مائده مطهری زاده دریای خزر، به عنوان بزرگ‌ترین دریاچه جهان که به دریای آزاد راه ندارد، این روزها گرفتارِ مصایب ریز و درشتی است و یکی از آن بلایایی که بشدت حیات این دریاچه زیبا و زیستمندانش را تهدید می‌کند، ورود فاضلاب‌های شهری و صنعتی و… به درون آن است. این دریاچه که یادگارِ ماندگارِ […]

مائده مطهری زاده

دریای خزر، به عنوان بزرگ‌ترین دریاچه جهان که به دریای آزاد راه ندارد، این روزها گرفتارِ مصایب ریز و درشتی است و یکی از آن بلایایی که بشدت حیات این دریاچه زیبا و زیستمندانش را تهدید می‌کند، ورود فاضلاب‌های شهری و صنعتی و… به درون آن است.
این دریاچه که یادگارِ ماندگارِ دریای تتیس است که در روزگاران دور دو اقیانوس آرام و اطلس را به یکدیگر متصل می‌کرد.
این دریا که گاهی در رده بزرگ‌ترین دریاچه جهان و گاهی نیز در رده کوچک‌ترین دریای خودکفای کره زمین طبقه‌بندی می‌شود، بزرگ‌ترین پهنه آبی محصور در خشکی است. طول آن حدود ۱۰۳۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض آن بین ۱۹۶ تا ۴۳۵ کیلومتر است. سطح دریای خزر در حدود ۲۸ متر پائین‌تر از سطح دریاهای آزاد است.
در چند دهه اخیر تغییر اقلیم، آلودگی‌های شیمیایی و میکروبی، صید بی‌رویه‌ی گونه‌های غذایی خصوصا صید گونه‌های در حال انقراض، منجر به وضعیت نابسامان حیات گونه‌های ارزشمندی چون فک خزری، انواع گونه‌های ماهیان خاویاری و استخوانی دریای خزر شده است.
این در حالی است که همزمان تهاجم گونه‌های غیربومی، بحث تخلیه فاضلاب‌های شهری و صنعتی به دریا، ورود ریز پلاستیک‌ها و زباله‌های دریایی، بروز لکه‌های نفتی، تغییرات تراز آب دریا و تغییرات جریان آب رودخانه‌ها از دیگر مخاطرات زیست‌محیطی هستند که سالهاست حیات گونه‌های ارزشمند دریای خزر را در معرض خطر داده است.
جریان‌های رودخانه‌ای به‌عنوان یکی از منابع اصلی آلاینده دریای خزر به حساب می‌آیند. این جریان‌ها فاضلاب‌های ناشی از فعالیت‌های انسانی، کشاورزی و صنعتی را با بیش از هزار ترکیب شیمیایی به‌علاوه آلودگی حرارتی و اسیدی را وارد دریا می‌کنند. در بخش ساحلی نیز دریای خزر متاثر از فعالیت‌های انسانی، صنعتی وکشاورزی است. تالاب‌ها و آبگیرهای موجود در منطقه همگی تحت تاثیر فعالیت‌های انسانی قرار دارند. البته در این میان تغییرات اقلیمی بی‌تاثیر نبوده است.
یکی از مخاطرات جدی که هم‌اکنون سلامت اکوسیستم دریای خزر را تهدید می‌کند، ورود ۷۰ درصد فاضلاب تصفیه‌نشده به آن است.
سرپرستِ دفتر بررسی و مقابله با آلودگی‌های دریایی سازمان حفاظت محیط زیست سال گذشته به بهانه روز ملی دریای خزر با اعلام خبر فوق می‌گوید: دریای خزر به دلیل بسته‌بودن این محیط آبی و عدم ارتباط و تبادل آب با آب‌های باز اقیانوسی، توان پالایش کمتری نسبت به دریاهای نیمه‌بسته مانند خلیج فارس و دریاهای باز مانند دریای عمان دارد.
