ë ماهبانو صالحنژاد اشاره: مواجهه به آدمهای جدید، همیشه خوشایند و آموزنده نیست و اگر آزار نبینیم از سوی بیگانگان، در بیشتر موارد با بیتفاوتی و سردی از کنارشان رد میشویم و حتی به آزمودن همفکری یا همصحبت شدن هم حوصله نمیکنیم. در موارد بسیار نادر و سالی به یک باری اما در دیدار با […]
ë ماهبانو صالحنژاد
اشاره: مواجهه به آدمهای جدید، همیشه خوشایند و آموزنده نیست و اگر آزار نبینیم از سوی بیگانگان، در بیشتر موارد با بیتفاوتی و سردی از کنارشان رد میشویم و حتی به آزمودن همفکری یا همصحبت شدن هم حوصله نمیکنیم. در موارد بسیار نادر و سالی به یک باری اما در دیدار با بیگانهای و با اندک زیستنی در اطرافشان، متمایل به رفاقت و بیشتر شناختن او میشویم و حتی چیزهای تازه یاد میگیریم. در یک تور جمعی چندروزه در دل طبیعت، این اتفاق در اولین قدم با دو نفر از اعضای جمع افتاد و در قدم بعدی و پس از شنیدن حرفها و تجربه کردن شیوههای مواجهه آن دو با طبیعت، با المانهای زنده و اما بیزبان محیط پیرامونم رفاقت آغاز کردم. این دو نفر، مرد و زن جوانی بودند که تمام زندگی مشترکشان در فاصله سفرهاشان به طبیعت نقاط مختلف و نفس کشیدن زیر سقف آسمان بیکران و سخاوتمند تعریف میشود. آنها به من و جمع سه نفره ما به جمع حاضر در سفرمان آموختند که مادر طبیعت ما را پس از مدتی جان دادن در میان در و دیوارهای سیمانی و سربی و مردگانی که دورمان چیدهایم، با آغوش باز میپذیرد و جان تازه میدهد، میبخشدمان برای هرچه که از جسم و روحش جدا کردهایم و حتی در اطراف سیاهی قیرهایی که به جانش ریختیم و سوزاندیمش، تلاش میکند از نو خود را بسازد و نزدیکمان شود. این زوج به پاس تمام این بخشندگی مادرانه، در هر سفرشان ساعاتی را مشغول جمع کردن زباله از مناطق سرسبز و تماشایی میشدند تا در تازه ساختن روح میهمانان بعدی، با طبیعت همراهی کرده باشند. همین معاشرت در من شیوه تازهای از ارتباط با خاک و هرچه از ان روییده ایجاد کرد و تمام حرفم این است که به همین سادگیها و اما با داشتن برنامه منظم و همیشگی و نه مناسبتی میتوان فرهنگ حفاظت از محیط زیست را در این مردم ایجاد کرد و گسترش داد.
محیط زیست بزرگترین دارایی ماست، چه برای تامین نیازهای مادی و چه برای بازیافتن توانایی و زلال شدن مسیر معنویمان؛ از همین رو و به همین دلیل ساده اما غیرقابل انکار، حفاظت از این دارایی بزرگ امری ضروری میشود. اندیشهها و رفتارهای مادیگرایانه و سطحی دیدن نقش طبیعت در زندگی ما و نسلهای پس از ما که بین انسانها بسیار رایج شده، فشار عظیمی را بر محیط زیست وارد ساخته و این مادر بخشنده را رنجیده میدارد.
فشارهای وارد شده بر محیط زیست، از جزییترین رفتارهای نادرست ما در خانههامان تا تصمیمات بزرگی که بی هیچ توجه به سلامت محیط زیست گرفته شدند، در حال تبدیل شدن به بزرگترین بحرانهای بشری هستند. کمبود آب، از بین رفتن منابع طبیعی، کاهش وسعت و فعالیت اکولوژیک و سلامت جنگل و آلودگی، از جمله این بحران ها هستند.
