کارشناسانِ مدیریت منابع آب و محیط زیست معتقدند از جمله عوامل اصلی وقوعِ سیل به ویژه در استانهای شمالی، عدم مدیریت آبخیز است. آبخیز واحدی هیدرولوژیک است که به عنوان واحد فیزیکی، بیولوژیکی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای طراحی و مدیریت منابع طبیعی (آب، خاک، پوشش گیاهی) پذیرفته شده است. به عبارت دیگر آبخیز منطقهای […]
کارشناسانِ مدیریت منابع آب و محیط زیست معتقدند از جمله عوامل اصلی وقوعِ سیل به ویژه در استانهای شمالی، عدم مدیریت آبخیز است.
آبخیز واحدی هیدرولوژیک است که به عنوان واحد فیزیکی، بیولوژیکی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای طراحی و مدیریت منابع طبیعی (آب، خاک، پوشش گیاهی) پذیرفته شده است.
به عبارت دیگر آبخیز منطقهای توپوگرافی است که توسط یک سیستم رودخانه زهکشی میشود.
یک کارشناس علوم مهندسی آب و سازههای هیدرولیکی معتقد است: هرچند الگوی بارشی تغییر کرده و در فصول گرم سال وقوع سیل مشاهده میشود اما با مدیریت درست آبخیز میتوان بارشها را به گونهای کنترل و مهار کرد تا ضریب نفوذ جریانات آبی به داخل زمین افزایش یابد و به تقویت سفرههای آب زیرزمینی کمک کند.
بابک مومنی عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه پیام نور مازندران اظهار کرد: نوع الگوی بارشهای منطقه شمال کشور تغییر کرده است و جریانات سیلابی امروزه متاسفانه حداقل فایده را برای ما خواهند داشت.
مومنی گفت: هر چقدر که بگوییم مدیریت چندان قوی و موثری برای حفظ و حراست جریانات سطحی وجود ندارد با این حال به طور طبیعی نفوذ این جریانها میتواند به تقویت سفرههای آب زیرزمینی کمک کند اما در منطقه شمال کشور با فلات مرکزی تفاوتهایی وجود دارد.
وی تصریح کرد: با توجه به اینکه فاصله بین دریا و کوه در باریکه استانهای شمالی کم است، جریانات سطحی رخ داده چه به صورت سیل یا روان آب، اگر مدیریت درستی نشوند و برای نگهداشت آن در حوزه سخت افزاری و نرم افزاری که در مدیریت آبخیز تعریف میشود اتفاقی رخ ندهد، معمولا این جریانات در کنار خساراتی که بر جای میگذارند مستقیما وارد دریا و از دسترس خارج میشوند و فرصت نفوذ جریان در تامین ذخایر منابع آب زیرزمینی هم نسبتا کم میشود.
عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه پیام نور مازندران خاطرنشان کرد: در گذشته که تراکم پوشش گیاهی بالایی وجود داشت امکان بیشتری وجود داشت تا بر روی نفوذ عمقی این جریانات آبی برنامه ریزی کرد اما به دلیل تخریب بی رویه پوشش گیاهی و تغییر کاربری شدید در نواحی جنگلی و مرتعی که اتفاق افتاده این مساله نیز با تهدید جدیدی مواجهه شده است.
مومنی با اشاره به اینکه بارشهایی با مدت طولانی و شدت کم به عنوان بارش موثر قلمداد میشود افزود: اکنون عمده بارندگیها در فصول غیربارشی و گرم سال از تیپ مدیترانهای به بارشهای سیلابی تغییر کرده است.
عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه پیام نور مازندران بیان کرد: قطعا میتوان بارشهایی که سیلاب به وجود میآورند را با اقداماتی در چارچوب حوزه مدیریت آبخیز مانند ایجاد سدهای زیرزمینی، توسعه پوشش گیاهی و سایر فعالیتها، مدیریت کرد.