به همین دلیل انباشت آلاینده‌ها در این محیط شدیدتر بوده و محیط‌ زیست این دریاچه منحصربه‌فرد را به‌شدت آسیب‌پذیر کرده است. با این وجود، دریای خزر یکی از منحصربه‌فردترین اکوسیستم‌های آبی و دریایی جهان و ارزشمندترین منابع زیستی محسوب می‌شود. و حالا امروز، مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگی‌های دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در تازه‌ترین سخنان خود می‌گوید: در خزر و خلیج فارس ورود فاضلاب انسانی را داریم که باید سیستم جمع‌آوری پساب و فاضلاب و تصفیه آنها در شهرهای ساحلی راه‌اندازی شود تا دیگر تخلیه
صورت نگیرد.
امید صدیقی در رابطه با ورود پساب‌‌ها به دریای خزر و خلیج فارس اظهار کرد: متأسفانه ورود پساب‌ها را در دریای خزر و خلیج فارس هم از جانب کشورهای همسایه و هم از طریق کشور خودمان داریم و ادامه این روند می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد. در خزر با ۴ کشور دیگر و در جنوب با ۷ کشور اشتراک داریم که همه آنها هم مشکل ورود پساب و تخلیه آلودگی مانند فاضلاب شهری، فاضلاب صنعتی و… را دارند.
وی ادامه داد: در خزر کنوانسیون تهران را داریم که کش‌وقوس زیاد داشته است اما به‌هرصورت با این کشورها کار را پیش می‌بریم. مدیریت آلودگی‌های دریای خزر و رفع چالش‌ها و مشکلات آن تنها با همکاری همه کشورها میسر است و به‌تنهایی نمی‌توان کاری از پیش برد. در دریای خزر ما ورود فاضلاب انسانی شهرهای حاشیه دریا را داریم که باید سیستم جمع‌آوری پساب و فاضلاب و تصفیه آنها در این شهرها راه‌اندازی شود تا دیگر تخلیه صورت نگیرد و یا حداقل، میزان آن به حد مجاز برسد.
مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگی‌های دریایی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: متأسفانه تجربه نشان داده است که در دو سه دهه اخیر ما شبکه‌های جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب را بسیار کند جلو برده‌ایم و اکنون اکثر شهرهای ساحلی ما در جنوب و شمال کشور تصفیه‌خانه ندارند و یا ناقص است؛ در نتیجه بخشی از این فاضلاب وارد دریاها می‌شود. کاری که در دولت جدید شروع شده این است که هر طور شده و به‌صورت فوری شبکه‌های تصفیه فاضلاب شهری ساخته شود.

صدیقی بیان کرد: در سال ۱۳۸۸ با پیگیری‌هایی که در سازمان انجام دادیم مصوبه‌ای را از دولت گرفتیم که طبق آن دولت موظف می‌شد طی یک برنامه ۳ساله سیستم جمع‌آوری و تصفیه شهرهای ساحل بالای ۵۰ هزار نفر را تکمیل و راه‌اندازی کند. پس از تصویب این مصوبه پیگیر اجرای آن از وزارت نیرو شدیم اما به ما گفته شد که به‌دلیل کمبود بودجه سالانه امکان انجام آن در کوتاه‌مدت میسر نیست.
وی افزود: در ساحل خزر مشکل سخت‌تر است چرا که ورود فاضلاب بسیار بیشتر است؛ راه‌اندازی این سیستم‌ها اعتبار زیادی می‌خواهد و باید راهکار درستی برای آن دیده شود. در برنامه هفتم توسعه یک راهکار دیده شده است که از محل فروش آب تصفیه‌شده تصفیه‌خانه‌ها هزینه ساخت آنها تأمین شود. ما برای انجام این کار سراغ صنایع و به‌ویژه پتروشیمی‌ها که مصرف بالایی دارند، رفته‌ایم.
