کلاردشت روزی روزگاری بهشت مازندران بود. از آن بهشتهای کمیاب و کمنظیر که بازارِ طنازیها و زیباییهایش رونق از باغ و گلستان میبُرد. درختان سروقد و رشیدش، سر بر آسمان داشتند و مراتعِ سرسبزش، یادآورِ بهشتِ خدا بود بر روی زمین. اما سالهاست که همه این سرسبزیها برای سبز شدنِ قارچهای سمی سیمانی (ویلاها) به […]
کلاردشت روزی روزگاری بهشت مازندران بود. از آن بهشتهای کمیاب و کمنظیر که بازارِ طنازیها و زیباییهایش رونق از باغ و گلستان میبُرد.
درختان سروقد و رشیدش، سر بر آسمان داشتند و مراتعِ سرسبزش، یادآورِ بهشتِ خدا بود بر روی زمین.
اما سالهاست که همه این سرسبزیها برای سبز شدنِ قارچهای سمی سیمانی (ویلاها) به زردی گراییده و از کلاردشت؛ بهشتِ آن روزها جز ویرانهای سبز در یادها باقی نمانده است.
ساخت و ساز بیرویه در کلاردشت اکنون سالیان سال است که ناقوس مرگ یکی از جنگلهای بینظیر دنیا را به صدا درآورده است.
از لحاظ توپوگرافی منطقه کلاردشت محدودهای است در محاصره کوه که در عین حال در ارتفاع بالایی از سطح دریا قرار دارد میتوان چنین تصور کرد که شهر کلاردشت همچون قلعهای مرتفع و محصور، پناهگاهی طبیعی و سخت گذر است و همین امر در طول تاریخ بدان موقعیتی خاص بخشیده است و آن را از مناطق دیگر متمایز ساخته است، به طور کلی کلاردشت دشتی بر فراز کوههاست.
اما این کوهها مدتهای مدیدی است که با لودر در حال صاف شدن با سطح زمین است چرا که ساخت و ساز بیرویه در این مناطق باعث شده که از حال و هوای کوهستانی آن به شدت کاسته شود.
منظره بکر کلاردشت که همواره با دیدن جنگل در ذهن هر شخصی تداعی میشود هماکنون با دستکاریهای بشر تبدیل به مجتمع ویلایی شده و رنگ و بوی طبیعت در حال رخت بر بستن است.
افراد متمول از جمله کسانی هستند که با ثروت هنگفت خود در این منطقه که زمانی طبیعتش شهره عام و خاص بود ضربات فراوانی به آن وارد کردهاند و هماکنون منظره اصلی کلاردشت به جای درخت و کوههای سر به فلک کشیده تبدیل به ویلاهایی شده که اگر هوا و هوس دارندگان ثروت نبود در سایه عدم نظارت مسوولان، این ساخت و سازها انجام نمیشد.
دکتر حسن کریمیان در این باره طی یادداشتی نوشته است:« كلاردشت، امروزه به كلكسيونى از بناهايى تبديل گشته كه به سبكهاى مختلف احداث و با تمام وجود در مقابل معمارى هزاران ساله بوميان صف آرايى كرده اند. بدون ترديد اين صف آرايى نمايشگر نوعى تقابل فرهنگى بوميان با فرهنگ وارداتى است كه بخشى از آن در اثر معمارى شان متجلى گشته است. در اين منطقه صف آرايى طبقات اجتماعى نيز پررنگ تر از ساير نقاط كشور قابل رؤيت است از يك سو، گروهى كه با نقشه قبلى هكتارها زمين كشاورزى را به ثمن بخس خريدارى نموده و گاه تنها با احداث بارويى بر گردشان آنها را سالها باير رها ساخته و تنها با روشن كردن تعدادى لامپ در گوشه و كنار محدوده محصور شده نام «شهرك» را بر آن نهاده اند. از سوى ديگر كشاورزان و دامداران بومى كه بدون آگاهى از نيت سوء از راه رسيدگان، خاك آبا و اجدادى خود را فروخته و اينك در خدمت اربابان و ملاكين جديد به مشاغلى چون كارگرى و سرايدارى اشتغال دارند. البته ساير مشاغل نيز غالباً بر محور ساخت و ساز، فروش مصالح معمارى و يا خريد و فروش املاك و اراضى استوار است. شرح گرفتاريهاى روزافزونى كه به واسطه دگرگونى هاى ناگهانى اوضاع اجتماعى و اقتصادى منطقه بر دستگاههاى اجرايى و قضايى تحميل گشته را به مقامات ذيربط وا مى گذارم. توسعه مهار نشده ساخت و ساز در كلاردشت نه تنها معضلات عديده اجتماعى و اقتصادى را به ارمغان آورده، بلكه فرهنگ و تمدن هزاران ساله منطقه را نيز دستخوش تخريب وغارت نموده است. به منظور تبيين پيشينه غنى فرهنگى منطقه، نه گنجينه زرين كلاردشت، بلكه شهر باستانى كلار را به شهادت مىگيريم.
شهرى كه در بستر تاريخ چندهزار ساله سكونت در دشتى غنى شكل يافته و براى دهها قرن نقش كليدى را در عرصههاى مبادلات سياسى و فرهنگى تمدنهاى دامنه شمالى البرز و فلات مركزى آن عهده دار بوده است.
اينك، مىتوان اذعان نمود كه اين شهر باستانى (تپه كلار) تنهاتر از هر زمان در معرض تهديد سودجويان است، تنهاست.
