به تازگی مجله آمریکایی تایم در گزارشی اعلام کرد که براساس نتايج یک مطالعه بر روى جوانان و نوجوانان مشخص شد که اینستاگرام بدترین شبکه اجتماعی از لحاظ تاثیرات منفی بر روی سلامت روان جوانان است. طبق این تحقیق کاربران این شبکه اجتماعی ۶۳٪ بیشتر از کاربران دیگر شبکههای اجتماعی احساس بدبختی میکنند. وقتی اینستاگرام […]
به تازگی مجله آمریکایی تایم در گزارشی اعلام کرد که براساس نتايج یک مطالعه بر روى جوانان و نوجوانان مشخص شد که اینستاگرام بدترین شبکه اجتماعی از لحاظ تاثیرات منفی بر روی سلامت روان جوانان است.
طبق این تحقیق کاربران این شبکه اجتماعی ۶۳٪ بیشتر از کاربران دیگر شبکههای اجتماعی احساس بدبختی میکنند.
وقتی اینستاگرام تاسیس شد، دوربین گوشیها نامرغوب بود وعکسهای منتشر شده جذاب نبودند.
به این ترتیب اینستاگرام فیلترهایی درست کرد تا کاربرها بتوانند عکسهایشان را بهتر از آنچه که هست نشان دهند. غافل از اینکه همین قابلیت، سالها بعد باعث افسردگی، ازخودبیزاری و احساس بدبختی در آدمهای زیادی خواهد شد.
سارا فرایر کتابی نوشته است با عنوان «بدون فیلتر، داستان اینستاگرام».
فرایر در این کتاب مینویسد:«اینستاگرام با ارائه مداوم عکسهایی از زندگیها و سرگرمیهای بصری جذاب، مردم را وادار میکند زندگیشان را طوری پیش ببرند که شایستهی عکس گرفتن و پست کردن باشد.»
برای تعداد زیادی از کاربرها و متخصصهای سلامت روان، همین اشتیاق و همین مثبت بودن اینستاگرام دقیقا یک مشکل بزرگ محسوب میشود.
تاکید بیوقفه بر ترویج سبک زندگی عالی و «من حالم خیلی خوبه و داره بهم خوش میگذره» گرچه در نگاه اول امری لازم و مثبت به نظر میرسد اما در ادامه خواهیم دانست که همین امر چقدر در تقویت حسِ کاذبِ بدبختی در انسانها نقش دارد.
اگر بپذیریم که توییتر کانون ناشناسهای آزارگر است که مدام دیگر کاربران رو مورد اذیت و آزار لفظی قرار میدهند و در عین حال، فیسبوک نیز جایی است که هیجان خاصی تولید نمیکند اما اینستاگرام دوستانهترین شبکهی اجتماعی به نظر میرسد که روش اصلی تعامل در آن، دوبار ضربه زدن به یک عکس یا ویدیو برای لایک کردن است.
جایی که سگها و گربههای معروف حسابهایی با چند میلیون دنبالکننده دارند.
این شبکهی اجتماعی کاربرهایش را تشویق میکند که عکسهایی خوشبینانه و جذاب به اشتراک بگذارند. اگر فیس بوک نشان میدهد که همه کسلکنندهاند، توییتر ثابت میکند که همه افتضاحاند، اینستاگرام این نگرانی را به وجود میآورد که همه کاملاند جز شما.
آنطور که تحلیلگر گاردین در سال ۲۰۱۷ نوشته است، انجمن سلطنتی بهداشت عمومی (RSPH) – موسسهی خیریهی مستقلی که تلاش میکند سطح رفاه مردم را ارتقا دهد- یک نظرسنجی در کل بریتانیا از آدمهای ۱۴ تا ۲۴ ساله انجام داد و از آنها در مورد پنج پلتفرم بزرگ رسانههای اجتماعی پرسید: توییتر، فیس بوک، یوتیوب، اسنپ چت و اینستاگرام. کاربران رتبهبندی کردند که چطور استفاده از پلتفرمها بر همه چیز، از کیفیت خواب گرفته تا «ترس از دست دادن» تأثیرگذار است. در این نظرسنجی اینستاگرام در رتبهی آخر ایستاد و بهخصوص به دلیل تاثیرش بر خواب، تصویر بدن و «ترس از دست دادن» امتیاز بدی گرفت.
