سرویس سیاسی این روزها و در پایان یکسالگی مدیریت «سیدمحمود حسینیپور»، بسیاری از رسانههای محلی از نخستین استاندار دولت سیزدهم در استان مازندران نوشتند، برخی دستاوردهای دوران مدیریت وی را احصا و تلاش کردند مستند حرف بزنند و وی را تأیید کنند، برخی نیز نقد کردند و قطعاً هر دو گروه، اشارات درستی در نوشتههای […]
سرویس سیاسی
این روزها و در پایان یکسالگی مدیریت «سیدمحمود حسینیپور»، بسیاری از رسانههای محلی از نخستین استاندار دولت سیزدهم در استان مازندران نوشتند، برخی دستاوردهای دوران مدیریت وی را احصا و تلاش کردند مستند حرف بزنند و وی را تأیید کنند، برخی نیز نقد کردند و قطعاً هر دو گروه، اشارات درستی در نوشتههای خود داشتند و ما نمیخواهیم تکرار مکررات کنیم اما تأکید داریم «سید محمود حسینیپور» از معدود استاندارانی است که دغدغه توسعه دارد و همین دغدغههای مقدس است که او و تیمش را به دنبال خود میکشد و ما نمیتوانیم این وجه مشخصه مدیریت وی را نادیده بگیریم.
استانداران بسیاری در گذشته آمدند که سالها رزومه مدیریت داشتند، وزارت کشوری بودند، با کانالهای مختلف اقتصادی و سیاسی در پایتخت اتصال داشتند و بهتر از هر کسی از مشکلات استان مازندران آگاهی داشتند اما «غیرت» و «دغدغه» نداشتند به بیان روشن، توسعه استان برایشان در اولویت نبود و بعضاً وسعت مالی و وزانت سیاسی خودشان و همتیمیهایشان، خط قرمزشان بود و همین «بیدغدغه بودن» موجب شد مازندران را استانی بیمسأله و شهروندانش را افرادی بیمشکل تصور کنند و هرگز از ظرفیتهایی که در مشتشان بود، برای رفع مشکلات مردم نجیب مازندران بهره نگرفتند.
در برخی دورانها نیز افرادی آمدند که «غیرت و دغدغه» داشتند اما با دانش و نگرش توسعه فاصله داشتند و از وسعت نظر لازم نیز بیبهره بودند و از نظر کارشناساسان متعهد و مشاوران متخصص کمک نگرفتند و دوران مدیریت آنان نیز مانند برق و باد به پیش رفت اما مازندران یا بخشهای وسیعی از این استان ثروتمند، درجای خود ماند و به شرایطی رسیدیم که روز پنجشنبه ۲۰آبان ۱۴۰۰ در آن قرار داشتیم.
بیستم آبانماه سال گذشته فردی در ساری بهعنوان استاندار دولت سیزدهم معارفه شد که هرچند فرزند مازندران بود، اما تا آن روز کمترین حضور مدیریتی در استان خود داشت هرچند همه میدانستند در مصادر کلیدی و ملی نقشآفرینی کرده است و سیاسیون چپ و راست نیز نوعی نگاه احتیاطآمیز به این انتصاب داشتند هرچند «مجید حسینزادگان» استاندار سابق تلاش کرد در مراسم تودیع خود و معارفه استاندار جدید، آب پاکی به روی دستِ امیدواران بریزد و به طعنه و تخفیف اما در پوشش مزاح گفت: «یک حسین رفت و یک حسین دیگر آمد؛ چیزی تغییر نکرد!»
امروز یکسال از آن روز گذشت و بسیاری از معادلات باز و بسیاری از معماها حل شد، کارهای مانده زیادی به جریان افتاد و جریانات غلط بسیاری متوقف شد و ما نیز به نیکی مفهوم ضربالمثلی کهن در ادبیات فارسی را دریافتیم که «زین حسن تا آن حسن؛ صد گَز رَسَن!»
ابداً قصد ما این نیست که دوران مدیریت «سیدمحمود حسینیپور» را بیخطا و مقدس جلوه دهیم چنانکه او خود نیز چنین ادا و ادعایی ندارد اما بر این نکته تأکید داریم که با هر متر و مقراضی که بخواهیم یکسال اخیر را وارسی نقّادانه کنیم و هر قدر که بخواهیم کاستیها را زیر ذرهبین ببریم، باز در مقایسه با اقدامات انجام شده و دستاوردها در دوران مدیریت یکساله «حسینیپور»، ناچیز است.
قصد ما گزارش آمار و ارقام این دستاوردها نیست که در برخی رسانهها طی همین چند روزه گفته شده است اما بر برجسته کردن یک نکته تأکید داریم و آن این است که «حسینیپور» نسبت به استان مازندران، «غیرت و تعصب» دارد و همین روحیه، موجب شد دغدغه توسعه مازندران از غرب تا شرق، مانند یک لوکوموتیو او و تیم همراهش را از اینسو به آنسو بکشد و هر جا متوجه کوتاهی مدیری از مدیران دولت سیزدهم شد، با جدیتی آلوده به خشم و عصبانیت، تذکر داد، ورود کرد تا مشکل حل و گره از راه توسعه استان باز شود.
مازندران، استانی ویژه بود، استانی ویژه است و این حقیقت را هر کسی که آشنایی مقدماتی با این اقلیم داشته باشد، مختصری اقتصاد سیاسی خوانده و با ژئوپلیتیک منطقه آشنا باشد میداند، اما گویا دولتمردان سابق چنین نگاه و نگرشی به این استان نداشتند چون تنها در دوران مدیریت سید محمود حسینیپور بود که تردد مدیران ارشد ملی، وزیران و سیاستسازان پایتخت به این استان اوج گرفت و عمده این سفرها، نتایج ماندگاری داشت که پرداختن به آنها، کتابی ویژه طلب میکند.
سفرهای شهرستانی یکی از ابتکاراتی بود که در کشور به نام «سید محمود حسینیپور» سند خورد و بسیاری از ساکنان روستاهای دورافتاده در هزارجریب، جویبار و شهرهای غرب استان برای نخستین بار در مقابل یک مدیرکل استانی نشستند و طرح مشکل کردند و حق خود را طلب نمودند.
مخالفت وی با رفتن از استان مازندران برای مناصب ملی نیز ریشه در تعصب و غیرت «سید محمود حسینیپور» دارد و درخور ستایش و تحسین است.نکته آخر اینکه استان مازندران، راههای نرفته بسیاری در مسیر توسعه دارد، از دردهای انباشته بسیاری رنج میبرد و شاید درد بزرگ این روزهای استاندار مازندران همین باشد اما یقین داریم با بودن و ماندن «سید محمود حسینیپور» در این جایگاه، راه دو دهه در دو تا سه سال طی خواهد شد و فردای تاریخ مازندران، بر این امر گواهی خواهد داد.


























