زلزله دو شب گذشته در مازندران گرچه در رده زلزلههای مرگبار و فجیع قرار نمیگیرد اما هشداری است برای مسوولان و مقامات استانی که مسائلی نظیرِ مقاوم سازی و نوسازی بافت فرسوده را جدیتر بگیرند. زلزله شامگاهِ سه شنبه ۲۷ دی ماه سال ۱۴۰۱ که در شهرهای ساری، نکا، بهشهر، قائمشهر و بابل احساس شد، […]
زلزله دو شب گذشته در مازندران گرچه در رده زلزلههای مرگبار و فجیع قرار نمیگیرد اما هشداری است برای مسوولان و مقامات استانی که مسائلی نظیرِ مقاوم سازی و نوسازی بافت فرسوده را جدیتر بگیرند.
زلزله شامگاهِ سه شنبه ۲۷ دی ماه سال ۱۴۰۱ که در شهرهای ساری، نکا، بهشهر، قائمشهر و بابل احساس شد، تنها به بزرگایِ ۴٫۲ ریشتر بود اما شدت زلزله چنان بود که برخی از مردم را روانه خیابان کرد.
بر اساس اعلام مرکز زلزله نگاری دانشگاه تهران، کانون این زلزله نسبتاً شدید در روستای ماچک پشت شهرستان جویبار بوده و در عمق کانونی ۲۳ کیلومتری زمین به وقوع پیوست و به جز چند مورد مصدومیت ساده و یک زخمی که به شکل سرپایی مداوا شدند و نیز وارد آمدن چند خسارت بسیار جزئی به تعدادی از خانههای مسکونی روستایی، خوشبختانه خسارت و تلفاتی در بر نداشت.
باور اشتباهی در میان مردمان شمال کشور از جمله مازنیها وجود دارد. آنها تصور میکنند که به دلیلِ همجواری با دریای مازندران (نزدیکی به آب)، خطر زلزلههای بسیار شدید و فاجعهبار آنها را تهدید نمیکند و این در حالی است که براساس پژوهشها و گزارشهای دانشگاهی و نظر کارشناسان و متخصصان امر، از قضا مازندران بر روی پنج گسل فعال منطقه قرار دارد که اگر هریک از آنها به طور جدی در جای خود تکان بخورد، حتی احتمالِ زمین لغزش در مناطق کوهستانی و سونامی در شهرهای ساحلی به دلیل نزدیکی به دریا وجود دارد.
یک عضو هیات علمی پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله در این باره میگوید: لرزهخیزی مازندران بیشتر تحت تاثیر گسل «البرز شمالی» و گسل «مازندران» در بخشهای مرکزی «نور» و «بلده» و گسل «شمال البرز مرکزی» و همچنین گسل «بهشهر» و قطعه شرقی گسل «البرز شمالی» در بخشهای شرقی البرز مرکزی است.
به گفته زارع بر این اساس مهمترین مناطق با پتانسیل خطر بالای رخداد یک زمینلرزه بزرگ در مازندران عبارتند از مناطق مرکزی و تلاقی گسلهای «بهشهر» و «مازندران» در جنوب «ساری» و «بابل» و منطقه مرکزی «البرز مرکزی» که پتانسیل رخداد زمینلرزه با بزرگای ۷٫۵ در آنها بر پایه زمینلرزههای تاریخی و شواهد گسلش و ریخت زمینساختی سطحی وجود دارد. عضو هیات علمی پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله با اشاره به زلزلههای البرز مرکزی، توضیح داد: مهمترین گسلهای لرزهزا در منطقه البرز مرکزی شامل گسلهای «شمال البرز»، گسل «خزر» (مازندران)، گسل «لاریجان»، گسل «لار»، گسل «مشا»، گسل «کندوان» و گسل «بلده» میشود.
گسل خزر ۶۰۰ کیلومتر از وسعت استانهای شمالی را در برگرفته این در حالی است که به عقیده کارشناسان این گسل در طول دوران فعالیت خود زمینلرزههای بزرگی با مقیاس ۷ ریشتر و بالاتر را در کارنامه خود دارد.
مازندران با مساحتی بالغ بر ۲۳ هزار کیلومتر بر روی دو گسل اصلی به نامهای خزر و شمال البرز قرار دارد که بیش از ۷۵ درصد از مساحت این استان را در برمیگیرد و گسل خزر از گسلهای وسیع زیرپوست مازندران است که در لبه شمالی البرز قرارگرفته و مرز البرز با دشت کاسپین را تشکیل میدهد و در رامسر با گسلهای دیگر استان تلاقی پیدا میکند.
این گسل که زمینلرزههای مهیبی را در طول فعالیت خود به ثبت رسانده در سایت تاریخی هفتهزارساله گوهرتپه، منطقه سنگچال، بابل و آمل ویرانههایی را از خود بر جای گذاشته است.