فقط اسنپ چت از نظر منفی بودن به آن نزدیک شد که با تاثیر مثبت بیشتر بر روابط دنیای واقعی نجات پیدا کرد، در حالی که یوتوب تقریباً در همهی معیارها امتیاز مثبت گرفت – به جز تأثیرش بر روی خواب که درهمهی پلتفرمها بدترین بود.
در ظاهر اینستاگرام میتواند بسیار دوستانه به نظر برسد ولی این اسکرول (مرورکردن) بیپایانِ پستها بدون تعامل به تاثیر مثبت بر سلامت روان نمیانجامد.
شما هیچ کنترلی بر آنچه میبینید ندارید و بیشتر عکسهایی از جلوی چشماتون میگذرد که ادعا میکنند واقعیت را به شما نشان میدهند اما با واقعیت فاصلهی زیادی دارند. شما عکس خانههای پر نور و درخشان، میزهای مملو از غذاها و خوراکیهای پررنگ و لعاب، سفرهای پرتجمل به مناطق بکر، صورتهای زیبا و بینقص، اندام استاندارد را میبینید و مدام در حال مقایسهی آن عکسها با زندگی خودتان هستید و ناخودآگاه سرخورده و مضطرب میشوید چون نمیتوانید به آن زندگی، آن شکل و قیافه و اندام برسید.
تقریبا هر کاربری هم به این شعلههای آتش، سوخت جدیدی اضافه میکند. این شبکهی اجتماعی از یک محیط دوستانه که مردم در درون آن بیشتر تصویر غذا منتشر میکردهاند به یک پلتفرم رقابتی تبدیل شده است که همه زندگیشان را فیلتر میکنند تا آن چیزی را به شکلی نشان بدهند که وجود ندارد یا فقط برای لحظاتی وجود دارد و بعد محو میشود. چون هیچ کس همیشه خوب به نظر نمیرسد، هیچکس همیشه خوشحال نیست و این مسالهای است که ما در زمانِ تماشای پستها به کلی از یاد میبریم و به این ترتیب، وقتی میبینیم همه زندگیشان عالی ست جز ما، ناراحت میشویم. ولی ما هم سعی میکنیم بهترین جنبهی زندگی خودمان را به آنان نشان دهیم تا جبران مافات کرده باشیم.
همچنین بر اساس گزارش وال استریت ژورنال که در ماههای اخیر (۲۰۲۱) منتشر شده است، اسناد جدید نشان میدهد که فیس بوک با جزئیات دقیق میداند که اپلیکیشن اینستاگراماش برای بسیاری از دختران نوجوان چقدر مضر است و اینکه این شبکهی اجتماعی باعث میشود که یک دختر نوجوان از بدن خودش بدش بیاید.
برپایهی این گزارش، فشار برای بینقص به نظر رسیدن، تمایل به اشتراکگذاری مثبتترین و شیکترین بخشهای زندگی یک نفر و ماهیت اعتیادآور این شبکهی اجتماعی میتواند نوجوانان را به سمت اختلالاتِ خوردن، احساس ناسالم نسبت به بدن خود و افسردگی سوق بدهد. البته پسرها هم از این امر مستثنا نیستند و تحت تاثیر اینستاگرام قرار گرفته و گزارشها نشان میدهد که اینستاگرام باعث شده تا پسرها نیز به میزان ۱۴ درصد احساس بدتری نسبت به خودشان داشته باشند و نگرانکنندهترین بخش این گزارش اینکه در بین نوجوانهایی که افکار خودکشی گزارش کرده بودند، ۱۳ درصد از کاربران بریتانیایی و ۶ درصد از کاربران آمریکایی تمایل به خودکشی را در اینستاگرام دنبال کرده بودند.
وقتی شکاف بین کسی که هستید و کسی که میخواهید باشید زیاد است، آن موقع است که ناراحتی روانی واقعاً شروع میشود. اینستاگرام این فکر را تقویت میکند که شادی و توانایی ما برای دوست داشته شدن به چیزهای بیرونی بستگی دارد؛ برای دخترها ظاهر و برای پسرها موفقیت مالی.