وی یادآور شد: بسیاری از سدهای مخزنی مانند هزار در منطقه شمال کشور که میتوانست کمکحال این موضوع باشد متاسفانه سالهای سال پیشرفت عملیاتی مناسبی ندارد و در غرب استان مازندران هم متاسفانه تدارکات خوبی جهت مدیریت بهره برداری از آب دیده نمیشود و انتقال آب به استانهای مجاور نیز در واقع تهدید مضاعف برای منطقه شمال کشور محسوب میشود.
تاختوتاز سیل در نبود پوشش گیاهی
ابوالفضل میرقاسمی، کارشناس منابع طبیعی و آبخیزداری در همین راستا گفت: افزایش سیلابها در کشور چند عامل دارد که نخستین آن، بحث گرمایش زمین و تاثیر آن بر تغییر رژیم بارندگی است.
در گذشته نزولات جوی بیشتر به صورت بارش برف بود که بهتدریج آب میشد و در خاک نفوذ میکرد، اما الان بارندگی بیشتر به شکل بارانهای سیلآسا درآمده است. از سویی، خاک نفوذپذیری محدودی دارد و اگر زمان بارندگی طولانی یا شدت آن بیشتر از نفوذپذیری خاک باشد، به تبع باران تبدیل به رواناب میشود.
وی افزود: در بالادست حوضههای آبخیز به اشکال گوناگون تخریب سرزمین وجود دارد و مراتع بهدلیل چرای بیرویه یا تغییر کاربری دچار تخریب شده است. همچنین به دلیل اینکه در این مراتع، شخم زدنها در جهت شیب بوده، مرتع تبدیل به دیمزار شده است. دیمزارها بهشدت دچار فرسایش خاک میشوند.
با این روند، پس از آسیب زمین و خروج از ظرفیت کشت، رها شده و بهدلیل نبود پوشش گیاهی، فرسایش خاک و به تبع آن فرسایش آبی، بیشتر میشود. علاوه بر این مسئله، یکی از معضلات موجود افزایش ویلاسازیها و نابودی پوشش گیاهی بر اثر تغییر کاربری است. طبیعی است زمانی که پوشش گیاهی از بین میرود، امکان ایجاد سیلاب نیز بیشتر میشود.
عملیات آبخیزداری
میرقاسمی گفت: آبخیزداری شامل عملیات مدیریتی، بیولوژیکی، بیومکانیکی و مکانیکی میشود. عملیات مدیریتی روی مدیریت اراضی کار میکند و مثلا تاکید دارد شخم زدن در جهت شیب اقدام اشتباهی است و زمین باید در خطوط تراز شخم زده شود. همچنین در این عملیات تاکید برآن است که برای تقویت پوشش گیاهی باید کودپاشی در زمان مناسب انجام شود. یا اینکه اگر در یک منطقهای مرتع تخریب شده باید آن را برای مدتی غرقاب کرد تا دام وارد این محوطه نشود و طبیعت فرصت خوداحیایی پیدا کند. عملیات بیولوژیکی نیز در جهت تقویت پوشش گیاهی است که درختان و بوتهها و گیاهان چندساله را شامل میشود.
وی ادامه داد: عملیات بیومکانیکی ترکیبی از کارهای مکانیکی و سازهای با کارهای تقویت پوشش گیاهی است. بهعنوان مثال در خطوط تراز شیاری ایجاد و آب باران در آن جمعآوری میشود. در این شیار یک بوته یا درخت میکاریم که در نهایت هم درختکاری و هم جمعآوری آب باران است اما عملیات مکانیکی بیشتر تمرکز خود را بر کنترل آبراههها توسط اقدامات سازهای میگذارد که شامل انواع و اقسام چکدمهایی میشود که در آبراههها احداث میکنیم.
این کارشناس منابع طبیعی و آبخیزداری گفت: هر بارانی که میآید، بخشی از آن نفوذ میکند، بخشی از آن تبخیر و بخش دیگر تبدیل به رواناب میشود. این رواناب ابتدا بر دامنهها حرکت میکند که جریان قشری در سطح زمین شکل میدهد.