ياسر جعفريان عضو هيات علمي پژوهشگاه زلزله شناسي و مهندسي زلزله ايران نیز در این باره با بیان اینکه شهرهاي ساري، بهشهر، بابل، چالوس و جنوب شهر آمل بيش از ساير شهرهاي مازندران در معرض خطر زلزله قرار دارند و بايد مسوولان شهري خطر زلزله را براي تمامی مناطق به خصوص شهرهاي پرخطر جدي بگيرند، میگوید:« با توجه به استقرار ساری در فاصله ۳۷ كيلومتري با گسل خزر و ۳٫۵ كيلومتري با گسل شمال البرز این شهر بايد زلزله را در بيخ گوشش احساس كند.»
وقوع سونامی ناممکن نیست
دانشیار پژوهشکده علوم زمین که تحصیلات علمی خود را در کشورهای فرانسه و انگلستان در خصوص زمینلرزه طی کرده است درباره پیشروی گسل خزر در دریای مازندران گفت: این گسل در بخش باختری به داخل دریا پیشروی کرده و شاخههایی از آن در بستر دریاست.
وی به انجام پژوهشهایی در منطقه دریا اشاره کرد و افزود: در بستر دریا گسیختهایی مربوط به زمینلرزه را بهخوبی میتوان مشاهده کرد.
نظری، وقوع سونامی در زمان زمینلرزههای بزرگ گسل خزر را ناممکن ندانست و تصریح کرد: اگر زمینلرزهای با مقیاس بزرگ در سابقه موجود گسل خزر اتفاق بیفتد موجی که در دریا به جنبش درمیآید صدمات زیادی را در پی خواهد داشت.
وی ادامه داد: علاوه بر مخاطرات معمول جوشش ماسه، رانش و ریزش سنگ نیز از مسائل همراه با وقوع زمینلرزههای بزرگ خواهند بود.
معاون پژوهشی پژوهشکده زمین به شواهد موجود در خصوص نرخ حرکت و مطالعات «جیپیاس» گسل خزر اشاره کرد و بیان داشت: انتظار داریم که سرعت حرکت گسل خزر نسبت به لبه جنوبی یعنی آنچه ما بهعنوان مجموعه گسل تهران تا شمال قزوین از آن نام میبریم از نظر سازوکار حرکتی و سرعت حرکتی سالیانه ده برابر آنچه باشد که در لبه جنوبی است؛ بنابراین خطر بهمراتب بزرگتر و اساسیتر به نظر میرسد.
نظری استاد دانشگاه و پژوهشگر زمینشناسی زلزله از گسل خزر بهعنوان مهمترین گسل موجود در لبه نام برد و عنوان کرد: وقوع خطر در زمینلرزه به بزرگای آن برمیگردد و زمانی خطر برای آن تعریف میشود که اثرات انسانی و جغرافیایی زیادی را تحت تأثیر قرار دهد و خسارات زیادی را به بار بیاورد.
یک چهارم بافت شهری مازندران فرسوده و نیازمند نوسازی است
حال که دانستیم خطر زلزله تا چه اندازه جدی است، قطعا توجه به اقداماتی نظیرِ مقاومسازی ساختمانها، نوسازی بافتهای فرسوده شهری بیش از پیش اهمیت مییابد. معاون وزیرِ راه و شهرسازی در تاریخ ۹ آذرماه امسال، در بازدید از بافت فرسوده شهر زیراب شهرستان سوادکوه، با بیان اینکه ستاد بازآفرینی شهری یا استان متشکل از بیش از ۲۰ دستگاه است که هر کدام وظیفه خود را باید در حوزههای بافتهای فرسوده، تاریخی و سکونتگاههای غیررسمی یا حاشیهای انجام دهند، گفت: متأسفانه یک چهارم بافت شهری مازندران فرسوده و نیازمند نوسازی است.
محمد آئینی با اشاره به تصویب بسته تشویقی نوسازی بافت فرسوده شهری، از سوی شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، آن را بی سابقه برشمرد و گفت: این بسته در تمامی شهرها اجرا خواهد شد و لذا دیگر بن بستی برای نوسازی در این مصوبه وجود نخواهد داشت و هر خانهای با هر متراژی امکان گرفتن پروانه ساختمانی دارد و نیاز به رعایت حد نصاب تفکیک برای واحدهای کمتر از ۵۰ متر نخواهد بود و تشویق برای واحدهای بالای ۵۰ متر، سطح اشغال بنا ۶۰ درصد بعلاوه دو خواهد بود و تسهیلاتی در پارکینگ برای آنها لحاظ شده است و این مربوط به پلاکهای ریزدانهای است که هیچ امکان تجمیع با واحدهای همجوار ندارند.
این مسئول، دسته سوم را مربوط به مواردی دانست که در عمق بافتها تجمیع میکنند و به حداقل نصاب تفکیک می رسند.
وی در رابطه با بازگشایی معابر اصلی این بافتها، گفت: در دو طرف این معابر یک طبقه تراکم تشویقی داده خواهد شد و طبقه همکف را نیز میتوانند به کاربری غیرمسکونی (تجاری یا خدماتی) تبدیل کنند و اگر در حاشیه معبر امکان پارکینگ باشد میتوان ۲۵ صدم تخفیف در پارکینگ داد.