بچهها ممکن است در وقت تعامل با رسانههای اجتماعی چیزهای نگران کنندهای ببینند اما از در میان گذاشتن با والدینشان اجتناب کنند چون میترسند که والدین استفاده از شبکههای اجتماعی را برای آنها ممنوع کنند اما این عدم افشا میتواند نظارت موثر بر بخش قابل توجهی از زندگی اجتماعی بچهها را برای والدین سخت کند. کارشناسها میگویند که والدین به جای منع کردن فرزندانشان برای استفاده، میتوانند با بازنگه داشتن خطوط ارتباطی و نشان دادن علاقه واقعی به دنیای دیجیتال، تا حدی این خطر را کم کنند.
به طور مثال میشود از بچهها پرسید چه کسی را فالو میکنند؟ وقتی آنلاین میشوند چه احساسی دارند یا در مورد نحوهی استفاده از شبکههای اجتماعی راهنماییشان کنند. این کمک میکند تا تعامل دوطرفهای میان فرزندان و والدین شکل بگیرد.
مهم این است که والدین به بچهها تفکر انتقادی را یاد بدهند و آگاهشان کنند که شرکتها و اینفلوئنسرها (افراد تاثیرگذار در شبکههای اجتماعی) چطور از راه جذب کردن آنها پول درمیآورند و آدمها در اینستاگرام چطور تلاش میکنند تا زندگی ایدهآل خود را به جای زندگی واقعی در قالب تصاویر پست کنند.
به طور عمومی شبکههای اجتماعی کاربران را در معرض تنش روانی می گذارد و باعث می شود،
آنها تصور کنند تصویر بدنی بدی دارند (خود بدشکل بینی)، در ضمن آنها را دچار هراس و اضطراب جدایی می کند.
نتایج یک آزمایش که توسط پنج دانشمند علوم انسانی در سال ۲۰۱۴ انجام شد نشان داد که فیسبوک باعث می شود که بخشی از مغز که مسئول
ریسکهای خطرناک است فعالتر شود. در نتیجه تحریک این قسمت از مغز رفتارهایی مثل قمار و سوء مصرف مواد نمایان میشود.
افزون بر این، نتایج یک نظرسنجی که روی گروهی متشکل از ۵،۲۰۸ آمریکایی بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ انجام شد نشان داد که افزایش فعالیت در فیسبوک مساوی است با کاهش سلامت روان در سالهای آتی.
یک راه حل واضح برای حل مشکل این است که زمان حضور در شبکههای اجتماعی را کاهش دهید. حتی کاربران بیشتر وسواسی نیز باید قادر به انجام این کار باشند. مطالعات اعصاب شناختی در خصوص فیسبوک نشان می دهد که این شبکه اجتماعی حتی توانایی شناختی افراد را نیز مختل
می کند و در نتیجه آنان را راحت تر به سمت مواد مخدر یا قمار سوق میدهد. دادههای یک برنامه ردیابی فعالیتها موسوم بهMomenT ، نشان
می دهد که ممکن است مصرف کنندگان رسانه های محتوا محور دچار اختلالاتی جدی شوند.
بیش از ۶۰ درصد از کاربران اینستاگرام در خصوص این نظر سنجی ها اعلام کرده اند که بدبخت هستند، این یعنی اینستاگرام نقش تخریبی بالاتری نسبت به سایر شبکه های اجتماعی دارد. کاربران اینستاگرام که احساس بدبختی می کنند به طور میانگین تقریبا یک ساعت از روز را دراین برنامه صرف می کنند. ۳۷٪ از کاربران اینستاگرام که گفته اند احساس خوشحالی می کنند به طور متوسط فقط بیش از نصف ساعت را در اینستاگرام صرف می کنند.
بنابراین، آنچه باید در رابطه با استفاده از شبکههای اجتماعی به ویژه اینستاگرام فارغ از هر سن و سالی مورد توجه قرار گیرد این نکته است که اولا ساعاتِ تعامل با این شبکه اجتماعی به حداقل ممکن برسد و ثانیا، در زمانِ استفاده از این شبکه اجتماعی و تماشای پستها، یادمان باشد آنچه میبینیم تمامِ حقیقتِ زندگی سایر کاربران نیست و تنها برشهایی دلخواه و جذاب از زندگیشان است که به انتخاب خودشان بر روی صفحه اینستاگرامشان نقش بسته است.


