با وجود کمبودهای فراوانی که در اجرای برنامه های آموزش برای آموزش حفاظت از محیط زیست وجود دارد، تصور می شود یکی از بهترین راه حل های پایان دادن به این مشکلات و تضمین تکرار نشدن آنها، نهادینه سازی فرهنگ حفاظت از محیط زیست است. تحقیقات علمی و قابل استناد بسیاری نشان می دهند که بهترین شیوه حفاظت از محیط زیست از راه نهادینه کردن فرهنگ حفاظت از محیط زیست در میان شهروندان ممکن خواهد شد که این هدف با به کارگیری راهکارهای گوناگون از جمله رسانه انبوهی، تأکید بر جایگاه معنوی و اثر آن بر روح و ناآگاهی آدمها می تواند در تحقق این امر مهم مؤثر باشد.
حفاظت از محیط زیست، نه تنها به عنوان جزیی تفکیک ناپذیر از توسعه پایدار، بلکه به عنوان ارزش بنیادین مورد نیاز نسل امروز و نسلهای آینده، مورد پذیرش و تاکید قرار گرفته است. نمونههای انکارنشدنی ناپایداری همانند استفاده نامناسب از انرژی و یا انرژی های نامناسب، بهره برداری و تخریب بی رویه منابع پایه، فقر، افزایش جمعیت، الگوهای نامعقول تولید و مصرف و افزایش آلودگی عمدتا مشکلات محیط زیست نیز محسوب می شوند و ناگزیر حفاظت محیط زیست و توسعه پایدار هر روز اهمیت بیشتری از دیروز دارد. بنابراین کسانی که به آینده انسان و حفظ موجودیت این کره خاکی و موجودات زنده ساکن آن علاقهمندند، درصدد رفع ناپایداری فوق و بهبود کیفیت محیط زیست برآمدند.
ما امروز در سرزمین مادری بهشدت نیازمند اصلاح و تغییر نگرش نسبت به مساله محیط زیست و منابع طبیعی، تغییر در رفتار فردی و اجتماعی مردم، آموزش، توسعه و ترویج قواعد اخلاقی و نهادینه کردن فرهنگ منابع طبیعی و زیستمحیطی در جامعه هستیم و در شرایط کنونی باید برای حفاظت از طبیعت و محیط زیست، همچون سربازانی آماده به رزم وارد کارزار شویم.
منابع طبیعی و محیط زیست از تنوع و گستردگی زیادی در جهان برخوردارند. این منابع عظیم در صورتی میتوانند در کنار هم به عنوان یک عامل مهم توسعه اقتصادی به شمار روند که استفاده و بهره برداری بهینه، مناسب و اصولی از منابع به عمل آید.
در صورت نبود بهره برداری بهینه و کارآ این امکان وجود دارد که بخش انرژی به عنوان یک بخش نامتعادل و ناسازگار با سایر بخشهای اقتصادی در آید و موجب رشد سرطانی برخی بخشها و در نهایت باعث نبود تعادل اقتصادی شود.
آنچه اهمیت بسیار دارد، ضرورت نگهبانی و بهره برداری دقیق وهمگام با توسعهی پایدار از این موهبت زندگیبخش است.
لزوم فرهنگ سازی و تبدیل فرهنگ حفظ محیط زنده اطراف هر فردی به معارف عمومی و وظیفه فردی و اجتماعی هر فرد در حدود اخلاق و حتی اعتقادات، وظیفهای جدی برای ماست.
تغییر کاربری اراضی جنگلی ومرتعی، بهره برداری بی رویه از ذخایر این مناطق، تجاوز به حریم جنگلها ومراتع، ساخت وسازهای غیر مجاز، تصرفات عدوانی، جاده سازی، آتش سوزی در جنگلها ومراتع و قاچاق چوب از مهمترین عوامل تخریب و نابودی جنگلها و مراتع به شمار میرود.