اگر این رواناب شتاب بگیرد، باعث شسته شدن خاک میشود. خاکی که با آب ترکیب شده و تبدیل به رسوب میشود، قدرت تخریب بیشتری دارد. آبهای دامنه به جویها، نهرها و رودخانههای کوچک میریزد و جریان آبراهه ایجاد میکند. رودخانههای کوچک نیز به یکدیگر وصل میشود. هر چه آبراهه پایینتر میآید، حجم و قدرت آن بیشتر میشود.
میرقاسمی گفت: اگر میخواهیم سیل را کنترل کنیم هم باید عملیاتهای بیولوژیکی و مدیریتی بر دامنهها انجام دهیم و هم اقداماتی در آبراههها داشته باشیم. در واقع زمانی اقدامات آبخیزداری جواب میدهد که مجموعهای از این عملیاتها انجام شود.
در حال حاضر در سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، بخشهای گوناگون مرتع، جنگل، بیابان، آبخیزداری و حفاظت وجود دارد. همه این بخشها باید در یک عرصه با هم همکاری کنند تا اقدامات آبخیزداری موثر باشد.
وی اضافه کرد: کنترل سیل بهطور کلی شامل اقداماتی است که در بالادست، میاندست و پاییندست انجام میشود. اقدامات پاییندست شامل پخش سیلابها میشود.
در این مرحله باید آبی که اقدامات آبخیزداری نتوانسته مهار کند، کنترل شود. مازاد آبی که در بالادست از سدهای کنترل سیل یا سدهای کنترل رسوب گذشته، زمانی که از کوه خارج میشود و پیش از اینکه به دشت برسد، باید در مخروطافکنهها پخش شود. به این کار، پخش سیلاب یا تغذیه آبخوانها گفته میشود. نکته مثبت پخش سیلاب این است که هم جلوی خسارت سیل در پاییندست را میگیرد و هم به تغذیه آبخوانها و سفرههای آب زیرزمینی کمک میکند.
این کارشناس منابع طبیعی و آبخیزداری گفت: معمولا فعالیتهای آبخیزداری در ایران بخشینگر است و مجموعه عملیاتها را با هم پیش نمیبرند و به همین دلیل است که کمتر از آن جواب میگیریم. زمانی که یک بیمار به دکتر مراجعه میکند ممکن است دکتر کپسول، قرص، شربت و آمپول را باهم تجویز کند و اگر همه این داروها با هم مصرف نشود، بیمار هم به موقع سلامتی خود را بهدست نمیآورد.
میرقاسمی اظهار کرد: مشکل این است که در حال حاضر به جای آبخیزداری بیشتر فعالیت آبراههداری به صورت سازهای از طریق سدهای کنترل سیلاب انجام میشود، چراکه فعالیتهای سازهای سود مالی داشته و برای تبلیغات فعالیت مدیران بیشتر به چشم میآید اما عملیات احیای پوشش گیاهی در دامنهها چندان به چشم نمیآید.
تاثیرات احیای پوشش گیاهی
وی با اشاره به اینکه اگر پوشش گیاهی احیا شود، تاثیرات مثبت بسیار زیادی به جا میگذارد، گفت: احیای پوشش گیاهی به نفوذ بهتر باران کمک میکند. گیاه با ساقهها و برگهای خود جلوی برخورد قطرات باران با خاک را میگیرد.
فرسایشی به اسم فرسایش پاشمانی وجود دارد به این معنا که وقتی قطرات باران با نرمی به کلوخههای خاک میخورد بهدلیل سنگین بودن کلوخه خاک، آب نمیتواند آن را حمل کند، اما وقتی این قطره باران مثل یک موشک به خاک برخورد کند و کلوخه خاک متلاشی شود، ذرات کوچک خاک را با خود حمل میکند و با رسوب خاک در پاییندست سد مواجه میشویم. در صورت وجود پوشش گیاهی یک چتر و سپر برای خاک ایجاد میشود که جلوی برخورد مستقیم قطرات باران با کلوخههای خاک و متلاشی شدن آن را بگیرد. از سوی دیگر، این پوشش گیاهی باعث میشود بخشی از آب روی گیاه مانده و بعدا تبخیر شود. این فرآیند مانع از بروز سیلاب خواهد شد. بهعلاوه اینکه، ریشه گیاه باعث نفوذ آب در دل خاک شده و ساقه گیاهان مانع سرعت گرفتن آب میشود. در صورتی که نبود پوشش گیاهی در یک دامنه آب با سرعت جاری شده و فرسایش ایجاد میکند.
