همزمان با ادامه برداشت برنج از ۱۰۰ هزار هکتار از شالیزارهای استان، بازار برنج در شرایطی حساسی قرار گرفته است؛ کشاورزان از فاصله قیمت خرید با هزینه‌های تولید گلایه دارند و در مقابل، نگرانی درباره انباشت محصول در شالیکوبی‌ها و احتمال افت قیمت در هفته‌های آینده افزایش یافته است.

در ماه‌های اخیر، پدیده عدم عرضه برنج از سوی کشاورزان به چالش بزرگی تبدیل شده است. این موضوع برخلاف تصور عمومی، از سرِ سودجویی نیست؛ بلکه واکنشی منطقی به شرایط سخت اقتصادی و ساختاری حاکم بر زنجیره تأمین است. دلایل اصلی این وضعیت را می‌توان در موارد مختلف اعلام نمود. تورم در نهاده‌های کشاورزی (کود، سم، سوخت، دستمزد کارگر و اجاره‌بها) بسیار فراتر از رشد قیمت برنج بوده است. کشاورز وقتی می‌بیند قیمت پیشنهادی دلالان حتی هزینه‌های تولید را پوشش نمی‌دهد، ترجیح می‌دهد محصول را در انبار نگه دارد تا شاید در آینده به قیمتی عادلانه‌تر بفروشد. مطلب دیگر اینکه دسترسی مستقیم کشاورز به مصرف‌کننده نهایی محدود است. واسطه‌ها و دلالان، برنج را با قیمتی بسیار پایین خریداری کرده و با سودهای کلان در بازار می‌فروشند. از سوی دیگر، مراکز خرید (مانند شالیکوبی‌ها) اغلب با کمبود نقدینگی مواجه‌اند و توان خرید نقدی را ندارند که این امر کشاورز را نسبت به فروش بی‌اعتماد می‌کند. مورد دیگری که موجب شده برنج خریداری نداشته باشد ورود بی‌موقع برنج‌های خارجی به بازار و نوسان تعرفه‌های وارداتی، امنیت روانی کشاورز را برهم زده است. وقتی سیاست‌گذاری‌ها به جای حمایت از تولیدکننده، بر کنترل فوری قیمت مصرف‌کننده متمرکز است، بازار دچار شوک شده و کشاورز برای حفظ سرمایه خود، از فروش امتناع می‌کند. بسیاری از کشاورزان به انبارهای استاندارد دسترسی ندارند تا بتوانند محصول خود را با کیفیت مطلوب نگهداری کنند. این نقص زیرساختی باعث می‌شود که فروشِ به‌موقع برای آن‌ها تبدیل به یک قمار بین «فروش ارزان» و «احتمال فساد محصول در انبار» شود.
سیستم خرید تضمینی و توافقی دولتی در بسیاری از موارد یا دیر عمل می‌کند، یا قیمت‌های آن جذاب نیست و یا پرداختی‌های آن با تأخیر طولانی همراه است. این وضعیت باعث شده کشاورز برای تأمین هزینه‌های معیشتی خود نتواند به حمایت‌های دولتی تکیه کند. البته باید گفت نخریدن برنج از سوی دلالان و یا عدم فروش برنج از سوی کشاورزان، زنگ خطری برای امنیت غذایی است. برای بازگشت تعادل به این بازار، تمرکز بر «حذف واسطه‌های غیرضروری»، «ایجاد بسترهای فروش مستقیم»، «اصلاح سیستم خرید تضمینی» و «ارائه تسهیلات ارزان‌قیمت برای نگهداری محصول» ضروری است. دولت باید به جای فشار بر عرضه، نقدینگی لازم را برای خرید توافقیِ عادلانه تزریق کند تا هم دست دلالان کوتاه شود و هم کشاورز با آسودگی خاطر محصول خود را وارد چرخه مصرف کند.