سال ۹۸ بود که فرماندار وقتِ کلاردشت، اعلام کرد که ساخت و ساز غیرمجاز در کلاردشت به صفر رسید.
اما از آن زمان تا به امروز، همچنان ساخت و سازها در این منطقه ادامه داشته و دارد.
چنانچه همین روز گذشته، مدیر جهاد کشاورزی کلاردشت از قلع و قمع ۳ واحد ویلایی در اراضی کشاورزی این شهرستان خبر داد.
عباس درزی نیا مدیر جهاد کشاورزی کلاردشت در این باره گفت: به دنبال صدور حکم قطعی قلع و قمع از سوی مرجع قضایی و به دستور دادستان شهرستان کلاردشت، سه واحد ویلایی و یک دیوارکشی غیرمجاز در اراضی زراعی روستای کلنو این شهرستان قلع و قمع شد.
او افزود: این قلع و قمع با حضور اکیپ اجرای احکام قضایی شامل نماینده دادستان، کارشنان این مدیریت، نیروی انتظامی و شهرداری انجام شد.
درزی نیا گفت: با توجه به هماهنگی بسیار خوب مرجع قضایی، فرمانداری، بخشداری، شهرداری و مدیریت جهاد کشاورزی این شهرستان طی برنامهریزی انجام شده در روزهای آتی ضمن رعایت موازین قانونی، برخورد شدید و بدون ملاحظه با مصادیق تغییر کاربری غیرمجاز در کلاردشت را شاهد خواهیم بود.
او افزود: مالکین اراضی کشاورزی قبل از هرگونه اقدام برای خرید و فروش و یا ساخت و ساز اراضی خود نسبت به اخذ مشاوره و دریافت مجوزهای قانونی لازم از مراجع ذیربط اقدام کنند در غیر این صورت اقدام قانونی انجام خواهد شد.
حالا گویا برای همه عادی است که از نوک بلندترین تپهها تا دل جنگل ردیف ردیف ساختمان بروید.
برای نمونه، جادهای که مرزن آباد را به کلاردشت میرساند، دیگر آن جاده سابق نیست؛ زمانی نه چندان دور تا نزدیکی کلاردشت منظره یکدست تپهها و دامنههای سرسبز بود و میشد سایه ابرها را روی کوه دنبال کرد. حالا تا چشم کار میکند ساختمان است و میشود حرکت ابرها را روی ساختمانها دید و هر لحظه با حسرت گفت افسوس که دیگر کوه و جنگلی برای خوردن نمانده. اگر هم قطعهای میان ویلاها مانده باشد، میشود دیوارهای بلوک سیمانی کوتاهی را دور تا دورش دید که دامنه کوه را قطعه بندی کرده است تا در آینده دیگر هیچ رنگی از سبزی در کلاردشت پیدا نشود.
هوای خنک کلاردشت در همین فصل تابستان، پناهگاهی برای مردم خسته از گرماست، هوایی که هم بزرگترین مزیت برای این شهر است و هم دلیل نابودی آن. البته مقصر دانستن هوا در تخریب کلاردشت شاید نوعی شوخی باشد چون مهم ترین مسأله در تخریب و تغییر کاربری اراضی این شهر خوش آب و هوا، ضعف و فساد در مدیریت است.
دکتر کوروش برارپور فعال اجتماعی کلاردشت که سالهاست در زمینه تخریب محیط زیست و واگذاری بیحساب جنگلها و مراتع در این شهر فعال است میگوید:«اوایل دهه ۹۰ بنیاد مسکن با همکاری وزارت جهاد کشاورزی و شورای محل و بخشداری و اداره ثبت اسناد، کل روستاها را نقشهبرداری کرد و دقیق نشان دادند کجا درون بافت است و کجا نیست اما به صورت من درآوردی و بدون کار کارشناسی دقیق. یعنی زمینی که کاربری کشاورزی نداشته، مجوز کشاورزی گرفته یا برعکس که نمونههای آن اینجا زیاد است و شخصاً در جریان موارد متعددی هستم.»
برارپور میگوید:«هدف از تغییر کاربری کشاورزی چیست؟ که من بروم یک مبلغ کلان بدهم تا به ارزش زمینم اضافه کنم؟ مصوبه مجلس در سال ۷۴ میگوید به هیچ وجه تغییر کاربری ممکن نیست. اما شما میتوانی خلاف بسازی و بعد در کمیسیون ماده ۱۰۰ خلافی بدهی و تمام. چون آقایان میگویند نمیشود خانه را خراب کرد؛ این یعنی فساد.»
کلاردشت، اکنون از روزهای اوجش بسیار فاصله گرفته و دیگر از آن بهشتِ زیبای دلربا چیزی باقی نمانده است، به گونهای که شنیدهها و دیدهها حکایت از آن دارد که حتی برخی از ویلادارها، ویلاهای خود را گذاشته و رفتهاند و این یعنی، آش آنقدر شور شده که حتی آشپز هم از خوردنش اکراه دارد!
البته این فقط کلاردشت نیست که نقاشی خدایگونهاش زیرِ سُمِ ستوران سیمانی لگدکوب شده است، این روزها کمتر منطقهای را در مازندران میتوانید بیابید که از گزندِ قارچهای سمی سیمانی (ویلاها) در امان مانده باشند.


























