یکی از عادات نادرست مدیران حوزه انرژی در سه استان مازندران، گیلان و گلستان برای حل مشکلات، پناه بردن به راهها و روشهای کوتاهمدت و بعضاً پرهزینه است، راههایی که عقلانی نیست و طیف جدیدی از مشکلات را ایجاد میکند و باتلاقی میسازد که در نهایت، یک مشکل عادی را تا حد یک چالش و […]
یکی از عادات نادرست مدیران حوزه انرژی در سه استان مازندران، گیلان و گلستان برای حل مشکلات، پناه بردن به راهها و روشهای کوتاهمدت و بعضاً پرهزینه است، راههایی که عقلانی نیست و طیف جدیدی از مشکلات را ایجاد میکند و باتلاقی میسازد که در نهایت، یک مشکل عادی را تا حد یک چالش و ابرچالش، پیچیده میسازد و مشکل محیطزیست و انرژی یکی از آن موارد است.
سه استان مازندران، گلستان و گیلان برای تأمین مصرف برق مشترکان، به «نیروگاههای برقآبی و نیروگاه سیکل ترکیبی» متکی است، نیروگاههایی که مانند «شهید رجایی در جنوب ساری» در اثر کاهش نزولات آسمانی طی چند سال اخیر، سطح آب دریاچه پشت سد به شدت پایین رفته است و همین موضوع، تهدیدی جدی برای تولید برق است چون با خشک شدن آب دریاچه پشت سد، توربینها نیز از حرکت بازخواهند ایستاد.
درخصوص سیکل ترکیبی شهید سلیمی نکا نیز باید گفت: استفاده از سوخت مازوت بهویژه در فصل سرما که با کاهش افت فشار مواجه میشویم خود به یک معضل زیستمحیطی در منطقه تبدیل شده است و ادامه فعالیت آن به این شکل، محتمل است خطراتی جبرانناپذیر برای اقلیم مازندران و ساکنان منطقه به دنبال داشته باشد.
همه موارد بالا در شرایطی است که منطقه معتدل خزری و سه استان مازندران، گیلان و گلستان هم شرایط مناسب برای ایجاد نیروگاه بادی دارد و هم شرایطی ویژه برای استفاده از انرژی خورشیدی اما در کمال تعجب، دولتهای اخیر، هیچ توجهی به این ظرفیت نداشتند در شرایطی که برابر آمار، هر ساله مصرف انرژی در این منطقه افزایش داشته است و تولید انرژی برق تقریباً ثابت بوده یا افزایش ناچیز به همراه داشت.
شاید استدلال مدیران دولت سیزدهم این باشد که دولت به دلیل مشکلات اعتباری، توان اجرای نیروگاههای بادی و خورشیدی را ندارد و همه میدانیم در شرایط تحریمی فعلی، این استدلال درست است و نمیتوان دستِ کوتاه دولت را نادیده گرفت.
پیشنهاد ما این است ادارات برق منطقهای سه استان مازندران، گیلان و گلستان با تأمین منابع تسهیلاتی لازم، این امکان را برای خانوارهایی که امکان نصب و تولید پنلهای خورشیدی را در منازل خود دارند، فراهم کند و بخشی از این سرمایه را به صورت تسهیلات در اختیار شهروندان متقاضی قرار دهد تا شاهد ایجاد نیروگاههای خانگی در این منطقه باشیم و با توجه به اینکه غالب منازل مسکونی این منطقه، دارای سقف شیروانی است و تعداد پنل بسیاری میتوان بر روی آن نصب کرد و همچنین با توجه به اینکه این سه استان، روزهای آفتابی فراوانی در سال دارند، در صورت تحقق این طرح، میتوان انتظار داشت ظرف دو تا سه سال، این نیروگاههای خانگی با استفاده از نیروی خورشید، بیش از چند نیروگاه بزرگ منطقه، برق تولید کنند ضمن اینکه فرایند تولید، هیچ هزینهای ندارد و تنها به سرمایه اولیه و زیرساخت نیاز دارد و محیطزیست منطقه نیز تنفسی به خود خواهد داد.
البته این اقدام در برخی مناطق ازجمله مناطق استقرار عشایر در ملزندران و برخی مناطق روستایی در گلستان و گیلان انجام شد و تعداد پنلهای محدود نصب شدند و تولید برای مصارف اندک دارند اما لازم است طرحی اصولی و منسجم برای اجرا در سه استان تهیه و با تسهیلات، مردم تشویق به انجام آن شوند.
در استان گلستان اقداماتی در این بخش صورت گرفته و ازجمله روز گذشته مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق گلستان خبر از استفاده ۱۳۲ مشترک روستایی در این استان از پنل خورشیدی خبر داد و گفت: برای اجرای این پروژه ۶۰ میلیارد ریال اعتبار در نظر گرفته شده است. سید احمد موسوی همچنین گفت: بازگشت سرمایه در این طرح، سه الی چهار سال زمان میبرد و درآمد سالانه آن نیز برای بهرهبرداران ۱۰ الی ۱۵ میلیارد ریال است.
انجام چنین برنامههایی به گفته این مدیر، نقاط قوت بسیاری دارد که میتوان به کمک به پیکسایی، تنوعبخشی به سبد انرژی استان و کشور، بهبود کیفیت توان، کسب درآمد پایدار و مطمئن، کمک به حفظ محیطزیست، افزایش سطح پدافند غیرعامل و کمک به محرومیتزدایی در مناطق کمبرخوردار اشاره کرد.
امیدواریم مدیران این حوزه با کمک برخی بانکهای عامل و حمایتهای دولت سیزدهم هرچه سریعتر به این موضوع ورود کنند و قبل از آنکه برق تولیدی در سدها، به صفر برسد و آلودگی محیطزیست به حدی غیرقابل احیا نزدیک شود، اقدامی عقلایی کنند و تلاش کنند به «آفتابی» که در این منطقه در بیش از دوسوم سال گرم و نورانی است، سلامی دوبار کنند.


























