این روزها در بسیاری از روستاهای مازندران به‌ویژه در شرق مازندران و همچنین مناطق وسیعی از گلستان و استان گیلان، شالی‌کاران یک نگرانی دارند و آن تأمین آب برای بوته‌های شالی برای یک روز دیگر است تا شاید فردا باران ببارد و آسمان بر زمین، بخیل نشود و ابر رحمت، دشت‌های تشنه را سیراب کند […]

این روزها در بسیاری از روستاهای مازندران به‌ویژه در شرق مازندران و همچنین مناطق وسیعی از گلستان و استان گیلان، شالی‌کاران یک نگرانی دارند و آن تأمین آب برای بوته‌های شالی برای یک روز دیگر است تا شاید فردا باران ببارد و آسمان بر زمین، بخیل نشود و ابر رحمت، دشت‌های تشنه را سیراب کند اما همیشه میان آرزو و واقعیت، فاصله وجود دارد.
این روزها شالیزارها تقریباً ۷۰ درصد از عمر خود را با ترس و هراس سپری کرده‌اند و در برخی مناطق حتی به «درو و برداشت» نزدیک شده‌اند و در چنین شرایطی، قطعی آب برای این اراضی کشاورزی، خسارت بزرگی بر روی دست شالی‌کاران می‌گذارد، کشاورزان زحمت‌کشی که تا امروز و در میانه گرانی نهاده‌های کشاورزی، سموم دفع آفات و نرخ کارگران روزمزد، با هزینه بسیار کار را تا اینجا جلو بردند.
البته این نگرانی در برخی مناطق از این سه استان، منحصر به آب کشاورزی نیست و آب شرب را هم در بر گرفته است اما مشکل کمبود و فقدان آب شرب را می‌شود با یک بطری آب معدنی تدبیر کرد اما شالیزار و بوته غرق‌آبی برنج و احتمال نابودی آن در برابر این آفتاب تیز و آسمان بدون ابر وضعیتی متفاوت دارد و خطری در کمین محسوب می‌شود.
همچنین مشکل تنها محدود به آب نیست که کمبود برق نیز در کمین مردم است به‎ویژه این‎که در چنین وضعیتی، شهروندان به دستگاه‌های خنک‌کننده برقی پناه می‌آورند و همین موضوع، بار اضافی بر شبکه توزیع وارد می‌کند و قطع برق در شبکه و گاه تخریب بخش‌هایی از شبکه توزیع را سبب می‌شود.
کارشناس هواشناسی گفت: عبور دمای هوای شهرهای گلستان از ۴۰ درجه در میانه‌های تیر و احتمال تداوم گرما تا ماه مرداد همراه با افزایش چند برابری مصرف برق، پیام‌آور روزهای سخت و دشوار تامین این انرژی به خصوص برای مصارف خانگی و جلوگیری از قطعی است.
قرار گرفتن در چنین وضعیتی بی‌سابقه بود وضعیتی که مازندران، گیلان و گلستان در معرض گرمایی طاقت‌فرسا باشند و کشاورزی در این خطه با بی‌آبی تهدید شود و پای ریزگرد که از مشخصه‌های استان‌هایی گرم و خشک چون سیستان و بلوچستان بود به استان گلستان برسد. تدبیر این مشکلات بدون مشارکت مردم ناممکن است و مشارکت مردم نیز با افزایش آگاهی عمومی شکل خواهد گرفت و مدیران، نمایندگان، سمن‌ها، رسانه‌ها و شخصیت‌های برجسته اجتماعی همه باید از تریبون‌هایی که در دست دارند بهره ببرند و مردم را از عمق فاجعه‌ای که در پیش است آگاه کنند و وظیفه و مسئولیت اجتماعی مردم را به آنان یادآور شوند، مسئولیتی که تمرکز آن باید بر «مدیریت مصرف» باشد. مدیران به‌ویژه فرمانداران لازم است در این زمینه با مردم و نمایندگان گروه‌های مختلف اجتماعی ارتباط مفید و موثر داشته باشند و از همه مردم بخواهند در این مدیریت مصرف، مشارکت کنند. شرایطی که در سه استان و البته همه کشور پیش آمد شرایطی خاص است و لازم است همه شهروندان در جریان جزییات ماجرا باشند تا مشکل با همکاری مردم، مدیریت شود و از تحمیل آسیب بیشتر به جامعه خودداری گردد.