ادامه روند خشک شدن تالابها و دریاچهها در کنار آلودگی هوا و وجود ریزگردها و مسألهی آلودگی آب و سفرههای آب زیر زمینی و موضوع پسماندها به طور مستقیم بر کیفیت زندگی مردم و سلامتشان وحتی بر اقتصاد جامعه اثرات مخرب زیست محیطی خواهد داشت. در سرزمین مادری ما یعنی مازندران هم محیط زیست و منابع طبیعی گستره بسیار وسیعی دارد که برای حفظ و نگهداری آن نه تنها به مشارکت مردم بلکه به مشارکت، مساعدت وهمدلی سایر دستگاههای اجرایی نیاز دارد، از این رو آموزش و افزایش آگاهی و حساسیت مردمی نسبت به مسایل منابع طبیعی و زیست محیطی راهکاری مناسب درجهت تغییر الگوی رفتاری و ترویج فرهنگ غنی زیست محیطی و منابع طبیعی خواهد بود و در شرایطی که فشار زیادی بر طبیعت وارد میشود و مساله آلودگی به بحران رسیده، میتوان با بهره گرفتن از نیروهای داوطلب، فعال و علاقهمند، همکاری تشکلهای زیست محیطی وسازمانهای مردم نهاد و ایجاد همکاری و مشارکت در مردم از بسیاری از اثرات سو و مخرب که باعث ایجاد لطمات جبران ناپذیر به محیط زیست ومنابع طبیعی میشود جلوگیری کرد.
مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران در تازهترین اظهاراتش خبری امیدوارکننده داد که با موافقت سازمان حفاظت محیط زیست مقرر شد تا برای افزایش توان خدمات حفاظتی مربوط به حیات وحش استان، دو مرکز مشابه پناهگاه حیات وحش سمسکنده در محدوده غربی و مرکزی استان ایجاد شود.
عطاءلله کاویان در نشست محیط زیست و توسعه پایدار مازندران که به مناسبت هفته محیط زیست با حضور تعدادی از دانشگاهیان و کنشگران محیط زیستی استان به میزبانی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری برگزار شد، اظهار کرد: در این دو ماه که مسئولیت محیط زیست مازندران را به عهده گرفتم پس از بررسیها و ارزیابیها به یک سری کمبودهایی رسیده ام که باید برای حل مشکلات محیط زیست استان آنها را برطرف کنیم.
اول از همه قوانین و مقررات مربوط به محیط زیست است که حتما نیاز به اصلاحات دارد و گزارش این نقص به مجمع نمایندگان استان هم منتقل شده است تا در مکوقعیت مناسب، پیگیر تغییر و اصلاح قوانین باشند. برای مثال در یک موضوع مشخص پنج قاضی پنج رأی متفاوت میدهند که نشان میدهد قوانین ما نیاز به اصلاح دارد. بسیاری از قوانین محیط زیستی ما بیش از پنج دهه پیش تدوین و تصویب شدند و باید مورد بازنگری قرار بگیرند.
یکی دیگر از چالشهای محیط زیست در مازندران کمبود امکانات و تجهیزات است. در ماجرای پلنگ قائمشهر همه شاهد بودیم که به دلیل کمبود تجهیزات چه اتفاقی افتاد و مشخص شد که نبود تجهیزات کافی چه هزینه بالا و وضعیت ناهنجاری ایجاد خواهد کرد. مدیرکل حفاظت از محیط زیست مازندران اعلام کرد که بلافاصله پس از آن ماجرا پیگیر دریافت اعتبارات مناسب برای تأمین تجهیزات شده و ردیف اعتباری خوبی هم در این زمینه دریافت کرده است. این مشکلات را باید اما از پیش در نظر میگرفتیم و مسوولان شرایط را برای چنین لحظاتی آماده میکردند.
دلخراشتر از این ماجرا، خبر تلف شدن شوکایی در مسیر آمدن از رامسر به ساری بود که واقعا تکلیف حدود و توانایی محیط زیستی استان را برای همگان مشخص کرد. مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران در این باره گفت: مدتی بعد از ماجرای پلنگ قائمشهر شاهد بودیم که شوکای رامسر در مسیر انتقال به پناهگاه حیات وحش سمسکنده ساری به دلیل دوری راه و در محمودآباد تلف شد. خوشبختانه قرار شد تعداد این مراکز مربوط به حیات وحش در استان از یک مرکز به سه مرکز افزایش یابد. مقرر شد که یک مرکز در چالوس و یک مرکز در آمل ایجاد شود تا خدمات تخصصی مربوط به حیات وحش در غرب، مرکز و شرق استان ارائه شود. اعتبار لازم برای این موضوع اختصاص داده شده و اکنون در مرحله خرید تجهیزات هستیم.
