یکی از نقدهای جدی که به اصولگرایان بزرگ در استان مازندران وارد است «شلختگی در عمل سیاسی» که هم در حوزه اجرایی نمونه‌های فراوانی دارد و هم در تنظیم لیست‌های انتخاباتی که در ادامه به دو مورد واضح آن اشاره می‌رود.

یکی از نقدهای جدی که به اصولگرایان بزرگ در استان مازندران وارد است «شلختگی در عمل سیاسی» که هم در حوزه اجرایی نمونه‌های فراوانی دارد و هم در تنظیم لیست‌های انتخاباتی که در ادامه به دو مورد واضح آن اشاره می‌رود.
از روزی‌که مردان اصولگرا در دولت سیزدهم، در رأس دستگاه‌های اجرایی قرار گرفتند، در شرایطی که در بدنه استانداری و بسیاری از ادارات، نیروهای مورد اعتماد این جریان سیاسی، کم نبودند، در چینش مدیران میانه، به افرادی تازه‌کار و کم‌تجربه روی آوردند، افرادی که بعضاً رابطه استخدامی با دولت نداشتند، بومی نبودند و فاقد پیشینه مدیریتی حتی سیاسی روشنی بودند و به این شکل موجی از نارضایتی در میان نیروهای وفادار به خود ایجاد کردند و هنوز هم کسی پاسخی به نقدها نداده است.
در انتخابات مجلس ۱۱ اسفندماه نیز شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی مازندران که یکی از سرشاخه‌های اصلی جریان اصولگرایی در استان است دست به چنین اقدامی برای مجلس زد به این معنا که در شرایطی که در میان نامزدها، افرادی که هم وابسته به اصولگرایی بودند و هم احتمال رأی‌آوری‌شان بیشتر بود، شورا به سراغ نیروهایی رفت و افرادی را در لیست گنجاند که برخی سابقه مبهمی نزد مردم داشتند و برخی نیز مورد توجه افکار عمومی نبودند و همین موجب شد بسیارانی که در دو انتخابات قبلی، همراه با شورا بودند، خود را کنار کشیدند و در برخی حوزه‌های انتخابیه برای نامزدهایی کار کردند که رقبای نامزدهای لیست شورای ائتلاف به حساب می‌آمدند و یکی از ریشه‌های اصلی شکست شورای ائتلاف در انتخابات مجلس همین بود.
رییس شورای ائتلاف نیروهای انقلاب استان مازندران چند روز پیش از انتخابات، اعلان کرده بود پس از بررسی و ارزیابی جوانب برای ۹ حوزه انتخابیه مازندران به «شمس‌الدین حسینی»، «رضا علیخانی»، «عبدالوحید فیاضی»، «علی اصغر باقرزاده»، «بهروز عیسی‌زاده»، «حسن حسن نتاج»، «مهدی سعادتی»، «سید جواد حسینی»، «کیوان مرادیان»، «عبدالرضا بابایی»، «منصور علی زارعی» و «غلامرضا شریعتی» رسید اما پس از انتخابات دیدیم که از این دوازده تن، تنها ۵ نفر موفق شدند وارد مجلس شوند و سایرین از دور رقابت‌ها حذف شدند و این یک شکست بزرگ برای این شورا است آن هم در شرایطی که در میان نامزدها، اصولگرایانی دیگر با سابقه مدیریتی درخشان و همچنین قرابت به شورای ائتلاف بودند.
همچنین آنچه که در حوزه انتخابی ساری و میاندورود بر سر دو نامزد مورد تأکید شورای ائتلاف آمده بود یک افتضاح سیاسی بود نه کم‌تر. این شورا کرکره عقلانیت را پایین کشید و بدون درنظرگرفتن ذائقه جدید جامعه در شرایط امروز، برابر همان سنت چهار سال قبل رفتار کرد و «منصور علی زارعی» و «عبدالرضا بابایی» را نامزد موردنظر خود معرفی کرد آن هم در شرایطی که زارعی که ۴ سال سابقه نمایندگی در همین دوره را داشت، با انتقاد شدیدی به‌ویژه از سوی کشاورزان و باغداران مواجه بود و عبدالرضا بابایی در این چهار سال نیز دستاورد چندانی نداشت که احتمال انتخاب وی را بالا ببرد. نکته مهم دیگر این‌که هنوز هم روشن نیست عبدالرضا بابایی در دوره قبل برابر کدام رزومه و سابقه و اعتبار سیاسی، پایش به لیست شورای ائتلاف باز شد و اگر ذره‌ای عقلانیت بر این شورا، حاکم بود و اگر این شورا، ریشه در میان مردم داشت و از ذائقه افکار عمومی آگاه بود، برای انتخابات ۱۱ اسفند باید سراغ دو تن دیگر می‌رفت چون از همان آغاز روشن بود نه عبدالرضا بابایی و نه منصورعلی زارعی موفق نخواهند شد وارد مجلس دوازدهم شوند.
نکته آخر این‌که شورای ائتلاف که جریان سیاسی اصولگرایی در مازندران را راهنمایی می‌کند باید آن اندازه درایت و عقلانیت داشته باشد و افرادی را در لیست خود قرار دهد که دستِ کم شصت درصد این افراد وارد مجلس شوند نه این‌که از دوازده نماینده معرفی‌شده شورا، تنها ۵ نفر وارد مجلس شوند و در صورت ادامه چنین رویه‌های نادرستی، اعتبار شورا زیر سوال خواهد رفت و شورا به مضحکه رسانه‌ها به‌ویژه در فضای مجازی تبدیل خواهد شد.