*آب منطقه‌ای می‌گوید بودجه نیست
مدیر اسبق اداره کل دفتر زیست‌بوم‌های دریایی ادامه می‌دهد: آلودگی‌های با منشأ خشکی شامل فاضلاب‌های انسانی و عمدتاً تصفیه نشده، زه‌آب‌های کشاورزی به طور گسترده و تا حدی پساب‌های صنعتی همچنان و مداوم به دریای خزر تخلیه می‌شود.
این در حالی است که فعالیت‌های استخراج نفت در دریا بویژه در سایر کشورهای حاشیه خزر گسترش یافته و همچنین صید و برداشت بی‌رویه و غیر مجاز موجب کاهش شدید ذخایر آبزی گردیده، به گونه‌ای که هر پنج گونه ماهیان خاویاری و حتی فک خزری در آستانه انقراض قرار گرفته است.
همچنین رودخانه‌های منتهی به خزر همچنان از طریق پساب‌های صنعتی و فاضلاب‌های انسانی و کارگاه‌های شن و ماسه آلوده شده و با احداث سدهای متعدد، تردد و مهاجرت ماهیان مسدود شده و تولید مثل ماهیان دریای خزر نیز بشدت محدود شده است. علت این وضعیت نیز عدم احداث یا تکمیل شبکه جمع‌آوری و تأسیسات تصفیه فاضلاب روستاها و شهرهای ساحلی دریای خزر است که مسئولیت آن با وزارت نیرو می‌باشد. اما با وجود پیگیری‌های سازمان حفاظت محیط زیست، نتیجه مناسبی حاصل نشده و روند عملیات طرح‌های مذکور بسیار کند می‌باشد. طبق اعلام وزارت نیرو، علت اصلی عدم پیشرفت این طرح کمبود شدید اعتبارات و منابع مالی است. به عنوان نمونه از ۹ شهر ساحلی در استان گیلان، فقط سه شهر رشت، انزلی و لاهیجان از تصفیه خانه فاضلاب انسانی برخوردار است و در همین سه شهر مذکور نیز از تمام ظرفیت تصفیه‌خانه استفاده نمی‌شود. در استان مازندران نیز شرایط تقریباً مشابه گیلان است و تنها ۶ شهر از ۱۵ شهر ساحلی مازندران از سیستم تصفیه فاضلاب برخوردار است.
طبق آمار منابع رسمی، سالانه ۴۰۰ میلیون مترمکعب فاضلاب در شمال کشور تولید می‌شود که فقط ۴۰ درصد آن تصفیه می‌شود و ۶۰ درصد بقیه به صورت مستقیم و غیر مستقیم به دریای خزر می‌ریزد.
*مشکلی که متعلق به امروز و دیروز نیست
مشکل ورود فاضلاب به دریا مشکل امروز و دیروز نیست و یک معضل جدی در تمام شهرهای ساحلی کشور است و هیچ یک از مسوولین در هیچ دوره‌ای آنطور که باید و شاید به این مشکل و معضل بزرگ رسیدگی نکردند. روزانه انبوهی فاضلاب همراه با زباله وارد دریای خزر می‌شود که این عمل باعث آلوده شدن آب دریا و تلف شدن ماهی‌ها در عمق کم شده است.
مردم در خیلی از زمین‌ها و چاه‌های شخصی، به دلیل اینکه قدرت جذب فضولات را ندارند به خصوص اگر در نزدیکی دریا باشند چاه سرریز و نشت می‌کند و مردم به اجبار به ماشین‌های فاضلاب کش رو می‌آورند و از آنجایی که مکان مورد تاییدی برای تخلیه فاضلاب وجود ندارد آنها هم فضولات را در دریا تخلیه می‌کنند و باعث آلودگی در آب‌های سطحی می‌شود.
همه اینها در حالی است که دریا با هویت مردمان شمال کشور آمیخته است و مردم هر روز شاهد آلوده شدن بیشتر شدن هستند و با ادامه انتقال پسماند به آب دریا معلوم نیست تا چند سال دیگر ساحل بتواند دوام بیارد و سهم فرزندان ما چیزی جز یک گنداب زباله نخواهد بود.