کاویان با اشاره به وقوع آتشسوزی در میانکاله طی روزهای اخیر به کمبود تجهیزات مهار آتشسوزی عرصههای طبیعی در این استان نیز اشاره کرد و گفت: در میانکاله هم میبینیم که امکانات اطفا نیست. البته که بالاخره مهار آتش میانکاله با بالگرد محقق شد اما حتی همین هم دیرتر از حدود منطقی حفاظت از باارزشترین سرمایه آدمی بر این کره خاکی است. کاویان میگوید تمام تلاششان را به کار گرفتند که برای نخستین بار حریق میانکاله را بالگرد مهار کند. نهایتا بالگرد در ۱۶ مرحله آبگیری از دریا به مهار حریق کمک کرد.
کاویان در بخش دیگری از اظهارات خود از ناهماهنگی در نگرشهای توسعهای و آمایشی در استان انتقاد کرد و افزود: همچنان علیرغم شعارهای زیادی که برای حفاظت از محیط زیست داده شد، نیاز توسعهای با نگاه آمایشی ما همخوانی ندارد. مثلا اگر میگوییم گردشگری را به غرب استان و صنعت را به شرق مازندران ببریم چه زیرساختی داریم؟ برای صنعت آب و زمین نیاز است. آیا در شرق استان با رعایت همه ضوابط محیط زیستی زمین مناسب کافی و آب لازم قابل تأمین است؟
وی اظهار کرد: وقتی بخواهی با این نگاه توسعهای که در استان وجود دارد مخالفت کنیم با چالش مواجه میشویم. ۸۰ درصد زمینهای استان ما درجه یک و دو است. پس باید روی کشاورزی متمرکز شویم.
این مسئول تصریح کرد: برخی افراد دائم میگویند که صنایع در قلب اروپا هم فعال هستند و دائم از اروپا مثال میزنند. حالا که این همه از صنعت اروپا برای توجیه راهاندازی صنایع در مازندران مصداق آورده میشود، چرا برای کشاورزی مازندران از اروپا و کشوری مانند هلند که بخش مهمی از غذای جهان را تأمین میکند مثال نمیزنند؟
é مشکلات نیروی انسانی در حفاظت محیط زیست
کاویان وجود مشکلات حوزه نیروی انسانی را هم بخشی از چالشهای محیط زیست در کشور و مازندران میداند: امروز نیمی از ظرفیت محیطبانی ما خالی است و به همین دلیل برای حفاظت مشکل داریم. در بعضی مناطق استان ۷۰ تا ۸۰ کیلومتر مربع توسط یک محیطبان مراقبت میشود. این عرصه گسترده چطور باید توسط یک نفر مراقبت شود؟ اگر فعالیت برخی اهالی بومی و همیاران محیط زیست نباشد محیطبانان نمیتوانند همین مقدار عملکردی را که دارند ، داشته باشند.
نکته دیگر هم حقوق و مزایای کارکنان است. دریافتیها بسیار ناچیز است. با رقم دریافتی که محیطبانان دارند واقعا کاری که میکنند از سر عشق و علاقه است. با این حقوق کسی نمیتواند زندگی را پیش ببرد. گرچه هیچ اجر مادی نمیتواند پاسخگوی تلاش محیطبانان باشد، نباید حقوق منطقی آنان را دریغ کرد.