میرقاسمی اضافه کرد: بهعبارتی اقدامات بیولوژیک و احیای پوشش گیاهی چندمنظوره است؛ هم جلوی فرسایش خاک را میگیرد و هم به کنترل سیل کمک میکند. علاوه بر اینموارد، هم رطوبت خاک اضافه میشود و هم با تقویت پوشش گیاهی معیشت دامداران پایدارتر و بهتر خواهد شد.
از سوی دیگر، پوشش گیاهی باعث ترسیب کربن و جلوگیری از گرمایش زمین میشود. زمانی که گیاه فتوسنتز میکند، دیاکسید کربن را از اتمسفر میگیرد و اکسیژن میدهد. علاوه بر این، با احیای پوشش گیاهی یک منطقه میتوانیم به زیبایی یک منطقه کمک کرده و گردشگری را رونق ببخشیم. با وجود همه مزیتهای احیای پوشش گیاهی، تنها به آبراههداری بسنده کردهایم و این در حالی است که تجربه ثابت کرده کار سازهای به تنهایی جواب نمیدهد.
کاهش ۷۰ درصدی خسارتها با آبخیزداری
پرویز گرشاسبی، معاون آبخیزداری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور نیز در تازهترین اظهارات خود بیان کرد: در ۶۰ سال گذشته عملیات آبخیزداری در بهترین شرایط در سطحی معادل ۳۳ میلیون هکتار از ۱۲۵ میلیون هکتار حوضههای آبخیز انجام شده که نشاندهنده سرعت کم و گستردگی پایین اجرای عملیات آبخیزداری در کشور است.
عمدهترین دلیل فعالیت پایین آبخیزداری در کشور کمبود منابع مالی برای حفظ و احیای آبخیزهاست. با این همه، براساس تحلیلهای انجامشده در هر حوضهای که عملیات آبخیزداری انجامشده، خطرات و خسارات سیل تا ۷۰ درصد کاهش پیدا کرده؛ بنابراین اگر عملیات آبخیزداری در کشور توسعه پیدا کند، نقش بسیار مهمی در احیای حوضههای آبخیز خواهد داشت.
گرشاسبی گفت: تحلیلهای ما نشان میدهد بارشهای دو هفته اخیر بیسابقه بوده و در فصل غیرقابل وقوع اتفاق افتاده است. شاید در اکثر ایستگاههای حوضهها چنین بارشهایی تا کنون نداشتهایم.
عملیات آبخیزداری تابعی از میزان بارش، حجم بارش، سرعت بارش و زمان بارش است. ما از سازمان هواشناسی خواستهایم تا این بارندگیها را تحلیل کند تا بفهمیم چقدر این بارشها در این فصل سابقه داشته و آیا در آینده تکرار خواهد شد؟ پس از دریافت این اطلاعات نیازمند این هستیم که یک بازطراحی در طرحهای آبخیزداری و طرحهای آبی کشور انجام دهیم.
معاون آبخیزداری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور افزود: در دو هفته اخیر با بارشهایی روبهرو بودیم که دبیهای آن و رسوباتی که به همراه داشته شکل بارندگیهای جدیدی را نشان میدهد و آبخیزداری نسبت به آن نیازمند برنامهریزی ویژهای است. سازمان منابع طبیعی براساس تحلیل آماری ۴۰ سالهای که بر بارشها داشته، توانسته اقدامات آبخیزداری در سطح حوضههای آبخیز را توسعه دهد.


























