سرویس سیاسی
پنجشنبه بیستم آبانماه ۱۴۰۰ که استاندار مازندران در جلسه معارفه خود در سالن الغدیر، با اطمینان و اعتماد به نفس میگفت: «بنده به واسطه مسئولیتی که داشتم در همه نقاط کشور حضور پیدا کردم، پیشرفتهای سایر نقاط کشور را دیدیم، عامل اصلی عقبماندگی مازندران این است که نتوانستیم وحدتی را در بین نخبگان استانی برای توسعه و پیشرفت استانی ایجاد کنیم» بسیاری از حاضران خوشحال بودند چون فردی را در قامت استاندار مازندران میدیدند که هم فرزند مازندران است و نسبت به سرزمین مادری خود تعصب دارد و هم سالها سابقه حضور در درگاههای مدیریتی کشوری را داشته و احتمالاً بهتر از مدیران ارشد سابق استان، میتواند با کمک گرفتن از ظرفیتهای ملی و محلی بر زلف توسعه در مازندران شانه بزند. از آن روز حدود ۶۲۰ روز زمان سپری شده است و ما بارها نسبت به رویههای نادرست به استاندار مازندران هشدار دادیم و از برخی عملکردها نقد کردیم، نقدی که بنا و مبنایی جز منافع مردم و مصالح کلان استان نداشت اما استاندار مازندران، گوشی شنوا بر این نقدها نداشت و حتی علیه «خبرشمال» گارد گرفت. جای تأسف است که بگوییم امروز چه بلبشوی مدیریتی در استان حاکم است و روشن نیست چه کسی مسئول این مهرهچینیها است و کدام انجمن مخفی و تیم سری دست به چنین اقداماتی زده و چه کسی جز شخص استاندار مازندران باید پاسخگو باشد؟ استاندار مازندران که در مراسم معارفه خود مدعی بود باید تحریمهای مدیریتی در مازندران را بشکند، چه کرد و برای مقابله با آن چه اقدامی انجام داد؟ انتصاب فردی از بستگان نزدیک خود بهعنوان مدیرکل حراست استانداری مازندران که امروز حدود یکماه است مشخص نیست به چه دلیلی از حضور بر سرِ کار خودداری میکند یا سپردن برخی مناصب مهم به دوستانی که روشن نیست از کجا آمدند و چه سابقه مدیریتی داشتند چون «احسان رجبی»، «حسین شاهپری» «جبار فرجی» «مرتضی حسینی»، و برخی دیگر از یاران ویژه استاندار، همه نشان از این میدهد که سید محمودحسینیپور نیز مانند بسیاری از مدیران قبلی استان، در توهم ایجاد تغییر به سر میبرد و فکر میکند که راه را میداند اما در عمل چیزی تغییر نکرده است و همان رویههای قبلی، اینبار با مدیریت وی و برخی دوستانش ادامه دارد. نگاه به ترکیب نیروهای مورد اعتماد «حسینیپور» در استانداری مازندران حکایت از این دارد که گویا وی خود را ضعیف و نالایق میداند و به همین دلیل، در تیم ویژه مدیریتی خود نیز از افرادی ناشناس، گمنام و بدون سابقه مدیریت روشن بهره گرفت. یکی از مشکلات استانداری سیدمحمود حسینیپور این است وی که مشکل اصلی استان را «سوءمدیریت» تشخیص داده بود، نه تنها موفق به درمان این مشکل نشد، بلکه با عملکرد ضعیف و سوالبرنگیز و گماردن مدیران دسته پنجم، بی کفایت، ناکارآمد و بعضا ریاکار کاری کرد که همین مدیران منصوب شده اش امروز به چالش بزرگی علیه خودش تبدیل شدند. استانداری مازندران، گلستانی پر از نیروی انسانی مدیر و کارآمد، جوان و همسو با جریان سیاسی حامی دولت است که اقای استاندار هرگز نخواست آنها را ببیند و یا اختیارش را دست افرادی داد که در آینده فضاحت کارشان افشا می شود اما جناب حسینیپور به کسی پاسخ نمیدهد که چرا حوزه مهم و کلیدی بانوان، چندین ماه است که فاقد مدیرکل است و فرمانداری آمل، فاقد فرماندار و مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری -آن هم در سال برگزاری دو انتخابات مهم ۱۱ اسفند- باید یک پایش در استانداری مازندران باشد و یک پایش فرمانداری آمل و چندین جایگاه اعظم مدیریتی در استان به حال خود رها شده است!! این نشان میدهد حسینی پور نه مازندران را می شناسد نه دستگاههای اجرایی را و نه نیروی انسانی اش را!
وقتی هدفگذاری استاندار در حوزه مدیریت این باشد تعجبی ندارد که ببینیم مثلا پل کمربندی فریدونکنار چند روز قبل از افتتاح، از بغل پاره میشود و هیچ کس مقصر و مسئول خیانت به بیتالمال معرفی نمیگردد و هیچ مدیری به افکار عمومی توضیحی ارائه نمیکند گویا که امری عادی است و امروز و در سالگرد تخریب بخشی از این پل، قسمتی دیگر تخریب میشود باز هیچ کس، هیچ توضیحی به افکار عمومی نمیدهد و همچنان هم بلاتکلیف و بلااستفاده به حال خود رها شده است! باید اضافه کنیم که حتی استاندار حاضر نشد در مقابل حواشی اخلاقی فرماندار فریدونکنار تصمیم قاطعی بگیرد و بعد از گذشت چند ماه فرماندار ناکارآمد، ناکاربلد و پرحاشیه هنوز در جایش نشسته و کمافی سابق راه نابلدی خودش را می رود!
پل کمربندی و فرماندار فریدونکنار، مصداقی روشن از وضعیت مدیریت سیدمحمود حسینیپور در استان مازندران در قامت استاندار است که در معرض فروپاشی است و همه شهروندان نیز آن را میبینند اما گویا خود استاندار و تیم مدیریتی نزدیک به وی، آن را نمیبینند یا با خود تصور میکنند که کسی نمیبیند. لازم است استاندار مازندران از خود بپرسد که تا کی قرار است با کجسلیقگی و تفکر نادرست وی در مدیریت، استان به قهقرا برود ؟ استانی که با حضور مدیرانی کوتاه قامت چون حسن عنایتی در سازمان جهاد کشاورزی، انگوران در دفتر شهری، برزگر در گردشگری، رستمی در سازمان امور اراضی و… هر روز بیشتر از دیروز به قهقرا می رود. امروز صدای اعتراض نمایندگان از مشکلاتی که در حوزههای مختلف بهویژه در بخش کشاورزی جریان دارد، بلند است، تولیدکننده و صنعتگر از اعمال سیاستهای نادرست قطعیهای اجباری برق و گاز گلهمند است و استاندار حتی وظیفه خود نمیداند توضیح مختصری بدهد برای اقناع این معترضان و برای همین پیشبینی میکنیم با این شیوه مدیریت، وضعیت استان از مسیر توسعه بیشتر منحرف خواهد شد.



