کاویان در این باره میگوید: در این مدت تلاش کردم از نزدیک کوشش محیطبانان را ببینم. چند بازدید از مناطق مختلف و فعالیت محیطبانان داشتم. دیروز هم در اطفاء حریق میانکاله شکل دیگری از تلاش محیطبانان را دیدم. کار کردن خیلی سخت است وقتی ببینی محیط زیست در حال از دست رفتن است و امکانات نداری. برای ما که از دانشگاه وارد محیط زیست شدیم وقتی میبینیم که محیطبانان و نیروهای این سازمان با چه دشواریهایی کار میکنند، این سختیها بیشتر به چشم میآید.
این مسئول با اشاره به شعار هفته محیط زیست امسال اظهار کرد: امسال برای هفته محیط زیست شعار «محیط زیست مردمپایه و هوشمند و فناورانه» انتخاب شد. بر همین اساس نیز برنامهها و اقداماتی برای هفته محیط زیست در مازندران در نظر گرفته شد که عمدتا متکی بر ترویج فرهنگ مشارکت و تقویت فرهنگ محیط زیست هستند.
در هفته محیط زیست امسال برنامهریزی شد تا بیش از ۱۴۰ برنامه در این استان برگزار شود. فرهنگسازی، دیدار با سمنها، تقویت مشارکت و توجه به آموزش فرهنگ محیط زیست در مدارس استان بخشی از این برنامهها هستند. تفاهمنامهای با آموزش و پرورش صورت گرفته که یک ساعت در هفته محیطبان در کلاس درس حضور یابد و فرهنگ محیط زیست را ترویج دهند. قرار بر این است که با کمک فنی و حرفهای دیپلم محیطبانی هم در استان ارائه شود تا برای جذب محیطبان در آینده نیروهای علاقهمند متخصص و آشنا به مبانی محیط زیست داشته باشیم.
کاویان اشهار دارد که در اداره کل حفاظت محیط زیست به دنبال این هستند که فضای گفتمانی مشورت علمی را تقویت کنند که با توجه به طیف وسیع مجموعههای علمی در استان کارگروههایی تشکیل شود تا درباره بعضی موضوعات به اجماع کلی برسیم. دنیا به این سمت رفت که محیط زیست، دستگاهی اجرایی با مدیریت علمی است، اما زیرساختها باید فراهم باشد تا دستگاههای مختلف را همسو کنیم.
راهبرد دیگر تقویت سمنهاست؛ در گفتههای کاویان به این نکته این چنین اشاره شد: دوستانی که طی سالهای اخیر با هم ارتباط کاری داشتیم میدانند به سمنها اعتقاد دارم. اما واقعیت این است که سنگ بنای سمنها در کشور ما از ابتدا درست بنا نهاده نشد. هرچند سازمان حفاظت محیط زیست یکی از معاونتها را به این بخش اختصاص داد، اما در این بخش ساختار تشکیلاتی سازمان باید تغییر کند. چون خیلی قدرت اجرایی ندارد. سازمان حافظت از محیط زیست استان با توجه به وضعیت موجود و اولویت منطقی که باید بر افزایش دانش عموم درباره ارزش محیط زنده پیرامون و همچنین نحوه درست برخورد با هر بخشی و عنصری از این طبیعت زنده باشد، در بخش آموزش باید بیشترین اعتبار را داشته باشد، اما با نگاهی به واقعیت ارزشگذاری و بودجهبندی اخیر میبینیم که کمترین اعتبار متعلق به همین بخش است. از آن جا که این سازمان ابتدا شکاربانی بود و بر همان ساختار تقویت شد، هنوز هم بسیاری ارزشگذاریهای بایسته با توجه به واقعیتهای امروزی طبیعت و نام فعلی این سازمان نادیده گرفته میشوند؛ آموزش کمتر مورد توجه قرار گرفته و همکاری سالم و سازندهای میان عوامل این سازمان و اهالی رسانه در راستای فرهنگسازی دیده نمیشود. دیر یا زود باید با هزینههای بسیار زیادی که از جان موجودات زنده بسیاری و درختان سرسبز بسیارتری پرداخته شده، به سراغ قوانین و قواعد قدیمی این سازمان برویم و تغییری حسابشده و با در نظر گرفتن احتمالات فرداها ایجاد کنیم.


