دغدغه کشاورزان شکاف میان هزینه تولید و فروش است
طرح ایجاد برند برای برنج مازندران اگرچه بسیار خوب است اما در این فصل برداشت و همزمان با فروش چاره ای از درد کشاورز دوا نمی‌کند. بازرا برنج در شرایطی قرار دارد که کشاورزان و البته خریداران در شرایط دشواری قرار دارند و از آینده وضعیت برنج بی‌خبرند. دغدغه اصلی شالیکاران مازندران، شکاف میان هزینه تولید و قیمتی است که کارخانه‌داران برای خرید محصول پیشنهاد می‌کنند؛ شکافی که حالا به یکی از عوامل کاهش تمایل کشاورزان به فروش برنج نو تبدیل شده است. براساس محاسبات میدانی، افزایش هزینه نهاده‌ها، دستمزد نیروی کار و ماشین‌آلات، قیمت تمام‌شده هر کیلوگرم برنج را به مرز ۳۰۰ هزار تومان رسانده است. این در حالی‌است که با برآورد هزینه‌های سال زراعی اخیر، کشاورز تنها در صورت فروش محصول با قیمت حدود ۴۰۰ هزار تومان می‌تواند به نقطه سودآوری برسد.

 

اصالت و کیفیت برنج نیز اهمیت زیادی دارد
افزایش هزینه فرآوری نیز بر این فشار افزوده است. گزارش‌های اخیر از افزایش کارمزد شالیکوبی‌ها حکایت دارد؛ هزینه‌ای که در کنار افزایش دستمزدها و نهاده‌ها، قیمت تمام‌شده برنج را بیش از گذشته افزایش داده است. در کنار مسئله قیمت، موضوع اصالت و کیفیت برنج نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. بخشی از مصرف‌کنندگان برای اطمینان از خرید برنج خالص، ترجیح می‌دهند محصول را مستقیماً از کشاورزان یا افراد مورد اعتماد خود خریداری کنند. این رفتار نشان می‌دهد اعتماد، به اندازه قیمت، در بازار برنج اهمیت دارد. در همین راستا، ایجاد برند «برنج مازندران» به‌عنوان یکی از راهکارهای تقویت جایگاه محصول مطرح شده است. برند «برنج مازندران» نیز اگر صرفاً یک عنوان تبلیغاتی باقی بماند، تأثیر محدودی خواهد داشت؛ اما اگر با شناسنامه محصول، رهگیری، کنترل کیفیت، نظارت بر شالیکوبی‌ها، بسته‌بندی استاندارد و مشارکت واقعی کشاورزان همراه شود، می‌تواند به ابزاری برای بازسازی اعتماد و افزایش ارزش محصول تبدیل شود.

مدیرت واحد از تولید تا مصرف چاره‌کار است
در هرصورت وضعیت برنج در حال حاضر چه از نظر تولید کننده و چه از نظر مصرف کننده مطلوب نیست. برای اینکه هر دوقشر تولید و مصرف رضایت حداکثری چه از نظر قیمت و چه از نظر کیفیت محصول بدست آید باید دست دلالان و سودجویان را کوتاه کرد و فاصله میان تولید و مصرف را تا حد ممکن کم نمود. مخلص کلام اینکه اگر تا چند روز آینده وضعیت برنج مشخص نشود با انباشت برنج در شالیکوبی‌ها و با توجه به هزینه‌های انجام گرفته توسط کشاورز، آنها مجبورند با قیمتی نازل برنج را دراختیار دلالان قرار داده و آنها نیز با توجه به اینکه ظرفیت احتکار و انبار نمودن برنج را دارند، این‌کار را انجام داده و در زمان لازم برنج را با حداکثر قیمت در اختیار مصرف کننده قرار می‌دهند. این رویه‌ای است که سالیان سال در کشورمان تکرار و هرسال نیز تذکرات لازم به مسئولین امر داده می‌شود اما نتیجه‌ای حاصل نشده و نخواهد شد.
اگر مدیریت عرضه، تنظیم واردات، نظارت بر شالیکوبی‌ها، مقابله با واسطه‌گری ناسالم و صیانت از اصالت محصول همزمان دنبال شود، می‌توان امیدوار بود برنج مازندران از فصل برداشت امسال با ثبات بیشتری عبور کند. اما اگر این حلقه‌ها همچنان جدا از یکدیگر مدیریت شوند، خطر تکرار چرخه‌ای آشنا وجود دارد: کشاورز محصول را با قیمت پایین می‌فروشد، واسطه‌ها سهم بیشتری از ارزش زنجیره را به دست می‌آورند و مصرف‌کننده نیز برنج را با قیمتی بالاتر خریداری می‌کند.