معاون وزیر راه در رابطه با تجمیع بلوکی در این بافتها و مشوقهای آن در این مصوبه نیز گفت: در این مورد دو طبقه تراکم تشویقی داده خواهد شد و امکان کاربری غیرمسکونی در همکف وجود دارد.
در حالی که معاون وزیر راه و شهرسازی مازندران ساختِ نهایتا دو طبقه روی پیلوت در مناطق در دست نوسازی بافت فرسوده شهری را مجاز میداند، قوپرانلو، رئیس انجمن انبوه سازان مازندران طی گفتوگویی با سایت خبری تحلیلیِ «تحلیلبازار»، از موانع ارتفاع سازی
گفته است!
رییس انجمن انبوه سازان مازندران با بیان اینکه اگر انبوهساز حمایت شود، بافت فرسوده استان چندساله آباد میشود، موانع ارتفاع سازی را از مشکلات سرمایهگذاران برای بهسازی بافت شهری دانست.
ابوالقاسم قوپرانلو با اشاره به مشکلات فراروی انبوه سازان برای نوسازی بافتهای فرسوده شهری گفت: اگر حمایتهای لازم صورت گیرد، بافتهای فرسوده استان ظرف چهار تا پنج سال آباد میشود.
وی با اظهار اینکه اگر سرمایهگذار اذیت نشود، بافتهای فرسوده چندساله به آبادی تبدیل میشود، گفت: طرحهای زیادی وجود دارد اما حمایتهای لازم از سرمایه گذاران و انبوه سازان صورت نمیگیرد.
وی با بیان اینکه مشکلات زیادی در سرمایه گذاری بافتهای فرسوده شهری روبرو هستیم، گفت: همه امکانات شامل برق، تلفن، گاز و غیره در شهر وجود دارد که از نظر زیرساختی نیازها را تامین میکند.
قوپرانلو مهمترین مشکل در بهسازی و سرمایه گذاری برای نوسازی بافت فرسوده را موانع ارتفاع و بلندمرتبهسازی ذکر کرد و گفت: باید برای رفع مسائل ارتفاع در بافت فرسوده برنامه ریزی شود.
رییس انجمن انبوهسازان مازندران یادآور شد: سرمایهگذاران پس از دریافت پروانه یا حین دریافت مجوز با دستگاههایی نظیر میراث فرهنگی دچار مشکل میشود و لازم است فکر اساسی در این بخش صورت گیرد.
اما مساله اصلی اینجاست که اساسا چرا باید در کوچههای باریک و تنگ یا مناطق در دستِ نوسازیِ بافتِ فرسوده، ساختمانهای بلندمرتبه بنا شود و شهرداریها با کدام توجیه فنی اقدام به صدور مجوز و پروانه ساخت برای چنین آسمانخراشهایی میکنند، در حالی که در صورت وقوعِ زلزله همین ساختمانهای بلندمرتبه بلای جان مردم شده و راه دسترسی را برای انجام عملیات امداد و نجات به کلی مسدود میکنند!
ضمن اینکه در کنارِ نوسازی بافتِ فرسوده، مبحثِ مقاوم سازیِ ساختمانها همچنان باید بیش از پیش مورد توجه
قرار گیرد.
۵ دی ماه، یادآور زلزله فاجعهبارِ بم است؛ واقعهای تلخ که غفلت از نوسازی بافت فرسوده، یکی از مهمترین دلایل این فاجعه دردناک بشمار میرود و همچنین ۳۰ دی ماه نیز یادآورِ فروریختنِ ساختمانِ بلندمرتبهی پلاسکو در چهارراه استانبولِ تهران است. ساختمان عظیمی که در دوران طلایی عمرش، از آن با عنوانِ نخستین آسمانخراش و ساختمان مدرن خاورمیانه یاد میشد اما عدم توجه به مقاوم سازی آن، سبب شد تا پس از ۵۴ سال، از برجِ عاج آسمان به زمین فروافتد و مسببِ حادثهای تلخ و جانگداز شود آنچنانکه در اذهان ایرانیان نامِ پلاسکو با از دست رفتنِ جانهای عزیزی پیوند خورده است.
همین دو نمونهی تاریخی، مصداق روشنی است از تبعاتِ بسیار تلخ و فاجعهبارِ سهل انگاری در نوسازی بافتِ فرسوده و پایین بودنِ مقاومتِ ساختمانهای قدیم و جدید در هنگامِ وقوعِ بلایای طبیعی یا انسانی. بنابراین، یکی از عقلانیترین و پیشگیرانهترین اقدامات در مواجهه با زمینلرزههای شدیدی که احتمال وقوع آن چندان دور از انتظار نیست، همین توجه اکید بر مساله مقاوم سازی ساختمانها و نوسازی بافتهای فرسوده شهری است که اگر صورت نگیرد، تلفات و خسارات آن جبرانناپذیر مینماید.


























