران ارشد استانی متوجه این بدیهیات نیستند و به‌عنوان نمونه در موضوع آلودگی هوا خود را با شهرهای استان خوزستان که صنایع آلاینده بزرگ دارند می‌سنجند و به خود امتیاز هم می‌دهند که وضعیت هوای استان از شهرهایی چون بهبهان، اندیمشک، تهران و مشهد بهتر است.
در موضوع زباله نیز همه تمرکز آنان این است که زباله را دفن کنند یا آن را بسوزانند در شرایطی که در دنیا زباله را «طلای کثیف» می‌نامند و روشن است که طلا را نه می‌سوزانند و نه در زیر خاک دفن می‌کنند.
روز گذشته مدیرکل هواشناسی مازندران با هشدار درخصوص آلودگی هوای استان گفت: به لبه و مرز آلودگی رسیدیم.
رضوی همچنین گفت: آلودگی در برخی روزها به اوج می‌رسد و روز گذشته شاهد اتفاقاتی در استان بودیم و دید افقی در بابل به کمتر از ۲۰۰ متر رسیده بود.
وی همچنین گفت: سازمان محیط‌زیست سه دستگاه آلودگی‌سنج خریداری کرده و در حال نصب است و قرار است نگهداری آن را هواشناسی برعهده گیرد و بر اساس آن فعالیت کارخانه‌ها و مراکز رصد می‌شود و شاید برخی مواقع به این نتیجه برسیم که فعالیت کارخانه‌ها کاهش یابد و یا مدارس تعطیل شود.
رضوی با بیان این‌که پاییز و زمستان تعداد روزهای آلاینده در حال افزایش است و در پیش‌بینی‌های هواشناسی نیز نیز این مساله را لحاظ می‌کنیم، گفت: دستگاه‌های آلوده‌سنج در برخی شهرها نظیر آمل که صنعتی است باید نصب شود.
مدیرکل هواشناسی استان مازندران همچنین به مشکل آلودگی هوا در شرق مازندران پرداخت و گفت: آلودگی در شرق استان به دلیل فعالیت نیروگاه و مصرف روزانه هفت میلیون لیتر سوخت است و راه‌اندازی ایستگاه آلاینده‌سنج در این منطقه الزامی است ضمن این‌که در ساری نیز به دلیل آلودگی‌های ناشی از ترافیک و ماشین و ریزگردهای ترکمنستان، آلودگی هوا رو به
افزایش است.
امیدواریم هشداری که توسط این مسئول صادقانه گفته شد ازسوی مدیران شنیده شود و از امروز فکری به حال آلودگی هوا در استان کنند آن هم در شرایطی که منابع آبی و خاکی استان به دلایل مختلف آلوده و علت بسیاری از بیماری‌ها شده است.
یکی از مواردی که لازم است مورد پیگیری جدی قرار گیرد مدیریت پسماند است البته نه به شکلی که تا امروز بوده است. تا امروز تقریباً همه همت مسئولان در شهرهای مختلف مازندران، گیلان و گلستان به دپو یا دفن زباله در مجاورت ساحل و جنگل مختصر شد و عمارت، سراوان، ساحل محمودآباد، جنگل انجیل‌سی در بابل و آق‌قلا در استان گلستان تنها نمونه‌هایی از این نحوه مدیریت پسماند است که دامن طبیعت سه استان شمالی را گرفته است.
گام دوم مدیران ارشد استان‌های شمالی در این مسیر، احداث سایت زباله‌سوز است که با تب‌وتاب هم در مازندران و هم در گلستان دنبال می‌شود آن هم در شرایطی که قرار است این زباله‌ها با سوخت مازوت سوزانده شود. با توجه به تأکید مدیرکل هواشناسی استان مازندران مبنی بر لب مرز آلودگی قرار داشتن این استان می‌توان پیش‌بینی کرد که با شروع به کار سایت «زباله‌سوز» در ساری، نوشهر یا یکی از شهرهای استان گیلان، منطقه از مرز آلودگی عبور خواهد کرد و مانند اندیمشک و بهبهان و تهران خواهد شد که برخی در طول سال، تنها یک ماه از هوای سالم برخوردارند.
برای هر کسی که اندک بهره از دانش داشته باشد مایه تأسف عمیق است که مدیران ما نمی‌دانند که سوزاندن پلاستیک که به مقدار فراوان در زباله وجود دارد، موجب تولید آلاینده‌ای به نام «دی‌ا‌ُکسین» خواهد شد که برای همه گونه‌های جانوری و همچنین برای انسان‌ها بسیار خطرناک است و می‌تواند موجی از سرطان ریه را در سه استان مازندران، گیلان و گلستان سبب شود.نکته مهم که هنوز مدیران مازندران فرصت نکردند به آن فکر کنند این است که احداث سایت زباله‌سوز که به دروغ به آن کارخانه یا نیروگاه زباله‌سوز می‌گویند در حاشیه یک شهرک صنعتی و نزدیک به اراضی شالیزاری مردم، یک جرم مضاعف است و با توجه به مشکلات مربوط به آلودگی شدید هوا احتمالاً یا هرگز شروع به کار نخواهد کرد یا در کوتاه‌زمانی پس از افتتاح برای همیشه خاموش خواهد شد.