امروزه یکی از خطرات جدی که زندگی بسیاری از افراد را به‌ویژه در دهه سوم و چهارم و در سنین 40 و 50 تهدید می‌کند انواع بیماری‌های غیرواگیر ازجمله مشکلات قلبی عروقی، فشار خون بالا و دیابت است که شیوع زندگی آپارتمانی و کاهش تحرک بدنی یکی از دلایل ریشه‌ای آن است. 

امروزه یکی از خطرات جدی که زندگی بسیاری از افراد را به‌ویژه در دهه سوم و چهارم و در سنین ۴۰ و ۵۰ تهدید می‌کند انواع بیماری‌های غیرواگیر ازجمله مشکلات قلبی عروقی، فشار خون بالا و دیابت است که شیوع زندگی آپارتمانی و کاهش تحرک بدنی یکی از دلایل ریشه‌ای آن است.

البته این مشکلات عمدتاً در دهه‌های سوم، چهارم و پنجم زندگی بروز می‌کند اما امروز استان مازندران با نسلی از دانش‌آموزان نوجوان، جوان و حتی کودک مواجه است که دارای اضافه‌وزن هستند و در معرض انواع بیماری‌های غیرواگیر قرار دارند، شاخص توده بدنی این افراد، به حد قرمز و خطرناک رسیده و با چابکی و چالاکی که ویژگی عمده نوجوانان و جوانان است بیگانه هستند.

برخی آمارهای رسمی نیز حکایت از این دارد که متوسط وزن دانش‌آموزان مدارس در شهرهای مختلف مازندران، از متوسط وزن بسیاری از همسالان در دیگر استان‌های کشور بالاتر است به عبارت روشن، چاقی دانش‌آموزی در مازندران در صدر است و کارشناسان، یکی از دلایل اصلی این مشکل را سبک زندگی غلط و نگرش نادرست خانواده‌ها می‌دانند.

هرچند شیوع کرونا و برگزاری کلاس‌های آنلاین که موجب اقامت اجباری کودکان و نوجوانان دانش‌آموز در خانه‌ها و دوری آنان از مراکز ورزشی و تفریحی شد بر این وضعیت اثرگذار بود اما عادات نادرست غذایی در خانه بسیاری از شهروندان که پس از کرونا نیز ادامه دارد، دلیل مهمی بر پایداری و حتی روند رو به رشد این چالش است.

امروز از نظر علمی چاقی و اضافه‌وزن در کودکی و نوجوانی، یکی از دلایل قطعی بروز انواع بیماری‌های غیرواگیر، انواع سرطان‌ها و حتی مرگ در سنین میان‌سالی است و خانواده‌ها نباید نگاه ساده به این مشکل داشته باشند.

آغاز سال نو تحصیلی و شروع مدارس در مهرماه، می‌تواند هم فرصتی برای مهار این مشکل باشد و هم تهدیدی برای تشدید این وضعیت.

اگر مدیران و عوامل صف و ستاد در دستگاه فرهنگ‌ساز آموزش و پرورش بتوانند برای ساعات حضور دانش‌آموزان در مدارس برنامه منظم ورزشی طراحی کنند و همچنین زنگ ورزش کودکان و نوجوانان را غنی و آنان را از خطرات «بی‌سوادیِ حرکتی» آگاه سازند، می‌توان امیدوار بود جلوی این شیب تند و نامبارک گرفته شود.

نهادهایی چون انجمن اولیا و مربیان نیز لازم است در این بخش با مدرسه هماهنگ باشند و اطلاعات پدران و مادران را نیز در این زمینه افزایش دهند تا آنان در منزل نیز توجه جدی‌تری به تغذیه فرزندان خود

داشته باشند.

از همه مهم‌تر خطرات ناشی از خوردن انواع «فست‌فود» در مسیر رفت و بازگشت به مدرسه نیز باید برای خانواده‌ها و دانش‌آموزان به‌خوبی تبیین شود.

به نظر ما لازم است مدارس توجه ویژه به سواد حرکتی را در دستور کار خود قرار دهند و ضمن برنامه برای افزایش تحرک کودکان و نوجوانان در حیاط مدرسه، آنان را نسبت به خطرات ناشی از اضافه‌وزن آگاه کنند و همچنین بوفه مدارس را از غذاهای خطرناک خالی نگاه دارند.

البته باید اقرار و اعتراف کرد که بخشی از وضعیت پیش‌آمده هم برای والدین و هم برای فرزندان، ناشی از گسترش زندگی آپارتمانی و دور شدن از فضاهای ورزشی و تن دادن به مشاغل اداری است که افراد در طول چندین ساعت، چند قدم هم راه نمی‌روند اما این چرخه کم‌تحرکی و تنبلی در یک جا باید شکسته شود و برای نوجوانان و دانش‌آموزان، حیاط مدرسه بهترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر است.

نکته آخر که باید هم مورد توجه اولیای دانش‌آموزان و هم عوامل مدرسه و معلمان باشد این است ‌که هم عادات خوب و هم عادات نامناسب، «اعتیادآور» هستند اگر بتوانیم زندگی روزانه خود را همراه با تحرک و بدون انواع غذاهای ناسالم، تنظیم کنیم، پس از مدتی به این روش سالم، به‌نوعی اعتیاد پیدا می‌کنیم و به این شکل می‌توانیم در آینده خود را از انواع بیماری‌ها چون قلب و عروق، فشار خون، دیابت و افسردگی‌های ناشی از آن دور نگاه داریم.