برابر برخی آمار تأییدنشده، در سه استان مازندران، گیلان و مازندران با تفاوتهایی، آمار ازدواج و فرزندآوری پایین و همچنین نرخ طلاق بالا است و این به معنای آن است که این منطقه بهویژه گیلان، طی سالهای آینده در تله جمعیتی گرفتار خواهد شد اما راه چاره چیست ؟ اگر به گذشته برگردیم متوجه خواهیم […]
برابر برخی آمار تأییدنشده، در سه استان مازندران، گیلان و مازندران با تفاوتهایی، آمار ازدواج و فرزندآوری پایین و همچنین نرخ طلاق بالا است و این به معنای آن است که این منطقه بهویژه گیلان، طی سالهای آینده در تله جمعیتی گرفتار خواهد شد اما راه چاره چیست ؟
اگر به گذشته برگردیم متوجه خواهیم شد یکی از دلایل کاهش تمایل جامعه به فرزندآوری و قناعت کردن به دو یا یک فرزند که از دهه هفتاد آغاز شد و تا امروز استمرار دارد، اقتصاد و معیشت است. تأکید میکنیم که یکی از دلایل مهم – نه همه آن- که بر کاهش ازدواج و افزایش طلاق در این سه استان و حتی کشور موثر بود، اوضاع نامناسب معیشتی و درآمد پایین و فقدان امنیت شغلی و نگرانی شهروندان از آینده بود. اگر بخواهیم به طریق مهندسی معکوس عمل و مشکل را حل کنیم باید اقتصاد و معیشت مردم و همچنین تورم کشنده و رکود حاکم بر اقتصاد را که طیف گستردهای از شهروندان را به زیر خط فقر سوق داده است را مدیریت کنیم، برای افزایش ازدواج و رواج فرزندآوری باید از اقتصاد شروع کنیم و بقیه ادعاها، فاقد ارزش است. البته ما نیز باور داریم که سبک زندگی که جامعه جدید و نسل جوان به دنبال آن است نیز به اندازه اقتصاد، بر این موضوعات اثرگذار بوده است اما این نکته را نیز نمیتوان نادیده گرفت که نقش مضایق اقتصادی و تنگناهای معیشتی نیز بر مشکلاتی چون کاهش ازدواج، افزایش طلاق و تمرکز اکثریت جامعه بر فرزند حداقلی در دهه هفتاد، هشتاد و نود یعنی سه دههای که از دولت سازندگی و اصلاحات تا دولت احمدینژاد و روحانی را در بر میگیرد، بسیار موثر بودهاند و اگر بخواهیم رهیافتی واقعبینانه و نه آرمانخواهانه به حل این مشکل داشته باشیم توجه به اقتصاد و معیشت مردم، باید کانون توجه ما باشد. جای تأسف است که دولت رییسی که از آغاز به کار خود، کلاف اقتصاد و معیشت مردم را پیچیدهتر کرد، با راهاندازی قرارگاه و برنامههای تخیلی عزم کرده تا مشکل را مدیریت کند و نرخ ازدواج و فرزندآوری را افزایش دهد. همچنین در برنامههای ستاد حمایت از خانواده و جوانی جمعیت استانها بهطور مستمر ادعای اصلاح رفتار و توصیه به افزایش فرزندآوری میشود اما کمترین گذر و نظری به واقعیات اقتصادی و تلخیهای معیشتی مردم نمیشود و حتی آگاهانه تلاش میشود تا این واقعیات نادیده گرفته شود. روز گذشته دبیر ستاد حمایت از خانواده و جوانی جمعیت گلستان بر ضرورت تحکیم و تقویت بنیان خانواده، اصلاح الگوهای رفتاری و تلاش برای افزایش ازدواج، بهعنوان اولویتهای ستاد حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در این استان تأکید کرد.
آزاده رجبی در گفتوگو با خبرنگاران با اشاره به برگزاری نخستین رویداد جایزه استانی «جوانی جمعیت» در گلستان افزود: تحقق سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه خانواده و جمعیت، تشویق به فرزندآوری و حمایت از عوامل تحکیم و تقویت بنیان خانواده در ردیف اهداف مهم برگزاری این رویداد قرار دارد. مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده استانداری گلستان اظهار کرد: فعالیتهای حوزه جمعیت و فرزندآوری محور اصلی برگزاری این رویداد است که آثار شرکتکنندگان در بخشهای نخبگان، رسانهها، خانواده، سازمانهای مردم نهاد و موسسات مردمی و شرکتها مورد ارزیابی قرار میگیرند. درخصوص این سخنان لازم است بگوییم سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب در حکم راهبرد هستند و دولت و مجلس باید این راهبردها را فرمولیزه و مسیرهای اجرایی آن را هموار کنند و ناگفته پیداست یکی از وظایف و تکالیف اصلی این دو قوه، ترمیم معیشت مردم و رونق اقتصاد کشور است در غیر اینصورت هیچ اتفاق مبارک و تغییر مثبتی در موضوعاتی چون فرزندآوری و تحکیم بنیان خانواده رخ نمیدهد. جای تأسف است که بگوییم در موضوع کاهش جمعیت، افزایش طلاق، اختیار تجرد قطعی و افزایش سن ازدواج نیز دولتمردان، تنها به طرح هشدار و تشکیل کارگروه و قرارگاه و تنظیم دستورالعملهای بیپشتوانه و ادعای حل مشکل، اکتفا کردند و با این رویه، این مشکل نیز مانند بسیاری از مشکلات در سه استان شمالی مانند کمآبی، زباله و بیکاری و مهاجرت متخصصان، لاینحل باقی خواهد ماند.


























